بحـران را مهار کنیـد!

11 سنبله 1393/

ضرب‌الاجلِ اصلاحات و هم‌گرایی تا پایان امروز، احتمالاً سرنوشتِ انتخابات را تعیین می‌کند. پس از چاشتِ دیروز، سخن‌گوی این تیم انتخاباتی، در حضور رسانه‌ها گفت که «تا فردا مهلت تعیین می‌کنیم که اگر به خواست‌های معقول و منطقیِ ما توجه نشود و روند تفتیش به‌گونۀ واقعی و شفاف صورت نگیرد، ما روند مذاکراتِ سیاسی برای تشکیل دولتِ وحدتِ ملی و روند تفتیشِ آرا را به‌طورِ مطلق ترک می‌کنیم.»
به نظر می‌رسد که این‌بار هشدارِ این تیم جدی است و در صورتی که حکومت و کمیسیون‌ها به خواست‌های اصلاحات و هم‌گرایی توجه نکنند، مذاکرات تشکیل دولت وحدت ملی برهم می‌خورد. اما ماجرا از آن ناشی می‌شود که کمیسیون‌های انتخاباتی و حکومت، سعی در منحرف کردنِ اذهانِ عامه کردند؛ طوری که در طول بازشماری آرا و پروسۀ شفاف‌سازی هیچ‌یک از معیارهای توافق‌شده را در نظر نگرفتند و در نتیجه، هیچ‌یک از سایت‌های خیالی و تقلبی از دور خارج نشد. تیم اصلاحات و هم‌گرایی با آن‌که بارها این اشکال را خاطرنشان ساخته بود، اما کمتر به آن توجه صورت گرفت.
اکنون به‌کُلی دانسته می‌شود که دستِ دخیل و هدف‌مندِ کمیسیون‌های انتخاباتی، رییس دولت و تیم تحول و تداوم، هر دو دورِ انتخابات را باطل کرده است. راه سوم ـ تشکیل دولت وحدت ملی ـ نیز با نیرنگ و خدعۀ این مثلث اکنون در شُرُف باطل شدن قرار دارد. بنابراین، گمان نمی‌رود که این نیروی سه‌گانه از برنامه و هدفی که در نظر دارد عقب بکشد؛ زیرا گروهی که هدفش به دست آوردنِ قدرت به هر قیمتی باشد و نیز تمام راه‌های مشروع و اصولیِ این به‌دست‌آوری را ویران کرده باشد، بدیهی‌ست که تا آخرین‌مجال تلاش خواهد کرد که به مقصود برسد. چنان‌که اکنون دیده می‌شود، حتا گروهک‌های بدنامی چون حزب اسلامی حکمتیار نیز هم‌نواییِ خود را با این نیروی سه‌گانه (حکومت‌، کمیسیون‌ها و تیم تحول و تداوم) اعلام کرده‌اند و این نکته مؤید آن است که چنین گروهی تا سرحد جنگ هم آماده‌گی لازم را گرفته است.
و اما تأسفِ بسیار در این‌جاست که جامعۀ جهانی به دُهلِ گروه‌های تقلب‌کار می‌رقصد. لابی‌گری‌های آقای اشرف‌غنی احمدزی و حکومت چنان گوش جامعۀ جهانی را پُر کرده که بسیار دشوار است حرفِ حق شنیده شود. از این‌رو و در نتیجه، به‌صراحت می‌توان گفت که چنین زورگویی و تزویر، بی‌شک محل ارجاعِ تیم اصلاحات و هم‌گرایی را، همان مردم خواهد ساخت.
دست‌کم در این مرحله توقع از جامعۀ جهانی این بود که محصولِ سیزده سال کار مردمِ افغانستان و خودشان را به همین آسانی به مخاطره نیاندازد. اگر آقای کرزی به‌دلیلِ منفعتِ خودش شرایط را بحرانی‌تر می‌سازد و اگر کمیسیون‌ها مأموریت دارند و اگر تیم تحول و تداوم در پی رسیدن به قدرت از طُرُقِ غیرمشروع است، حداقل جامعۀ جهانی که هیچ مجبوریتی به هم‌سویی با متقلبان و بحران‌آفرینان ندارد. مردم افغانستان طرف دیگرِ قضیه اند؛ مردمی که با رای و انتخاب‌شان بازی شده است. بنابراین، به‌ساده‌گی احتمال می‌رود که این مردم برای رسیدن به حق‌شان قیام کنند و خدای نخواسته کشور به ماجراهای دیگر دچار شود.
افغانستان تنها مالِ آقای کرزی و تیم تحول و تداوم نیست که به همین ساده‌گی آن را بر لبۀ پرتگاه قرار داده اند. در این‌جا مردمی نیز وجود دارند که عملاً از وضعیت خسته شده‌اند و خواهان تعیینِ سرنوشتِ خویش‌اند. جامعۀ جهانی مکلفیت دارد که طرف مردمِ افغانستان را بگیرد و کشور را از این بحران و سردرگمی نجات دهد.
اگر جامعۀ جهانی نیز در حد تماشاچی باقی بماند و نیروی سه‌گانه نیز به بحران دامن بزند، بی‌تردید که هشدار تیم اصلاحات و هم‌گرایی عملی خواهد شد، آن‌گاه است که جبرانِ آن به این ساده‌گی ممکن نیست و سال‌ها زمان خواهد برد تا آرامش و امنیت دوباره برقرار گردد.

اشتراک گذاري با دوستان :