اسرار حملات درون‌آستینی

/

در ادامه حمله‌های درون‌آستینی بر جان نیروهای داخلی و ناتو، به تازه‌گی یک سرباز امریکایی و یک پیمان‌کار غیرنظامی توسط یکی از نیروهای امنیتیِ افغان کشته شده‌اند. با کشته شدنِ این امریکایی به‌دست نیروهای افغان، شمار تلفات نیروهای امریکایی در افغانستان، به ٢٠٠٠ نفر رسیده است.
واضح است که این آخرین حمله به ‌جان سربازان خارجی نخواهد بود و اگر روند حملات درون‌آستینی هم‌چنان ادامه یابد، این رقم بالا خواهد رفت.
آمار نشر شده نشان می‌دهد که از آغاز سال جاریِ میلادی در افغانستان بیش از ۵۰ سرباز خارجی به‌دست «سربازان افغان» طی حملاتی که ما به آن «حملات درون‌آستینی» می‌گوییم، کشته شده‌اند.
ادامه این حمله‌ها توانست اقداماتی را در میان نیروهای خارجی و نیروهای داخلی به میان آورد. ناتو هفته پیش عملیات مشترک با نیروهای افغان را به‌دلیل افزایش «حملات خودی» از میان این نیروها، به حالت تعلیق درآورد و نیز مقام‌ها در وزارت دفاع کشور، در واکنش به افزایش حملاتی که توسط کسانی در میان سربازان ارتش و پولیس صورت می‌گیرد، اعلام کردند که پس از بررسیِ پرونده‌های سربازان ارتش و پولیس، صدها تن را از نیروهای مسلح، اخراج و شماری از افراد مشکوک را بازداشت کرده‌اند. اما با آن‌هم، دیده می‌شود که زمینه‌ها برای ادامه این حملات و عناصری برای تطبیقِ آن هم‌چنان وجود دارند.
هرچند ما بارها مطرح کردیم که باید نهادهای امنیتی و نظامی کشور، از وجود عناصرِ دشمن تصفیه گردد و به‌شدت با آن‌ها برخورد صورت گیرد؛ ولی هیچ‌گاه چنین اقدامی روی دست گرفته نشد. ادعای مقام‌های امنیتی کشور مبنی بر این‌که شماری از سربازانِ مشکوکِ ارتش و پولیس را از صف قوای مسلح خارج کرده‌اند نیز سمبولیک و ضعیف می‌نماید و هیچ اراده قاطعی برای شناسایی افرادی بلندپایه‌یی که در معرفی و استخدام نیروهای نفوذی دشمن در صفوف امنیتی افغانستان فعال بوده‌اند، دیده نمی‌شود. اما اگر این اراده قاطع به میان آید، بی‌گمان موفقیت‌های کلانی در این راستا به‌دست آمده و اسرار حملات درون‌آستینی برملا می‌گردد.
از جانب دیگر، امریکا نیز برای مهارِ چنین حمله‌ها تلاش و جدیتِ لازم را ندارد؛ به‌ویژه این‌که سیاستی را که آنان در قبال نیروهای مسلح کشور دنبال کرده‌اند، خود زاینده چنین خطراتی شده و زمینه ورود تروریستان و پاکستانی‌ها را به ارتش و پولیس، مساعد ساخته است. حالا کسانی به کمک خودِ امریکایی‌ها به مقام‌های بلند ارتش رسیده‌اند که به گونه علنی در خدمت گروه حقانی و سازمان استخباراتیِ پاکستان قرار دارند؛ کسانی که در بلندترین مقام‌های وزارت دفاع کشور، سنگینی می‌کنند و از طالب بودن، فقط ریشش را کم دارند. حضور چنین چهره‌ها به‌شدت سبب بی‌اعتمادی مردم به نظامِ حاکم شده و باوری را که مردم به نهادهای نظامی به‌خصوص وزارت دفاع ملی داشتند، کاهش داده است.
از سوی دیگر، پالیسی‌یی را که حکومت افغانستان در مورد قوای مسلح کشور اِعمال کرده است نیز، طالب‌زا بوده و سبب اصلیِ ورود جاسوسان و نفوذی‌های آی.اس.آی به صفوف ارتش و پولیس شده است. کنار زدنِ چهره‌ها و عناصر مربوط به مقاومت ملیِ ضد تجاوز پاکستان تا سطح عادی‌ترین سرباز، و واگذاری پست‌های بلند به حامیان منافع پاکستان و قومی کردن ارتش، از عمده‌ترین دلایل تضعیف ارتش و جابه‌جایی تروریستان در این ارگان‌ بوده است. بنابراین ایجاب می‌کند که در مورد تصفیه ارگان‌های نظامی به‌ویژه وزارت دفاع کشور، به گونه جدی و همه‌جانبه توجه شود؛ زیرا  بازداشت و اخراجِ شماری سرباز و افسر عادیِ مظنون، بدون شناسایی عقبه‌ها و حامیانِ آن‌ها در داخل نهادهای امنیتی و بیرون از آن، این مساله مهم را حل نخواهد کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.