حملاتِ پی‌هم اما چرا؟!

۱۸ اسد ۱۳۹۴

روز جمعه، برای کابل، روز بسیار دشواری بود. از انفجارِ یک موترِ مملو از مواد انفجاری در منطقۀ شاه‌شهید گرفته تا انجامِ یک حملۀ انتحاری در دهنِ دروازۀ ورودی اکادمی نظامی و در میانِ افسران پولیس، و حمله بر یک مرکز نظامی نیروهای خارجی در قصبۀ کابل، همه و همه نشان می‌دهند که دشمنان تلاش‌های‌شان را برای ناامن کردنِ کشور ‌شدت بخشیده‌اند.

این تلاش‌ها و ناامن کردن‌ها، بعد از مرگ ملاعمر به سه هدفِ خاص صورت می‌گیرند:
اول این‌که پاکستان می‌خواهد نشان بدهد که مرگ ملاعمر هیچ تأثیر منفی‌یی بر کار و اهداف و برنامه‌ها و حرکت‌های طالبان نداشته و ندارد.
دوم این‌که ملامنصور می‌خواهد به طالبانِ مخالفش نشان بدهد که در قساوت دستِ کمی از ملاعمر ندارد و با این حملات، طالبان را از میز اختلاف به سفرۀ اتحاد بکشاند و آنان را به دورِ خود جمع ‌سازد. ملا منصور با چنین سیاستی می‌خواهد جلو اختلاف شماری از طالبان با خودش را بگیرد و در این کار، سازمان استخباراتی پاکستان او را همراهی می‌کند.
نکتۀ سوم هم این‌که طالبان می‌خواهند با انجام این حملات، حضور داعش و عملیاتِ داعش در افغانستان را تحت‌الشعاع قرار دهند.
اخیراً و بسیار پیش از اعلان رسمیِ مرگ ملاعمر، گفته شده و هنوز گفته می‌شود که کارتِ طالب ختم است و قرار است داعش ادامۀ بازی را به پیش ببرد و طالب در حدِ یک حلقۀ کوچک و یک نام باقی می‌ماند.
بدون شک جایگزین شدنِ داعش به جای طالب، سود سرشارِ این گروه را به صفر می‌رساند و راه‌های عایداتیِ رهبران و جیزگرانِ آنان را می‌بندد. بنابراین طالبان به هر طریقی سعی می‌کنند که پس از افشای مرگ ملاعمر،خلای به‌وجود آمدۀ ناشی از آن را با انجامِ این حمله‌ها جبران کنند و یک بارِ دیگر نامِ خود را سرِ نام داعش قرار دهند.
از طرف دیگر، پاکستان نیز با راه‌اندازی این حمله‌ها به نامِ داعش و یا طالب، در پی اهدافِ مشخصی است؛ از جمله این‌که می‌خواهد به دولتِ افغانستان بفهماند که بدون کدام پیش‌شرط و قیدی به گفت‌وگوهای صلح با طالبان حاضر شود و آن‌چه را که پاکستان می‌خواهد، بپذیرد.
هرچند پاکستان به بسیاری از خواست‌هایش در افغانستان دست یافته، اما هنوز هم تا تطبیقِ کاملِ برنامه‌هایش از هیچ حرکت و تلاش و انفجاری دریغ نمی‌کند. از طرفی، با ناامن شدنِ هرچه بیشترِ کابل و دیگر ولایت‌های کشور، مافیای مواد مخدر می‌تواند تجارت‌ِ خود را شدت دهد و سود سرشاری از آن به‌دست آورد. این مورد، یکی از عواملِ دیگر برای همدستی با تروریستان به‌خاطر ناامن کردن بیشترِ کشور است.
به هر صورت، رویداد شاه شهید، رویداد اکادمی پولیس و حمله به یک مرکز نظامیِ ایتلاف بین‌المللی در شمال فرودگاه کابل، همه و همه نشان می‌دهند که طالبان به بسیار ساده‌گی خودشان را به هر جا که بخواهند، می‌رسانند و کسانی در درونِ نهادهای امنیتی کشور، آنان را حمایت می‌کنند.
وقتی فرمانده پولیس کابل می‌گوید که موتر مملو از مواد انفجاری، از فلان راه و فلان سرک و جاده وارد کابل شده است، این سوال پیش می‌آید که چرا آن‌ها (نیروهای امنیتی) مانعِ این موتر نشده‌اند؟ به‌راستی نمی‌شود روی برخی از مقاماتِ حکومتی شک کرد و آنان را همکار طالب یا داعش دانست؟!
مسلماً وقتی که زاخیلوال وزیر مالیۀ پیشین و مشاور ارشد اقتصادی رییس‌جمهور از برگزاری مراسم فاتحۀ ملاعمر حمایت کند و بخش وسیعی از بودجۀ طالبان از طریق وزارت معارف و مدیریتِ فاروق وردک تأمین ‌شود، دیگر به همه چیز می‌توان شک کرد و در پشتِ هر رویداد انتحاری‌یی، دستِ حلقات حکومتی را جست‌وجو نمود!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.