بازهم سوالِ تکراری: «انتحـاری از کجـا می‌آید آقـای غنـی؟»

چهار شنبه 8 سنبله 1396/

یقیناً سوالِ بالا به‌رغمِ تکرارهای مکرر، هرگز از تازه‌گی و اعتبار در افغانستان نیفتاده و هنوز هم همه می‌پرسند که «این انتحاریانی که اکثراً هدف را دقیق نشانه می‌گیرند، از کجا می‌آیند؟»
سال‌هاست این سوال را می‌پرسیم که: موترهای شیشه‌سیاهِ دولتی یا غیردولتی‌ چگونه انتحاری‌ها را به اهدافِ مورد نظرشان می‎رسانند تا دهشت‌گری‌شان را با موفقیت به انجام برسانند؟ چرا یک بار هم که شده، حکومت نیامده که بگوید فلان مأمور امنیتی را در همدستی با انتحاریان بازداشت کرده است؟
واقعیت این است که حملاتِ انتحاری‌ها در سال‌های اخیر سوالات، تردیدها و بی‌اعتمادی‌هایِ فراوانی را خلق کرده است. مردم می‌دانند که رسیدنِ یک انتحاری از پاکستان به افغانستان و آن‌هم به قلبِ هدف، به ساده‌گی میسر نیست و با توجه به نقاط و ساحاتِ حساسی که هدف قرار گرفته‌اند، این شایبه تقویت و حتا تثبیت می‌شود که دست‌هایی از داخلِ حکومت در تماس و همکاری با نیروهای انتحاری‌اند.
صبح دیروز، کابل شاهد یک حملۀ انتحاری در مهم‌ترین نقطۀ شهر بود. در نزدیکی چهارراهی شهید مسعود، در کنار سفارت امریکا و در یک مرکز خدماتِ عامه که یک بانک خصوصی بوده است. پیشتر هم گروهی از انتحاریان که داعش نام گرفته اند، خودشان را به یک مسجد در خیرخانه رسانده و ده‌ها تن را به خاک و خون کشاندند. سوال اساسی این است که: چرا این انتحاریان با این درجه از موفقیت می‌توانند هر کاری را که تدارک ببینند، انجام دهند و چرا نیروهای امنیتیِ کشور این موج از حملات را متوقف کرده نمی‌توانند؟
چنان نیست که یک انتحاری از اسلام‌آباد چهار ساعت پیش حرکت کنـد و به محضِ رسیدن به کابل، خودش را انفجار دهد و به همین دلیل، کسی از آدرسِ او مطلع نشود. واقعیت این است که رد پایِ انتحاریان هیچ‌گاه گرفته نشده است. اگر گرفته می‌شد، بدون شک اکثرِ پناهگاه‌های آنان در پایتخت کشف می‌گردید؛ آن‌هم با توجه به تکنالوژی‌یی که در دست است، هیچ آدرسی که قرار باشد کشف شود، پنهان مانده نمی‌تواند.
مردم افغانستان همه به این باورند که کسانی در دولت با انتحاریان همکاری دارند و همین امر سبب موفقیتِ گروه‌های انتحاری می‌شود. عام شدنِ چنین برداشتی، معنای «دولت» در نزد مردم را به یک «شبکۀ خطرناک» بدل می‌سازد. متأسفانه حکومت اصلاً به اعتبار و حیثیتِ خود نزد مردم توجه ندارد.
سال‌هاست که از ستون پنجم سخن گفته می‌شود، اما هرگز دولت به خود زحمت نداده است که این ستون را بشکند. نه تنها که چنین نکرده، بلکه همواره می‌گوید که ستون پنجمی وجود ندارد. ردِ یک چنین ادعایی به این صراحت، بازهم سبب خلق سوالاتِ بی‌شمار می‌گردد.
به هر صورت، میزان قتل و کشتار و تلفاتِ مردم توسط حملات انتحاری در کشور به‌خصوص در کابل که هدف کلانِ حملات انتحاری است، بالا رفته است. سنگین‌ترین نوع حملاتِ تروریستی در جهان در کابل تجربه شده است، اما چرا هیچ خبری به گونۀ رسمی از نشانی و محلِ تدارکاتِ انتحاریان به نشر نمی‌رسد. امروز مردم در ناامنی به‌سر می‌برند و هر صبح که از خانه و کاشانۀشان دور می‌شوند، امیدی به بازگشت ندارند، در چنین حالتی مسوولیتِ دولت چیست؟ واقعاً مردم به کدام آدرس مراجعه کنند، از کی بپرسند که انتحاریان در پناه کی و در کجا به‌سر می‌برند و به مکان دلخواه فرستاده می‌شوند؟
به این پرسش‌ها باید دولت پاسخ بگوید، مسلماً نمی‌توان همه چیز را به گردنِ پاکستان حواله کرد. درست است که تروریستان در آن کشور پرورش می‌یابند و به افغانستان انتقال داده می‌شوند، اما آن‌ها همدستان و مخفیگاه‌هایی در کابل و ولایت‌ها نیز دارند که این را نمی‌شود نادیده گرفت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.