استفادۀ ابزاری از اهلِ معارف

/

فعالیت‌های فاروق وردک بر هیچ کسی پوشیده نیست. از او به عنوان مغزِ متفکرِ گلبدین حکمتیار در دستگاه آقای کرزی یاد می‌شود و تا کنون به عنوان کلیدی‌ترین فرد حزب اسلامی، مهم‌ترین‌ کارها را به سود آقای حکمتیار در حکومت افغانستان انجام داده است. از کارهای قابل توجهِ آقای وردک می‌توان به قومی‌سازی وزارت معارف در پی نصبِ افراد مشخصِ یک قوم در ادارات مربوط به این وزارت‌خانه، جداسازی زبان آموزشی و تطبیق برنامه‌های شوونیستی در کتاب‌های آموزشیِ معارف یاد کرد. البته جناب وردک به سود سیاست‌های قومی و حزبی در سایر نهادهای حکومتی نیز کارهایی کرده است.
در آخرین مورد، آقای وردک ده‌ها نفر از استادانِ مکاتب را به محفلی سیاسی فرا خوانده تا در این محفل، از آدرس حزب اسلامی علیه تیم اصلاحات و هم‌گرایی موضع بگیرند و از خشم و خشونت سخن برانند. جناب آقای وردک زیرکی نیز به خرج داده و هنگام فرا خواندن این استادان، دستور داده هیچ‌کس ملبس به یونیفورمِ مکاتب نباشد تا نشود استفاده‌جویی جنابِ ایشان برملا گردد.
در همین حال، گزارش‌ها می‌رسانند که پلان دیگرِ آقای وردک به خیابان‌ کشاندنِ شاگردانِ مکاتب علیه ابهامِ نتیجۀ انتخاباتِ ریاست‌جمهوری است. به همه‌گان معلوم است که آقای وردک و حزب مربوطه‌اش در این انتخابات از تیم تحول و تداوم حمایت کرده بودند؛ و در پی تقلب گستردۀ این تیم انتخاباتی، اکنون سرنوشت انتخابات به بن‌بست کشیده شده. اما طرحِ آقای وردک این است که با تظاهرات شاگردانِ مکاتب و چنگ و دندان نشان دادنِ حزب اسلامی آقای حکمتیار، می‌‌توان سرنوشت انتخاباتِ پُر از تقلب را روشن کرد. زیرا او مطمین است که جناب اشرف‌غنی برندۀ انتخاباتِ پُرتقلب می‌باشد.
سوگ‌مندی نخست آن‌جاست که این طرحِ حزبی قومی عملاً از سوی وزیر معارفِ کشور تطبیق می‌شود، یعنی کسی که معتمد آقای کرزی است. سال‌هاست که سیاست‌ کردن در دانشگاه‌های کشور از سوی رییس‌جمهور ممنوع اعلام شده، ولی گویا او به وزیر معارفش این مجوز را داده که برای خود و حزبش در مکاتبِ کشور سیاست کند. این تناقض عملاً می‌رساند که حکومتِ آقای کرزی، غیر از مصلحت و منافعِ قومی چیزِ دیگری را نمی‌خواهد و به همین دلیل است که آشکارا با روحیۀ پاکِ معلمان و شاگردان، بازی می‌کند و مکاتب را با سیاست‌های گندِ قومی آلوده می‌سازد.
سوگ‌مندی دیگر آن است که آقای وردک خود یکی از متهمان در راستای تقلبِ گسترده در انتخاباتِ کنونی است. اسناد مربوط به تقلب نشان می‌دهند که بخش اعظمِ تقلباتِ انتخاباتی از مجرای ریاست‌های معارفِ ولایات و نیز مکاتبِ ولایت‌ها صورت گرفته و این در حالی بوده که جناب وردک از این وضع آگاهی کامل داشته است؛ اما شوربختانه که هیچ‌کس پی‌گیرِ این ماجرا نبوده و نیست. این نکته می‌رساند که پشت آقای وردک چنان محکم است که هرگز به عنوان یک تقلب‌کار و خاطی قانون، متهم شناخته نمی‌شود.
سوگ‌مندی سوم، بازی با روحیۀ آموزش و پرورش است که به واسطۀ یک وزیر شوونیست صدمه می‌بیند. سال‌هاست که آقای وردک بر کرسی وزارت معارف تکیه زده و پیوسته به بهانه‌های مختلف، سیاست‌های خاصِ خود را تطبیق می‌کند. از تغییر زبان آموزش در برخی از ولایت‌های کشور شروع تا استخدام افراد مربوط به یک قوم در ادارات وزارتِ معارف، همه و همه در پی همین سیاست‌های خاص روی دست گرفته شده‌اند. اکنون نیز او از استادان و شاگردانِ مکاتب استفادۀ ابزاری برای تأمینِ منافع سیاسیِ خود و حلقات وابسته به آن می‌کند. این منفعت سیاسی، خود در پی منافع قومی مطرح می‌شود که دلیل اصلی حمایتِ آقای وردک از جناب اشرف‌غنی است. ورنه، جهان‌بینی آقای غنیِ بوروکرات و سکولارمشرب با جناب فاروق وردکِ حزب اسلامی و طالب‌منش تفاوت‌های‌ بسیاری دارد و تنها مسالۀ قومی‌ست که این دو را به‌هـم گره زده است.

اشتراک گذاري با دوستان :