بـل‌های جعلـیِ حکـومت در کنـفرانس ژینـوا

چهار شنبه 7 قوس 1397/

مهم‌ترین بحث برای این روزهایِ افغانستان، کنفرانس ژینوا است؛ کنفرانسی که هیجان و اضطرابِ حکومت را همانندِ شاگردِ درس‌ناخوان و تنبلی که در یک آزمونِ دشوار قرار گرفته، چنان بالا بُرده که با دست‌هایِ عرق‌کرده و لرزان در تقلایِ سیاه کردنِ برگۀ امتحان است. برای درکِ این حالت، نخست باید بدانیم که کنفرانس ژینوا قرار نبوده که کمک‌های جدیدی را در اختیارِ حکومت افغانستان بگذارد؛ بل این کنفرانس به منظور حساب‌دهیِ حکومت دربارۀ کمکِ ۱۵٫۲ میلیارد دالری‌یی که در کنفرانسِ بروکسل به افغانستان تعلق گرفته بود، برگزار شده است. حکومت می‌باید در این کنفرانس از پیشرفت‌های اقتصادی و سیاسیِ خود به جامعۀ جهانی گزارش دهد. اما بی‌آنکه بخواهیم به ادعاهای حکومت پیرامونِ پیشرفت‌هایی که در این دو سال به پشتوانۀ حمایت‌های مادیِ جامعۀ جهانی صورت داده اتکا کنیم، خوب است صاف و پوست‌کنده به سراغِ وضعیتِ عینی و ملموسِ کشور در عرصه‌های مبارزه با فساد، توسعه، ارتقای زیربناها، صلح، حقوق بشر و اهدافِ توسعۀ پایدار برویم.
در سال‌های گذشته، مردم افغانستان به‌رغمِ شعارهای پُرطمطراقِ آقای غنی در زمینۀ مبارزه با فساد، شاهد بوده‌اند که از شخصیت‌های فاسد به انحایِ مختلف حمایت صورت گرفته، فرهنگِ فساد فربه‌تر شده و در عوض، مقاماتی که صداقتِ لازم برای مبارزه با فساد و دانشِ لازم برای ایجاد توسعه داشته‌اند، مورد تحقیر و هدفِ توطیۀ حکومت برای برکناری قرار گرفته‌اند. به گونۀ مثال، وزرایی مانند وزیر مخابرات و وزیر انرژی‌وآب که هم از تقوایِ مالی و هم از تواناییِ علمی برخوردار بوده‌اند و می‌توانستند برنامه‌های اصلاحی و توسعه‌ییِ فراوانی را در اداراتِ ذیربط‌شان راه بیـندازند، هدفِ تیرِ قهر و تهمتِ ارگ ریاست‌جمهوری قرار گرفته‌اند و مقاماتی که در گذشته و امروز کارنامۀشان مخدوش به جعل و تقلب و اختلاس بوده و بعضی قضایایِ آن‌ها اظهرمن‌الشمس شده، مدالِ افتخار و قهرمانی دریافت کرده‌اند.
مورد توسعه و ارتقایِ زیربناها اگرچه ربط وثیقی با فرهنگِ باژگونِ مبارزه با فساد دارد که در بالا به آن پرداخته شد، اما در صحنۀ عمل و واقعیت با چهرۀ درهم‌ریختۀ کابل به عنوان پایتختِ کشور به‌روشنایی بازنمایی می‌گردد. کابل، هم به عنوان پایتخت و هم به عنوان بزرگترین و پُرجمعیت‌ترین شهر در کشور، بیش از همه باید نمایانگرِ تلاش‌های حکومت در راسـتای توسعه و اصلاحِ زیرساخت‌ها باشد که متأسفانه زمین و آسمانِ این شهر چیزی خلافِ آن را نشان می‌دهد. مسلماً «توسعۀ پایدار» یک مفهومِ گران‌ارج و بسیار تخصصی است که به نظر می‌رسد حکومت و دم‌ودستگاه‌هایِ آن حتا با تعریفِ آن اُنس ندارند و در نهایت امر، توسعۀ سطحی و ظاهری با چشم‌اندازهایِ بسیار کوتاه مطمح نظرشان است.
در مورد صلح، حقوق بشر و حقوقِ زنان نیز سیر حوادث و تحولات، بعضاً روندی قهقرایی و متقاطع را نشان‌ می‌دهد؛ چنانکه بارها برجسته شده است که صلحِ حکومت با طالبان و پیوستنِ آن‌ها به نظام سیاسی، هم قربانی‌هایی که طالبان از مردم گرفته‌اند را زیر پا می‌سازد و هم دستاوردهای نسبیِ زنان از نظر حقوق و آزادی‌هایِ مشروع را هدف قرار می‌دهد؛ به‌نحوی که می‌توان گفت نتیجۀ صلح با طالبان، مُعارض با حقوق بشر و حقوق زنان و دموکراسی است.
در این سـتون بیش از این نمی‌توان نوشت؛ فقط می‌توان به این پاراگراف بسنده کرد که اغلبِ آن چیزهایی که حکومت زیر عنوان «پیشرفت و دستاورد» در کنفرانس ژینوا به جامعۀ جهانی ارایه می‌دهد، بل‌های جعلی‌یی شمرده می‌شوند که صرفاً به‌خاطر رهایی از حساب‌دهی طراحی شده‌اند و هیچ‌کدامِ آن‌ها در عالمِ واقع وجود ندارند. جامعۀ جهانی نظر به شناختی که طی این هفده سال از فرهنگِ حکومت‌داری در افغانستان پیدا کرده، بر بخش بزرگی از این جعل‌کاری‌ها وقوف دارد اما بنا بر مصالح و ناگزیری‌ها بر حکومت سخت نمی‌گیرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.