افغانستان را دریابید

/

یک شنبه ۳۱ جوزا ۱۳۹۴

 

این روزها افغانستان برای منطقه دردسرِ بزرگی شده است. رسیدن سربازانِ روسی به مرزهای ما و نگرانی کشورهای منطقه از حضور و گسترشِ داعش در این کشور، افغانستان را در مرحلۀ جدیدی از بحران و هرج‌ومرج نشان می‌دهد.
جامعۀ جهانی و به‌خصوص امریکا، از قدرتمند شدنِ روزافزونِ داعش خبر می‌دهند و این به‌شدت روح و روانِ جامعه را می‌آزارد. بحث خروج سربازانِ خارجی و نبرد تنهاییِ نیروهای داخلی در برابر طالبان و در نهایت داعش، و نیز رقابت‌ِ استخباراتیِ کشورهای رقیب در افغانستان، بیان می‌کنند که این کشور روزهای دشوارتری را در پیشِ رو دارد.
خروج میلیونیِ مردم از کشور به‌خصوص آن‌هایی که توانِ خارج شدن را دارند، نشان می‌دهد که افغانستان به گونۀ اعلام ناشده‌، به روزهای سیاهِ گذشته نزدیک می‌شود و یک‌چنین ترسی سبب شده که کسانی که در این پانزده سال به نان‌ونوا رسیده‌اند و شانسِ زنده‌گی در کشورهای امن و مرفهِ جهان را دارند، راه‌‎شان را از افغانستان جدا کنند و ساحلی امن برای خود برگزینند.
گزارش‌ها می‌رسانند که افغانستان بعد از سوریه، بیشترین میزانِ خروج اتباع را در یک سالِ اخیر داشته است. از طرف دیگر، سیاست‌های نادرستِ ارگ ریاست‌جمهوری نیز منجر به بی‌اعتمادی و بی‌باوریِ بیشترِ مردم نسبت به آیندۀ کشور شده است. کاهش در سرمایه‌گذاری‌های خصوصی و رشد فساد در اداراتِ دولتی، ناشی از همین سیاست‌هاست. در حال حاضر، سرمایه‌ها از کشور خارج می‌شوند و نیز پول از جیبِ مردم و نان از دسترخوانِ آن‌ها گم شده است، اما دولت هیچ توجهی به این‌ آفت‌ها و صدمه‌ها ندارد.
تنها چیزی که حکومت در این اوضاع یاد گرفته، این است که دست به اقدام‌های ‌فریبنده و موقتی بزند تا مردم را برای مدتی آرام نگه دارد و بس.
عدم تعهد به اصلاحاتِ انتخاباتی و گسترش مشکوکِ داعش در افغانستان و تقویت طالبان در بخش‌های مهمِ کشور و ناامن شدنِ بخش‌های امنِ کشور و قوم‌گرایی مفرط در اداراتِ دولتی و کنار زدنِ دیگر گروه‌های قومی از رأس قدرت؛ همه و همه از وضعیت غیرمطمینِ افغانستان حکایت می‌کنند. اگر به این چراها و نگرانی‌ها پرداخته نشود، بدون شک بی‌اعتمادی بیشتر خواهد شد و مردمِ زیادی راه فرار را در پیش خواهند گرفت. از طرف دیگر، رشد گروه‌های افراطی در افغانستان و ایجاد مراکزی که فردا می‌توانند پناهگاه‌های خوبی برای تروریستانِ منطقه باشند، با سکوتِ دولت مواجه است که این‌همه بی‌اعتمادی مردم را نسبت به روند موجود و حاکمیتِ موجود بیشتر می‌کند.
هرچند مردم افغانستان نمی‌خواهند امیدشان ر ا از دست دهند و کوشش می‌کنند با توکل به خدا، بر بسیاری از نابسامانی‌ها فایق ‌آیند، اما وقتی می‌بینند سرانِ دولت به‌خصوص ریاست جمهوری نیتی برای اصلاحات در هیچ عرصه‌یی ندارد، اعتمادشان نسبت به نظام و امیدشان به آینده کاهش می‌یابد.
باید مسوولان امور، وضعیت را دریابند و اجازه ندهند که کشور در ورطۀ هولناکِ دیگری سقوط کند. زیرا بیمِ آن می‌رود که در موجودیتِ یک نظام نیم‌بند، افغانستان آهسته‌آهسته به مرکز تجمعِ تروریسم و افراطیت در منطقه تبدیل شود و مسلماً تحققِ این امر، به معنای نابودی کاملِ کشور است.
اگر امروز به فردای افغانستان توجه نشود و از همین اکنون جلو برخی اقداماتِ کشوربراندازانه گرفته نشود، فردا دیر خواهد بود!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.