از قومـی دانستن جنـگ تا قـومی ساختن ارتش

سه شنبه 22 عقرب 1397/

دیروز ده‌ها تن از شهروندان هزاره در اعتراض به قتل و کشتارهای عام در مناطق ارزگان خاص ولایت ارزگان و مالستان ولایت غزنی خواستار رسیده‌گی به آن شدند. هزاره‌های مقیم مالستان پس از حملۀ طالبان به مناطق شان و خسارات جانی و مالی‌یی که بر آنان وارد شد، دست به فرار زده و به ولسوالی مالستان ولایت غزنی پناه بردند. اما چندی بعدتر از آن طالبان به ولسوالی مالستان غزنی حمله کرده شماری از آنان را کشتند.
معترضان می‌گویند که یک قتل عام توسط طالبان صورت گرفته و دولت در برابر آن خاموشی اختیار کرده است. بنابراین دیروز برخی از جاده‌های مرکزی شهر توسط معترضان مسدود شده بود تا اعتراض شان را به گوش دولت برسانند. این در حالی است که چند روز پیش، محمد اشرف غنی رییس دولت وحدت ملی، بعد از حملۀ طالبان به مناطقی در ارزگان خاص و تلفاتی که از مردم گرفته بود، گفته بود که جنگ ارزگان جنگ قومی میان پشتون‌ها و هزاره‌ها است که با واکنش گسترده مردم مواجه شد. البته برخی‌ها هم دیدگاه‌های آقای غنی در این زمینه را ستوده و گفته بودند که او اصل مساله را بیان کرده است، اما بعدتر که ریاست اجرایی دولت وحدت ملی و مجلس نماینده‌گان در این زمینه واکنش نشان داد، ارگ متن فرمان آقای غنی را تصحیح کرد و گفت که جنگ در ارزگان خاص قومی نیست.
حالا بعد از آن رویداد، مردمان هزاره در ولسوالی مالستان غزنی هدف قرار گرفته و کشته شده‌اند. طالبان به خانه‌های آنان حمله کرده و جان بسیارهای شان را ستانده‌اند. آقای غنی در سفرهای انتخاباتی در این وضع به بامیان و دایکندی، وعده داده بود که برای تأمین امنیت مناطق هزاره‌نشین در بامیان و دایکندی قطعات اردوی خودی را می‌سازد و وزارت دفاع را وظیفه داد تا چنین تصمیمی را عملی کنند؛ واقعیت مساله این است که از چند سال به این طرف هزاره‌ها در افغانستان قربانی اهداف مشخصی با نام‌های مختلف قرار دارند؛ به‌ویژه در چهار سال اخیر طالبان زیر نام حمله داعش، طالبان و گاه هم حمله‌های قومی، کشته و مجروح شده‌اند.
در برابر چنین سیاستی همواره یک سکوت رسمی حاکم بوده است. در کنار این سکوتِ رسمی رسانه‌ها هم در بازتاب رویدادها به گونۀ درست عمل نکرده‌اند. در عین حال، تازه آقای غنی از بحث فعال شدن ارتش‌های خودی در مناطق هزاره‌نشین خبر می‌دهد که خود به عنوان قدم‌های بسیار اشتباه آمیز مطرح است و می‌تواند تعریف دیگری برای جنگ بدهد. ارتش خودی اگر به معنای واقعی کلمه در مناطق هزاره‌نشین ساخته شود بدون شک مرکب از مردمان همان محلات مشخص خواهد بود و به نظر می‌رسد که اول شکل گرفتن آن ارتش به عنوان یک سیاستِ انتخاباتی مطرح باشد و به سختی شکل خواهد گرفت و از جانب دیگر، در صورتی که شکل بگیرد ممکن است که مشکلاتی را برای آیندۀ کشور ایجاد کند؛ زیرا با محلی ساختن ارتش جنگ در مناطق هزاره‌جات معیارهای قومی بیشتری پیدا خواهد کرد و طالبان در لباس پشتون و هزاره‌ها در لباس ارتش محلی یا خودی عملاً جنگ قومی را شروع خواهد کرد به چنین هدفی کشانده خواهد شد.
بنابراین، به‌جای چنین راه حل‌های موقتی، ناشیانه و انتخاباتی بایستی برای حل مشکلات مردم به‌ویژه مردم هزاره یک راه حل بنیادین در نظر گرفته شود. مثلاً به جای ساختن ارتش‌های محلی خوب است که ارتش ملی کشور تقویت شده و سیاست قومی سلسله مراتبی از آن حذف و جای آن را سیاست ملی‌گرایانه گرفته و کمیت آن گسترش داده شود و تا فرصتی برای ارایه خدمات امنیتی در همه مناطق کشور ساخته شود. در غیرآن، سیاست قومی‌سازی نهادهای امنیتی مشکلات تازه تری را برای کشور خلق می‌کند و اینگونه اقوام را به شکل رسمی در برابر هم قرار می‌دهد. پیشنها ما به آقای غنی این است که نه جنگ را قومی بخواند و نه ارتش‌های کوچک قومی محلی را بسازد، زیرا این هر دو نهادینه کردن جنگ در چارچوب قومی اند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.