به‌جـای نصیـحت پاکستـان، نالـۀ مـردم غـور را بشنـو!

/

از یک هفته به این‌طرف مردم ولایت غور یک فهرست از خواسته‌های‌شان را ترتیب کرده‌اند و خواستار عملی شدنِ آن اند و به همین دلیل اعتراض‌هایی را در این ولایت سامان داده‌اند. این خواسته‌ها نه غیرقانونی اند و نه هم غیرشرعی؛ بل آن‌ها با اقدامات مدنی‌ و مسالمت‌آمیز، حقوق شهروندی‌شان را تذکر داده‌اند و خواستار پاسخ‌گوییِ مسوولانِ دولتی شده‌اند. اما گویی تمام ارکان حکومت به‌خصوص ارگ در خواب اند و هیچ خبری از اوضاع غور ندارند. گویا غور در محاسبات آن‌ها، یکی از ولایت‌های افغانستان نیست و مردم آن نیز شهروندانِ این کشور محسوب نمی‌شوند. ولی وقتی بخش کوچکی از مردم پاکستان مطالباتی طرح می‌کنند و رهبرشان از طرف حکومت پاکستان بازداشت می‌شود، ارگ در زودترین فرصت به آن واکنش نشان می‌دهد، از حقوق بشر و حمایت از حرکت‌های مدنی سخن می‌گوید و خواستار رهایی رهبر معترضین می‌گردد. به تعقیب آن، حامدکرزی نیز موضعی مشابه اتخاذ می‌کند و در کمالِ سخاوت و بشر‌دوستی چند حرکتِ اعتراضی در برابر اقدام پاکستان در افغانستان راه‌اندازی می‌شود.
این در حالی است که آقای غنی خود از سابقۀ خوبی در برخورد با اعتراضاتِ مدنی برخوردار نیست. او در حالی پاکستان را به رعایت حقوق بشر و رسیده‌گی به مطالباتِ معترضان دعوت می‌کند که خود بارها این حقوق و مطالبات را به دیکتاتورانه‌ترین روش‌ها سرکوب کرده است. حکومتِ او همواره اعتراض‌های مدنی را دشمنی تلقی کرده و سرکوبِ آن را با روش‌های نظامی بر خویش واجب دانسته است. در حکومت او، جوانانِ تحصن‌کننده زیر تانک شده‌اند و بر پیشانی‌شان گلوله خورده است. معترضانِ دانشجویی که خواستار ایجاد فضای امن و کاهش انفجارها در پایتخت بودند، با گلوله پذیرایی شده به خاک‌وخون غلتیدند و ده‌ها تنِ دیگر به جرم اعتراض مدنی روانۀ زندان‌ها شدند. اما حالا چنین حکومتی و چنان سیاست‌مدارانی، آمده‌اند پاکستان را به رفتار مدنی و مُدرن تشویق می‌کنند. این اقدامِ حکومتِ آقای غنی درحالی‌که مداخلۀ آشکار در مسایلِ یک کشور دیگر است، ریشخندی‌ِ بزرگی بر مردم افغانستان است که هر روز شاهد محدود شدنِ فضاهای دموکراتیک هستند. شما هنوز خود قاتلینِ شهید سالم ایزدیار و جوانانِ همراهش که توسط نیروهای دولتی به شهادت رسیدند را محاکمه نکرده‌اید و هیچ‌گاه نیتِ انجامِ این کار را نیز نداشته‌اید؛ برای خون‌های بر زمین ریخته‌شدۀ شهدا و معترضینِ جنبش روشنایی بها قایل نشدید؛ و همین‌طور سرکوب سازمان‌دهی‌شدۀ بسیاری از اعتراضاتِ مدنی دیگر را در کارنامه دارید؛ چگونه به کشوری دیگر درسِ مدنیت و انسان‌دوستی می‌دهید؟ اگر شما به‌راستی حامیِ اعتراضات مدنی هستید، به‌جای بیرون رفتن از مرزهای سیاسی افغانستان، به ولایتِ غور و مطالباتِ مظلومانۀ غوری‌ها نظر بیندازید: در این رابطه چه اقدامی روی دست گرفتید و با کدام اعلامیه و توییت به آن واکنش نشان دادید؟ این نهایتِ شرمنده‌گی و سرافکنده‌گی برای شما در قبالِ مردمی است که به آن تعلق دارید و ریاست کشورشان را از قضا بر عهده گرفته‌اید.
عقل سلیم، رسالت قانونی و حتا غیرتِ افغانی حکم می‌کند که شما قبل از هر چیزی، مراقب احوالِ مملکت و مردمانِ فقیرِ خود خود باشید و به خواسته‌های آن‌ها رسیده‌گی فرمایید. وظیفۀ شما این است که به صدای غوری‌ها، بامیانی‌ها، هلمندی‌ها و خوستی‌ها گوش فرا دهید که چه می‌گویند و چه می‌خواهند و دردشان چیست و چرا ناله سر داده‌اند. پس از رسیده‌گی به اعتراضات مدنی داخلی، می‌توانید پتوی‌تان را بر شانه افکنده و فرهنگ مدنی‌تان را به دولت پاکستان‌ مشق دهید. اما تا آن زمان، هرگونه توصیۀ مدنیِ شما به اسلام‌آباد در ارتباط به برخورد با معترضان، ریشخند و تحقیرِ افغانستان و سی میلیون جمعیتِ آن خواهد بود!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.