بازگشت به «توازن» پس از هفت ماه ماجراجویی

/

یک شنبه ۶ ثور ۱۳۹۴

پس از سفرهای بسیار به عربستان سعودی و پاکستان، حالا پس از هفت‌ماه نوبتِ ایران و هند رسیده است. هرچند سخنگوی رییس‌جمهور بعد از سفر رییس‌جمهور غنی به ایران، تأخیر در سفر به دهلی ‌نو را امری معمول دانست؛ اما با چراغ‌سبزهای بسیاری که به اسلام‌آباد نشان داده شد، تأخیر سفرِ رییس‌جمهور به هند، چیزی جز گرایش مفرطِ ارگ به اسلام‌آباد و بی‌مهری نسبت به یار دیرین یعنی دهلی ‌نو را تداعی نمی‌کند.
ارگ کابل پس از خانه‌تکانی هفت ماه پیش، حالا نسبت به شرکا و رقبای دیروزِ منطقه‌یی و بین‌المللی نیز سیاست‌های متفاوتی در پیش گرفته که از جمله بر اساس این خط‌مشی جدید، ریاست‌جمهوری ناسنجیده بر ادعای «جنگ نیابتی» مشرف ـ علی‌رغم شواهد بسیاری که در ردّ آن وجود دارد ـ مُهر تأیید می‌گذارد و برای بهبود بخشیدن به اوضاع، راه بی‌مهری به هند را پیش می‌گیرد. این در حالی است که هیچ سندی مبنی بر دامن زدنِ هند به یک جنگِ نیابتی در افغانستان در دست نیست. بلکه برعکس، این کشور به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کشورهای کمک‌کننده و حامی افغانستان، همواره در راستای توسعۀ افغانستان بدون توسل جستن به بازی‌های کثیفِ استخباراتی قدم برداشته است.
ادعای پاکستان مبنی بر سوختن افغانستان در یک جنگ نیابتی، تنها تلاشی برای توجیه و لاپوشانیِ حرکت‌های استخباراتی‌شان در افغانستان است. این نتیجه‌گیری را می‌توان در حال حاضر در سخنان ِدولت‌مردانِ حکومتِ پیشین که همواره بر طبل دوستی و اعتماد بر پاکستان می‌کوفتند، دید. علی‌رغم تأکید دیروزِ ما بر موضع خصمانه و فریب‌کارانۀ پاکستان با ما، هیچ‌گاه آن حکومت حاضر به پذیرفتنِ این واقعیت تلخ نشد؛ این در حالی است که حالا همان سخنان، شاه‌بیت و تز اصلیِ حرف‌های آقای حامد کرزی و یارانش شده است. هیچ بعید نیست که این حکومت هم در صورت طفره رفتن از قبول واقعیت‌های عینی، چندی بعد نالۀ ندامت بلند کند و از بازی ناجوان‌مردانۀ اسلام‌آباد لب به شکایت بگشاید.
حکومت وحدت ملی در سیاست خارجیِ خود در شش‌ماه نخست، علی‌رغم شعارهای دهان پُرکنی چون «توازن در سیاست خارجی»، بسیار یک‌جانبه به پیش رفت. رییس‌جمهور غنی در شش‌ماهی که نتوانسته بود حتا کابینۀ خود را تعیین کند، سفرهای مکرری به پاکستان و عربستان داشت. در آن سوی دیگر، او حتا تنهاسفرش به هند را به تعویق انداخت و در ماه هفتم حکومتش، دروازۀ خانه حسن روحانی را زد. سفر به ایران، روح تازه‌یی به روابطی که در این ماه‌ها به سردی گراییده بود، بخشید و دستاوردهای بسیاری به همراه داشت. حالا هم که قرار است رییس‌جمهور برای نخستین‌بار به دهلی نو برود، انتظار می‌رود که زغال روابط دیرین کابل ـ دهلی‌نو بارِ دیگر تازه شود و سایۀ سیاهِ بدبینی از سرِ روابط دو کشور رخت بربندد.
ناامنی‌های اخیر تحت عنوان طالب و داعش در کشور ثابت کرده است که نه پاکستان و نه عربستان سعودی، هیچ‌کدام ارادۀ محکمی در حمایت از روند صلح در افغانستان ندارند. حالا دیگر پروژۀ جایگزینیِ داعش به‌جای طالب بر همه‌گان واضح و مبرهن شده است. افزون بر آن، ناامنی‌های سازمان‌یافته در بسیاری از مناطق امنِ کشور از جمله حملات به مناطق شمالی و گروگان‌گیری‌های مناطق مرکزی و شرقی نشان می‌دهد که نه تنها زیر عنوان گفت‌وگوهای صلح در افغانستان، ناامنی در حال رخت بستن نیست؛ بلکه پروژه‌های جدیدتری با حمایت‌های گسترده‌ترِ داخلی و خارجی در حالِ پا گرفتن است که هدف اصلی آن، فلج کردنِ نظام می‌باشد. وقتی مقامات متعددِ محلی و مرکزی به‌صورتِ مکرر از دست داشتن عناصر قدرتمندِ داخلی در ناامنی‌های اخیر یاد می‌کنند و رییس‌جمهور به‌خاطر منحرف کردن اذهان، بار مسوولیتِ حملۀ اخیر در جلال‌آباد را از شانۀ طالبان بر دوش دشمنِ نامرئیِ داعش می‌اندازد، نمی‌توان زیاد به آیندۀ امنیت در این کشور خوش‌بین بود.
با همۀ این ناامنی‌ها، چنان‌که پیش از این‌هم این‌گونه بود، نمی‌توان آب پاکی بر دستان عواملِ خارجی و به‌خصوص کشورهای صادرکنندۀ تروریسم ریخت. حاصل این‌که اولاً رییس‌جمهور غنی که پیش از این با حرارتِ بسیاری مانند رییس‌جمهورِ سلفش به وعده‌ها و وعیدهای پُر از نیرنگ دل‌خوش می‌شد، حالا باید درک کند که آن کلید صلحی که به او داده‌اند، مانند کلید بهشتی که به دست انتحاری‌ها می‌دهند، کاذب و پوشالی‌ست. ثانیاً او با توجه به ناامنی‌های اخیر و آشنا شدن با قواعد بازی، کم‌کم باید در صدد ترمیم روابط خارجی قطبیِ خود شود و همان‌طور که در تهران، بر عهد دوستی افغانستان با ایران بار دیگر مُهر تأیید گذاشت، در سفر هند هم، احساسات نیک مردمِ افغانستان را به آن کشور نشان دهد و با گرم کردنِ دوبارۀ تنور روابط دو کشور، توازن را در سیاست خارجیِ خود دوباره برقرار کند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.