تغییر مکان چاره‎ساز نیست میکانیزم‌ها را عوض کنید

/

وزارت خارجۀ افغانستان گفته است که دولت این کشور آماده است تا گفت‌وگوهای صلح با طالبان را در ترکیه و یا عربستان سعودی ادامه بدهد. طوری که ممکن است دفتر طالبان در یکی از این دو کشور باز شده بتواند. البته تقاضای حکومت افغانستان ضمن این خواسته هنوز پا برجاست که اگر طالبان بخواهند، می‌توانند این دفتر را به جای یکی از این کشورهای خارجی در خود افغانستان داشته باشند. تاکیدی که آقای کرزی آن را در سخنرانی عیدی خود برای طالبان بیان کرد.
دلیل این تقاضا در آن جاست که ظاهراً حکومت افغانستان در پی بالاشدن پرچم امارت اسلامی‌ طالبان در قطر احساس خطر کرده است. طوری که مقامات افغانستان تصور می‌کنند که سیاست‌های قطر و موضع‌گیری آن کشور بود که منجر به بالا شدن پرچم طالبان شد و الا، طالبان جرات این کار را نداشتند. هرچند، عتاب آقای کرزی باعث شد که نماینده‌گی طالبان در قطر بسته شود اما در هر صورت نتیجۀ نهایی، پایان یافتن گفت‌وگوهای صلح بود.
اکنون دولت افغانستان با این پیشنهاد در پی آن است که گفت‌وگوها از سر گرفته شود و با این کار خود یک بار دیگر توجه طالبان را جلب سازد. اما غافل از این‌که هراس قبلی، مضاعف‌تر در کشوری چون عربستان سعودی مطرح است. زیرا، حکومت‌های شیخ‌نشین اعراب نظیر قطر و سعودی، سیاست و نظامی ‌دست‌کم از طالبان ندارند. به ویژه عربستان سعودی که ساختار سیاسی آن کشور به شدت طالبانی است. مگر آقای کرزی فراموش کرده است که عربستان سعودی یکی از تمویل‌گران اصلی و مبدعان اساسی پروژه‌یی به نام طالبان بود، یا تلاش‌های آن کشور را مبنی بر احیای دوبارۀ طالبان در سال‌های پسین؟
تفکر بنیادگرای مقامات کشور قطر باعث شد که طالبان آن کشور را چونان خانۀ خود تلقی کرده و پرچم خودشان را بلند سازند. این تعلق خاطر و هم‌سویی با عربستان سعودی به مراتب بیشتر است که حتا می‌تواند، فرصت تشکیل یک حکومت جلای وطن را برای طالبان میسر سازد.
اما این قضیه دربارۀ ترکیه فرق می‌کند. زیرا با آن‌که حکومت ترکیه یک حکومت نسبتاً بنیادگراست، اما جامعۀ آن کشور یک جامعۀ سکولار است که خیلی هم به نسبت سیاست‌های خارجی کشورشان بی‌تفاوت نیستند. ممکن است که کشور ترکیه زمینه را برای ادامۀ گفت‌وگوها با طالبان هموار کند اما به یقین‌که طالبان ادامۀ مذاکرات در آن کشور را نخواهند پذیرفت.
چون در هر حال، ترکیه به تناسب کشورهای عربی بیشترینه مخالف بنیادگرایی است و نیز سربازان آن کشور عملاً در افغانستان علیه تروریسم می‌جنگند و نیز شماری از سربازان آن کشور در این جنگ کشته شده اند.
این دلایل باعث می‌شود که از یک‌سو، طالبان چنین تقاضایی را نپذیرند و از سوی دیگر، مردم ترکیه مخالف این برنامه گردند که در نهایت حکومت خود را مجبور به عقب‌نشینی از این طرح سازند.
اما پرسش مهم‌تر از همه این است که چرا باید گفت‌وگوهای صلح ادامه پیدا کند. جنگ با طالبان یک جنگ ایدیولوژیک است که بسا از کشورهای جهان بنابر تضمین منافع خودشان آن را حمایت می‌کنند. این جنگ ریشه‌های بسیار عمیق و وضعیت نهایت پیچیده‌یی دارد که ژورنال‌ها و رسانه‌های بین المللی بارها از آن گزارش داده اند. ادعای گفت‌وگو به جای مبارزه با این پدیده حرف مضحکی است که به رغم دانستن آن، دولت افغانستان آن را پیشه کرده است.
بیش از شش سال تاکید بر ادامۀ گفت‌وگوهای صلح به صورت پروژه‌های گوناگون، و نتیجۀ منفی آن می‌نمایاند که هیچ نیتی برای محو پدیدۀ طالبان وجود ندارد. دلیل روشن این کار اگر از یک‌سو می‌تواند گرایش‌های قومی مدیریت کلان سیاسی و هیأت حلقۀ خاص در درون حکومت باشد، اما از سوی دیگر، برنامه‌ها و پلان‌های کلان استخباراتی است که تا هنوز بر کسی آشکار نشده است.
ما باور مند هستیم که تغییر آدرس و یا مکان گفت‎وگوهای صلح، چاره‎ساز نیست و هیچ کمکی در تسریع و یا نتیجه‌‎بخش بودن این مذاکرات نمی‎کند، بل باید روی میکانیزم‎ها و استراتژی گفت‌وگو با طالبان و در کل مخالفان مسلح دولت تجدید نظر صورت گیرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.