انتظارِ عبث برای صلح

/

درحالی‌که دونالد ترامپ رییس‌جمهوری امریکا سفر خود به افغانستان را «پُردستاورد و موفقانه» می‌خواند و ارگ ریاست‌جمهوری به‌شدت در پی ترمیم و توجیه دیدار اشرف‌غنی با ترامپ در میدان هوایی بگرام است؛ یک کارشناس ارشد امریکایی، آتش‌بس با طالبان و توافق‌هایِ صلح با این گروه را «تبلیغات انتخاباتیِ رییس‌جمهوری امریکا» خوانده و گفته است که هیچ اُمیدی به تغییر موضعِ طالبان وجود ندارد.
جودیث میلر پروهش‌گر ارشد شبکۀ فاکس‌نیوز می‌گوید که نمی‌‌توان به‌یقین گفت که منظور ترامپ از اظهاراتی که توسط طالبان تکذیب شد، چه بوده است؛ اما با توجه به نزدیک‌شدنِ انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا، ترامپ پیش از برگزاری انتخابات، در پی دستاوردی در سیاست خارجی است تا در زمان تبلیغات انتخاباتی به آن اشاره کند. این کارشناس امریکایی باور دارد: درحالی‌که طالبان ۵۰ درصد از مناطقِ این کشور را تحت کنترول دارند، هنوز رییس دولتِ جدید افغانستان مشخص نیست تا مذاکرات با وی انجام شود و حتا اشرف‌غنی از تغییر موضعِ این گروه نیز اظهار بی‌اطلاعی می‌کند؛ انتظار وقوع این تغییر منطقی نیست. طالبان همواره اعلام کرده‌اند که ساعت در دستِ امریکایی‌هاست اما زمان در دست آن‌هاست و هیچ عجله‌‌یی برای پایان جنگ ندارند و اگر بتوانند از طریق مذاکره به خواسته‌های‌شان برسند، مذاکره می‌کنند؛ اما در غیر این صورت، به جنگ ادامه خواهند داد.
این سخنان عملاً نشان می‌دهد که نتیجه‌بخش بودنِ گفت‌وگوهای صلح هیچ بنیاد واقعی ندارد و ترامپ همانندِ غنی از موضوعِ صلح می‌خواهد برای بقـا در قدرت بهره ببرد. درحالی‌که پس از رهایی انس حقانی و دو تنِ دیگر از اعضای گروه طالبان در بدلِ رهایی دو استاد دانشگاه امریکایی افغانستان، گفته می‌شد که طالبان در حملات‌شان کاهش به میان آورده‌اند؛ ولی حملاتِ سازمان‌یافته علیه نیروهای امنیتی در کابل و برخی از شهرهای دیگرِ کشور نشان می‌دهد که رویکرد طالبان به جنگ هیچ تغییری نیافته و این گروه به این زودی آمادۀ گفت‌وگوهای صلح و آتش‌بس با حکومت نیست.
آقای غنی که انتخابات را عملاً باخته و می‌خواهد از طریق زور، فشار و تقلب قدرت را غصب کند، از گفت‌وگوهای صلح نیز به‌صورتِ فریب‌کارانه‌ استفاده می‌برد. او می‌خواهد با موفق نشان دادنِ سیاست‎هایش در مورد گفت‌وگوهای صلح، انتخابات را به نفعِ خود مصادره کند. درحالی‌که به‌صورتِ واقعی او در هر دو عرصه ناکام بوده است. نشستِ بیجنگ که گفته می‌شد به‌زودی برگزار می‌شود، به زمانِ نامعلومی به تعویق افتاده و معلوم نیست که واقعاً این نشست برگزار خواهد شد و یا خیر. طرف‌های ذی‌دخل در مورد دلایل تأخیر نشست بیجنگِ چین چیزی نمی‌گویند ولی معلوم است که ناکامی ارگ در عرصۀ مدیریت گفت‌وگوهای صلح، باید مهم‌ترین دلیل عدم برگزاری این نشست باشد.
مجلس نماینده‌گان از چند روز در پی آن است که همایون قیومی سرپرست وزارت مالیه را در رابطه با شش میلیارد افغانی که از بودجۀ سال ۱۳۹۷ مفقودالاثر شده، به این مجلس فرا بخواند؛ اما آقای قیومی حاضر نیست از پول‌هایی که دزدی شده ـ و شاید هم در انتخابات به نفعِ آقای غنی مصرف شده باشد ـ به مجلس نماینده‌گان معلومات دهد. در چنین وضعیتی، چگونه می‌توان انتظار داشت که حکومت موفق شود که طالبان را به پای میز مذاکره بکشاند؟ حکومتی که غرق در فساد مالی و اخلاقی است و به هر طرفش که نگاه کنی بدتر از دیگر طرفش است، با چه صلاحیت و اعتباری می‌تواند از مالکیتِ گفت‌وگوهای صلح دم بزند؟
آقای ترامپ شاید از سفرش به افغانستان راضی باشد، ولی این سفر چه دستاوردی برای مردم افغانستان داشت؟!… رؤسای جمهوری امریکا همواره در زمان‌های به‌خصوصی به یاد افغانستان و سربازان‌شان می‌افتند. آن‌ها به این کشور سفر می‌کنند تا نقشِ خود را در سیاست‌های امریکا برجسته نشان دهند. برخی از این سفرها هیچ دستاوردی برای افغانستان نداشته و ندارد؛ همان‌گونه که سفر اخیرِ آقای ترامپ فاقد چنین دستاوردی بود. طالبان همچنان در سنگرهای‌شان حضور دارند و هیچ دورنمای روشنی برای صلح حداقل در نزد مردم افغانستان وجود ندارد. طرحی را که آقای غنی به‌صورتِ یک‌شبه نوشته بود، دیگر کسی به خاطر هم نمی‌آورد؛ چون آن طرح چنان غیرواقعی و کُلی بود که ممکن نبود بر اساسِ آن بتوان به گفت‌وگوهای واقعی صلح دست یافت.
صلح در افغانستان زمانی مستقر می‌شود که حکومتی مشروع و مبتنی بر آرای مردم در این کشور شکل بگیرد. پیش از آن در انتظار صلح و آرامی بودن، یک انتظار بیهوده و عبث است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.