تیـم وفـاق مـلی و فرصت حساسِ افغانستان

/شنبه 1 جدی 1397

زنگ انتخابات ریاست‌جمهوری با گذشتِ هر روز محکم‌تر نواخته می‌شود و شماری از شخصیت‌‎های سیاسی به نحوی از نامزدی‌شان در انتخابات ریاست‌جمهوری خبر می‌دهند. هفته‌ها پیش، محمد اشرف‌غنی رییس حکومت وحدت ملی، از نامزدی‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری خبر داد و به تعقیب آن، حنیف اتمر همکار نزدیکِ او نیز اعلام حضور کرد؛ به این معنا که تیم تحول و تداوم که قدرتِ اصلی را در دولت وحدت ملی در اختیار گرفت، با دو تکت قصد ورود به کارزارهای انتخاباتی دارد. اما رقیب گذشتۀ این تیم، اصلاحات و همگرایی که سهمِ آن از قدرت ریاست اجرایی بود، تا هنوز نسبت به انتخابات موضعِ مبهم اختیار کرده ‌است.
روز پنجشنبۀ هفتۀ گذشته، احمدولی مسعود با شکل دادنِ تیم «وفاق ملی» ـ مرکب از برخی جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی، دانشگاهی، مردمی و روشن‌فکری ـ وارد میدان انتخابات شد و از نامزدی‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۸ خبر داد. با این حساب، تا کنون سه نفر نام‌های‌شان را به عنوان نامزدانِ انتخاباتی مطرح کرده‌اند و این‌گونه قصۀ انتخابات گرم و گرم‌تر گشته است. اما احمدولی مسعود در این ‌میان، نامزدی متفاوت است که با علم به اوضاعِ قمر در عقربِ کشور وارد میدان شده و آهنگِ «تغییر» دارد.
بحث داغِ گفت‌وگوهای صلح با طالبان و تأثیراتی که این تحرکات بر اذهانِ مردم گذاشته، افزون بر فساد و قوم‌گراییِ حکومت، افغانستان را در برهه‌یی حساس قرار داده است. مسلماً در این مقطع حساس، قدر و قیمتِ «انتخابات» به عنوانِ اساسی‌ترین شیوۀ تصمیم‌گیری و انتقال مسالمت‌آمیزِ قدرت، بیش از پیش برجسته می‌گردد. انتظارِ قاطع این است که هیچ برنامۀ سیاسی‌یی سبب تعویقِ انتخابات نشود، هیچ بهانه‌یی آن را منحرف نسازد و هیچ حاکمی آن را مصادره یا مهندسی نکند. چراکه انتخابات تنها گزینه‌یی‌ست که سرمایه‌گذاری روی آن می‌توان ارمغان‌دهندۀ تغییر باشد. ورود آقای احمدولی مسعود به انتخابات حتماً با همین محاسبه صورت گرفته است.
تیم وفاق ملی به چند دلیل می‌تواند از اقبالِ عمومی برخوردار گردد: نخست درحالی‌که مردم از بی‌برنامه‌گی و فسادِ جاری در حکومتِ موجود به ستوه آمده‌اند، این تیم با طرح و نقشۀ راه به میدان انتخابات آمده و قصد دارد با ارایۀ آن به جامعه، در میدان انتخابات به رقابت بپردازد.
دوم درحالی‌که حکومتِ موجود با رویکرد قومی به قدرت و سیاست، جامعه را دچار شکاف و مردم را نسبت به آینده مضطرب ساخته، این تیم از «وفاق ملی» نه در قالبِ شعار بلکه در چهارچوبِ طرح و برنامه سخن می‌گوید.
سوم درحالی‌که در رأسِ هر دو تیم انتخاباتی رقیب، افرادی قرار دارند که امتحانِ خود را در خوانِ قدرت و حکومت پس داده‌اند و سوابقِ سیاسی‌شان خدشه‌دار و مشکوک است، در رأس تیم وفاق ملی شخصیتی قرار دارد که نه‌تنها هیچ سابقۀ سوئی از فساد ندارد، بلکه متعلق به حوزۀ جهاد و مقاومت و عضوی از خانوادۀ قهرمان ملی شهید احمدشاه مسعود است. برنامه‌ها و طرح‌هایی با پسوند «ملی» چون: آجندای ملی، دولت وحدت ملی و اکنون وفاق ملی، به بهترین شکل بازگوکنندۀ سابقۀ فکری و مبارزاتیِ آقای احمدولی مسعود و شیوۀ نگاهِ او به قدرت و سیاست و افغانستان و مردمانش است. او و جمعِ بزرگی از نخبه‌گانِ کشور از ولایاتِ مختلف، سال‌ها مصروفِ برنامه‌سازی و تولید ایده و اندیشه برای بیرون ساختنِ افغانستان از دورِ باطلِ منازعه و بحران بوده‌اند. اما از آنجا که تجربه ثابت کرد مراجعِ قدرت به این زحمات و تلاش‌هایِ فکری وقعی ننهاده و نمی‌نهند، به‌جاست که صاحبانِ فکر و برنامه خود وارد میدان شوند.
بنابراین ورود آقای مسعود با شعار و برنامۀ وفاق ملی در انتخابات ریاست‌جمهوری، برای مردمِ افغانستان جذابیتِ ویژه‌یی خواهد داشت. به نظر می‌رسد تیم وفاق ملی یگانه تیمی است که در این برهۀ حساس‌ می‌تواند فرصت و روزنۀ اُمیدِ تازه‌یی را برای نسل جدید و قدیمِ افغانستان به‌ویژه نیروی جوان و ترقی‌طلب و جریان‌‌ گستردۀ جهاد و مقاومت بگشاید.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.