امیــدواری‌هایِ نااُمیــدانه به صلح

یک شنبه 13 جدی 1394/

رابطۀ افغانستان و پاکستان و چه‌گونه‌گیِ ایجاد صلح در کشور، هر روز وارد مراحلِ تازه‌تر می‌شود. به‌تازه‌گی، مقام‌های افغانستان و پاکستان گفته‌اند که به‌رغمِ آن‌که از نشستِ چهارجانبه در اسلام‌آباد برای افغانستان سخن گفته می‌شود، اما هنوز تنش‌ها میان دولت افغانستان و پاکستان باقی‌ست و قرار است که برای از بین بردنِ این تنش‌ها، نشستی دوجانبه‌ میان معاونانِ وزارت خارجۀ دو کشور قبل از نشستِ سه‌جانبه برگزار شود.
این نوع تأمین رابطه و حلِ تنش در چنین سطحی، نشان از آن دارد که مطالباتِ افغانستان برای پاکستان بسیار جدی نیست و نشستِ دوجانبه برای حلِ تنش‌ها در چنین سطحی در واقع ماهیت و اهمیتِ نشستِ چهارجانبه را زیر سوال می‌برد. از طرف دیگر، سخنانِ آقای غنی و پیش‌شرطی که برای مذاکراتِ صلح گذاشته شده است، از همین حالا نتیجۀ نشستِ دو هفتۀ بعد را واضح ساخته است. آقای غنی گفته است که با تروریستان صلح نمی‌شود و نیز پیش‌شرط گفت‌وگوهای صلح، باید قطع حملاتِ تروریستی باشد؛ درخواستی که به هیچ عنوان مورد حمایت پاکستان قرار نخواهد گرفت.
در همین حال، انتحارها و انفجارها نیز در روزهایی که از گفت‌وگوهای صلح سخن گفته می‌شود، بیشتر شده است. از طرفِ دیگر روسیه و ایران نیز از همکاری‌ها در به ‌میان آمدنِ صلح در افغانستان سخن گفته‌اند و نیز از آن‌چه تلاش‌ها برای آغاز گفت‌وگوهای صلح خوانده می‌شود، استقبال کرده‌اند. شاید هیچ کشوری در هیچ جای دنیا نباشد که در این شب و روز، طرف‌دارِ به وجود آمدنِ صلح در افغانستان نباشد. این نشان می‌دهد که فرصتِ خوبی برای افغانستان به‌هدفِ ایجاد ثبات در کشور به وجود آمده که باید از آن استفاده شود. اما استقبالِ بیش از حدِ مقام‌های دولت وحدتِ ملی از دولت‎‌مدارانِ پاکستانی و سخنانِ خوش‌باورانۀ ریاست‌جمهوری دربارۀ آغازِ موثرِ گفت‌وگوهای صلح و حالا هم شروط‌ سخت و حتا محالِ آقای غنی برای طالبان و پاکستان، همه و همه نشان از آن دارند که دولت افغانستان متأسفانه هنوز هم نمی‌داند که با چه روش و مکانیسمی باید در برابرِ پاکستان عمل کند!
آقای غنی گاهی بسیار ذوق‌زده در مورد صلح عمل می‌کند و به‌تبع، دستگاه‌های حکومتی نیز گاهی چنان دربارۀ صلح سخن می‌گویند که گمان می‌شود همه چیز به‌خوبی پیش رفته و به‌زودی ما شاهد تحققِ صلح در افغانستان خواهیم بود؛ اما فردای آن رویدادی به میان می‌آید که همۀ محاسبات را برعکس جلوه می‌دهد. از این‌رو پیشنهاد ما به دولت وحدت ملی به‌خصوص آقای غنی این است که در مورد پاکستان باید نکاتِ زیر را به گونۀ جدی مد نظر داشته باشد:
اول این‌که پاکستان به این زودی‌ها در سیاستِ استیلاگرایانه‌اش در برابرِ افغانستان انعطاف به‌وجود نمی‌آورد و باید از ساده‌انگاری و خوش‌باوری در این مورد پرهیز شود. دوم این‌که در برخورد با پاکستان، باید از یک ادبیاتِ متین و متفاوت استفاده کرد و نباید مشکلِ ما با پاکستان فقط خوراکِ رسانه‌های داخلی باشد، بلکه این معضل باید در سطح شورای امنیتِ سازمان ملل متحد و کشورهای منطقه مطرح گردد.
سوم این‌که ایجاد ثبات در کشور پیش از همکاری و صداقتِ پاکستان، به ارادۀ ذهنی و فیزیکیِ ریاست‌جمهوری بسته‌گی دارد. مسلماً ملاقات‌های مکرر و بی‌برنامه و امتیازدهیِ بی‌مورد به جانب پاکستانی، حکایت از آن دارد که ما سوراخِ دعا را گم کرده‌ایم. ما باید قبل از نشست و مذاکره و موافقه با پاکستانی‌ها، صاحب یک استراتژی و برنامۀ مدون برای تحققِ صلح باشیم، ورنه نتیجۀ همۀ این نشست‌ها به سود پاکستان و به زیانِ ما خواهد بود!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.