ایدۀ قابل تأملِ «کشورهای سوم و چهـارم»

/

دو شنبه ۲۱ ثور ۱۳۹۴

 

رفت‌وآمدِ مقام‌های برحال و اسبقِ پاکستانی به افغانستان شدت یافته است. این سفرها که شاملِ سفر مقام استخباراتیِ پاکستان و دیدار پنهانیِ او با رییس‌جمهور غنی، و سفر آصف‌علی زرداری رییس‌جمهور پیشینِ پاکستان به افغانستان و دیدار او با مقام‌های دولت وحدت ملی‌ست، نشان می‌دهند که پاکستان تلاش‌هایی را که در آغازِ کارِ دولت وحدت ملی سامان داده بود، از سر گرفته و می‌خواهد توجه افغانستان را دوباره به خود معطوف کند.
این تلاش‌ها بعد از آن سامان داده می‌شوند که پاکستانی‌ها به تعهدات‌شان برای رساندنِ افغانستان به ثبات، عمل نکرده‌اند و دولت افغانستان هم به دلیل برقراری رابطۀ بسیار عمیق با پاکستان مورد انتقاد قرار گرفته است.
به نظر می‌رسد که سفر رییس‌جمهور غنی به هندوستان و بالا گرفتنِ اعتراض‌ها بر عملکرد پاکستان در منطقه و افغانستان سبب شده که پاکستانی‌ها به تلاش‌های‌ دیپلماتیک‌شان به هدفِ قناعت دادنِ مقام‌های افغانستان شدت ‌دهند، درحالی‌که در ساحۀ عمل هنوز آمادۀ برداشتنِ هیچ گامی نشده‌اند.
در ماه‌های اخیر، مقاماتِ سیاسی، نظامی و اطلاعاتیِ دولت پاکستان، سفرهای مکرر به کابل داشته‌اند و بارها تأکید کرده‌اند که پاکستان نقشِ اساسی‌یی را در روند صلح و ثباتِ افغانستان بازی می‌کند. حکومت افغانستان نیز معتقد است که پاکستان در پروسۀ صلحِ افغانستان، نقش اساسی را بازی می‌کند و توانایی حاضر کردنِ گروه طالبان در گفت‌وگوهای صلح را دارد. اما اظهارات مقام‌های دولت وحدت ملی نشان می‌دهد که تمامِ رویه‌ها و کنش‌های پاکستانی‌ها، به هدفِ اغفال مقام‌های افغانستان صورت گرفته و باعث شده حوزۀ جنگ گسترش یابد و طالبان و داعشی‌ها بیشتر تقویت شوند.
سخنان اخیرِ آقای اشرف‌غنی احمدزی در کنفرانس خبری مشترکش با رییس‌جمهور کرواسی، نشان می‌دهد که سفرهای اخیرِ مقام‌های پاکستانی چندان موثر نبوده و اشرف‌غنی احمدزی امیدهایش به پاکستان را از دست داده و حتا به این باور رسیده است که دیگر از پاکستان چیزی ساخته نمی‌شود.
انتقال جنگ به شمال و انتقال جنگ‌جویانِ القاعده زیر نام داعش به شمالِ افغانستان به هدف ایجاد بستری برای ناامن شدنِ آسیای میانه، نشان از آن دارد که پاکستان حوزۀ جنگ را وسیع ساخته و می‌خواهد برنامه‌های بسیار کلانی را روی دست گیرد. از این رو، افغانستان حالا به میدان جدیدِ نبرد تبدیل شده و تروریسم بین‌المللی به توانی بالاتر از سال‌های پیش در افغانستان دست یافته است.
شواهد و مدارکِ بسیاری وجود دارند مبنی بر این‌که پاکستان توانایی ایجاد ثبات در افغانستان را ندارد و برنامه‌های کلانِ پاکستان نیز به هیچ عنوان نمی‌تواند تعدیل و تغییر یابد و یا انعطافی در سیاست عملیِ این کشور رونما گردد.
طرحِ «کشورهای سوم و چهارم» که به هدف بیرون شدنِ افغانستان از بحران و جنگِ تحمیلی از زبانِ آقای رییس‌جمهور بیرون شده است، می‌تواند یک ایدۀ قابل تأمل باشد؛ اما دست یافتن به این کشورهای سوم و چهارم بازهم به نحوۀ تعامل و سیاستِ ما با پاکستان بسته‌گی دارد و این‌که دولت‌مردان افغانستان چه‌گونه می‌توانند به چنین استراتژی‌یی دست یابند.
هرچند این طرح می‌تواند افغانستان را به دست‌یابی به یک بدیلِ دیگر به‌جای پاکستان در منطقه سوق دهد؛ ولی اگر ناامنی‌ها افغانستان را همچنان در محاصره داشته باشد، دست یافتن به چنین امری بعید به نظر می‌رسد.
آقای غنی باید به پاکستانی‌ها به گونۀ صریح بگوید که دیگر زیر بارِ سیاست‌های دوپهلو و غیرصادقانۀ آنان نمی‌رود و هرگز قرار نیست افغانستان از سطحِ یک کشورِ مستقل، به سطح صوبۀ پنجمِ پاکستان تقلیل یابد. آقای غنی باید این‌بار قاطعانه با پاکستان برخورد کند و آن کشور را مجبور به انجام تعهداتش در قبال افغانستان سازد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.