افغانستان قربانیِ چـه خـواهـد شـد؟

/

شنبه ۱۲ ثور ۱۳۹۴

در این روزها، اوضاع در کشور به شکلِ خاموشانه‌یی دگرگون شده و کشور وارد مرحلۀ جدیدِ ناامنی شده است.

گزارش‌هایی که منابع رسمی تا کنون دربارۀ آن چیزی نگفته‌اند، نشان از آن دارد که حلقاتی در حکومت، در تلاش انتقالِ جنگجویانِ خارجی به شمال افغانستان‌اند و این انتقال دادن‌ها به‌هدف کشاندنِ جنگ به شمال و ناامن کردنِ آسیای مرکزی صورت می‌گیرد.
جنگ قندوز و بدخشان هم نشان داد که تعداد زیادی از اتباع خارجی در این دو ولایت کشته شده‌اند که این خود سوال‌هایی را مبنی بر چگونه‌گی انتقالِ این نیروها به شمال مطرح می‌کند؛ زیرا به گونۀ واضح از انتقال‌یافتنِ جنگ‌جویانِ خارجی به شمال سخن می‌رود.
این‌که چه کسانی این افراد را به شمال انتقال داده و می‌دهند، به گونۀ رسمی و علنی معلوم نیست؛ اما جابه‌جاییِ این نیروها در یک پروژۀ کلان، بدون همکاری نیروها و حلقاتِ تعبیه‌شده در نهادهای امنیتی نمی‌تواند انجام شود. به‌خصوص وقتی که رأس نظام با توجه به گزارش‌هایی که نشر شده، غیرمطمین جلوه کند، برداشت‌ها و تحلیل‌ها نیز گسترده‌تر و عمیق‌تر از واقعیت رخ می‌نماید.
از طرف دیگر، پاکستان به‌خاطر دور کردنِ جنگ از مرزهای خودش تلاش می‌کند که جنگ به شمالِ افغانستان کشانده شود و پروژۀ نا‌امن کردنِ آسیای میانه نیز در دستِ آن کشور است که از درَکِ آن، سود سرشاری به‌دست می‌آورد و این سود سرشار، پاکستان را تشویق به اجرای این پروژه می‌کند.
به عبارت دیگر، نا‌امن کردنِ آسیای میانه شامل برنامه‌یی می‌‍شود که برخی قدرت‌های بزرگ در دست دارند و آن را از طریق پاکستان انجام می‌دهند. پاکستان هم بدون شک حلقاتی در داخل نهادهای امنیتیِ افغانستان دارد و آنان را در برابر پول برای تطبیق پروژه‌اش استخدام می‌کند.
البته نیروهای بی‌کار و بی‌انگیزه، در محلات نیز در برابر پول به عنوان ابزار در بازی‌ها قرار می‌گیرند و زمینه‌ساز دیگرِ جنگ و خشونت در هر منطقه می‌باشند و بدون شک شمال هم عاری از این معضل در کنارِ دیگر عوامل نیست.
قرار گرفتن افغانستان به عنوان بستر تطبیق پروژه‌های این‌چنینی، کشور را به یک نقطۀ سرطانی و مزمن برای منطقه تبدیل خواهد کرد و سال‌های سال این کشور در میدان جنگ و نبرد قدرت‌ها، شدیدتر از گذشته خُرد و خمیر خواهد شد.
به هر رو، نهادهای امنیتی ‌ما از این‌همه اتفاق‌ها و برنامه‌ها ناآگاه نیستند؛ اما در برابر آن، سکوت اختیار کرده‌اند. وقتی نیروهای جنگی به هر نامی زیر ریشِ نهادهای کشفی و امنیتیِ ما به شمال انتقال داده می‌شوند، سوال‌های بسیار درشتی مطرح می‌شود. از جمله این‌که: «آیا واقعاً این نیروها خبر ندارند و یا در برابر آن سکوتِ استراتژیک کرده‌اند؟»
بدون شک سکوت کردن در این زمینه‌ها، از سیاسی بودن و رسمی بودنِ انتقال جنگ به شمال حکایت می‌کند؛ آن‌هم در زمانی که سربازان، کارمندان و افسران دلیر این وطن، عاشقانه برای دفاع از کشور و مردم‌شان جان می‌دهند؛ اما گروه‌های دیگری از درون نظام دشمنان را در برابر این فرزندانِ فداکار قرار می‌دهند و حمایت می‌کنند.
از این‌ رو، امنیت ملی کشور باید به عنوان یک نهاد معتبر، در زمینۀ انتقال داعشِ امروز و القاعدۀ پیشین به شمال و دیگر نقاط امن کشور و سربازگیری از میان مردم، به مردم افغانستان معلومات دهد و پیش از معلومات، باید به هر شکلِ ممکن جلو آن را بگیرد. زیرا اندکی غفلت و بی‌توجهی در این زمینه می‌تواند افغانستان را به بحرانی بکشاند که برآمدن از آن، نیم قرن دیگر را در بر خواهد گرفت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.