از این کنفرانس تا کنفرانس دیگر

یک شنبه 4 میزان 1395/

در این روزها ارگ ریاست‌جمهوری دست به اقداماتی می‌زند و نشان می‌دهد که در تلاش و تکاپو برای بهتر شدنِ وضعیت است؛ از جمله این‌که به تطبیق توافق‌نامۀ سیاسی توجه صورت می‌گیرد، قانونِ انتخابات به بحث گذاشته می‌شود، توافق‌نامۀ صلح با حکمتیار امضا می‌گردد و سپس کمپاین‌هایی که در موردِ این‌همه صورت می‌گیرند. همچنان از افزایش عواید سخن گفته می‌شود و نیز این‌که دولت پنج سند را برای کنفرانس بروکسل آماده کرده و همچنان سخنانی مبنی بر داشتنِ برنامه و طرح‌هایی در سطحِ ملی به زبان می‌آید؛ اما در نهایت هیچ کاری در عمل صورت نمی‌گیرد.
هم‌اکنون شک و تردیدها در مورد امضای توافق‌نامه با حکمتیار افزایش یافته است، اما دولت چنان از آن خبرسازی می‌کنـد که گویی همین صبح، صلح دروازۀ افغانستان را تک‌تک می‌زند. اما این‌همه تلاش‌های شتاب‌زده و این‌همه سروصـدا فقط به‌خاطرِ آن است که ما در آستانۀ کنفرانس بروکسل قرار داریم و دولت باید در این کنفرانس با دستانِ پُر شرکت کند تا وعده‌ها و کمک‌هایِ جهـان را با خود به ارمغان آورد. دولت این‌همه اقدامات را فقط تا آغاز کنفرانس بروکسل روی دست دارد و بعد از بازگشت از بروکسل، اصل نه مرغی هست و نه چرگی و نه هم عملی به کدام وعده دیده می‌شود؛ فقط همۀ امکاناتِ دست‌داشته در خدمتِ یک سلسله برنامه‌های تیمی، قومی و قبیله‌یی به مصرف می‌رسد و افغانستان نیز به فراموشی سپرده می‌شود.
تنظیمِ فهرستِ بلندبالایی از دستاوردها در کنفرانس جهانی درحالی ارایه می‌شود که اصلاً چنان دستاوردی در کشور به شکلِ درستِ آن تحقق نیافته است. بنابراین آقای غنی این تلاش‌ها را برای دولت‌داری و حکومت‌داریِ خوب انجام نمی‌دهد، بلکه این نمایش‌ها و ظاهرسازی‌ها را در جهتِ حفظ کرسیِ قدرت و فریبِ اذهان در سطح ملی و بین‌المللی به روی دست می‌گیرد. درحالی‌که مردمِ افغانستان آرزو دارند دولت به تعهداتش صادقانه عمل کند، آقای غنی برعکس هر بار خود سنگی را پیش رویِ وعده‌هایش می‌گذارد و از اجرای آن‌ها سر باز می‌زند تا آن‌جا که بن‌بست پشتِ بن‌بست خلق می‌گردد.
طرح قانون انتخابات، چگونه‌گی برخورد با شناس‌نامه‌های برقی و نیز امضای توافق‌نامۀ صلح، خود می‌رساند که قصدی برای انجام کارهای درست‌تر روی دست نیست و صداقتی در عمل به وعده‌ها و برنامه‌ها وجود ندارد. حفظ وضعیتِ موجود و موج‌سواری و به یاری خواستنِ غرورِ قبیله‌یی، تنها و تنها ارزشی‌ست که آقای غنی در عمل به آن متعهد است و به جز آن، هیچ گامی را در سطح ملی برای کشور و مردم به گونۀ قاطع برنداشته است. کارهایی مانندِ احداث بند سلما نیز شامل برنامه‌ها و استراتژی‌های کشور هند است و ساخت خط آهن هم شامل برنامه‌های راهبردیِ چین در منطقه و افغانستان می‌باشد. بنابراین، هیچ کاری که بعد از نشستِ بروکسل به انجام برسد و ملت خیرِ آن را ببیند، روی دست نیست.
یقیناً تا زمانی که آقای غنی به عنوانِ یک سیاست‌مدارِ صادق از علایقِ قومی و قبیله‌یی بیرون نشود و به تعهداتش عمل نکند ـ قانون را تطبیق و توافق‌نامۀ سیاسی را اجرا نکند ـ نمی‌توانیم شاهدِ هیچ دستاوردی بعد از کنفرانس بروکسل باشیم. زیرا کمک‌هایی که بعد از کنفرانس بروکسل به‌دست می‌آید، همه در محورِ برنامه‌های قبیله‌یی و تیمی به مصرف می‌رسد و تا کنفرانسِ دیگر، هیچ طرح و ادعایِ گزافی وجود ندارد تا این‌که به موعدِ کنفرانسی دیگر نزدیک می‌شویم و موجی از تحرکات به مشاهده می‌رسد و بعد دوباره خاموش می‌گردد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.