حکمتیار سنگِ بزرگ را از روی دلِ مردم بردارد

/

دو روز قبل، هزاران نفر از مردمانِ کابل در اعتراض به حضور گلبدین حکمتیار دست به اعتراضِ مدنی زدند. آنان عکس‌های برخی از کسانی را که توسط توسط فرمانِ گلبدین حکمتیار یا راکت‌های او به قتل رسیده بودند نیز به دست داشتند. در میانِ آن عکس‌ها، تصاویرِ شخصیت‌های معروفی مثلِ قهار عاصی و میرویس جلیل و چند تنِ دیگر هم دیده شده است.
اعتراض‌ها در برابرِ آقای حکمتیار و در اطرافِ خانۀ او در کابل، نشان از آن دارد که مردم در برابرِ آن‌چه که در گذشته اتفاق افتاده، به‌شدت حساس‌اند و آمده‌اند که صدای‌شان علیه این‌ شعارِ بی‌پشتوانه که همه چیز خوب است و “گذشته را باید فراموش کنیم”، به اهتزاز درآورند.
در عین حال، نهادهای حامیِ حقوق بشر که به قضایای افغانستان نگاهِ جدی داشته‌اند، خواهان پیگردِ قانونیِ آقای حکمتیار شده‌اند. اما حالا مرجعی که باید به این انتظارها و اتهامات پاسـخ بدهد، وجود ندارد. دولتی که انتظار می‌رود آقای حکمتیار را مورد پیگرد و بازخواست قرار دهد، خود از حامیانِ اوست و او را به‌سانِ یک مردِ قابلِ افتخار وارد کابل ساخته است.
امریکایی که باید مسایلِ حقوقِ بشری و جنگ‌سالار بودنِ حکمتیار را مد نظر قرار بدهد، خود از کشورهایی‌ست که او را مورد نوازش قرار داده و همۀ مصارفِ حکمتیار و اطرافیانش را می‌پردازد. خود آقای حکمتیار هم در میـانِ صدها مردِ مسلحِ آموزش‌دیدۀ نظامی و صدها مردِ مسلحِ غیرآموزش‌دیده و ملیشه در کابل به‌سر می‌برد. مردم نمی‌توانند تحمل کننـد که قاتلِ هزاران انسانِ بی‌گناه و یکی از اصلی‌ترین عاملانِ ویرانی کابل، بیاید و این‌گونه هر روز در برابرشان رژه برود و به آن‌ها فخر بفروشـد.
به رغمِ این‌همه، مردم نمی‌دانند که برای به کیفر رساندنِ حکمتیار باید به کدام دادگسـتری مراجعه کنند و این بغضِ گلوگیرِ به‌جا ‌مانده از دورانِ جنگ‌های کابل را فریاد بزنند. از این‌رو ممکن است که اعتراض‌ها هم در کابل و هم در دیگر ولایت‌ها در برابرِ حکمتیار دامن فراخ کنـد و ادامۀ چنین وضعیتی، فضا را برای حکمتیار و دولت تنگ بسازد.
در این شکی نیست که حکمتیار تنها گناهکار در جنگ‌های تحمیلی نیست، اما مسلماً اصلی‌ترین عامل و محور در این جنگ‌هایِ مردم‌سوز بوده است و به همین پیمانه، ملزم به پاسخ دادن از عملکردش هست و هیچ کسی نمی‌تواند این حقیقت را انکار کند. بنابراین، پیشنهاد ما به آقای حکمتیار این است که به‌جای نیش و زبان نشان دادن به حریفانِ دیروزینش و به آنانی که خواهانِ حساب گرفتن از اویند، بیاید در محضرِ رسانه‌ها و صادقانه از خطاهای گذشته‌اش از مردم پوزش بخواهد. عذرخواهی حکمتیار از مردم می‌تواند برای او و جامعۀ منزجر از او بسیار مفید تمام شود و به این ترتیب، او هم به‌سانِ دیگر چهره‌های جهادی سیاسی این مجال را پیدا کنـد که در روند سیاسیِ افغانستان نقشِ مثبت ایفا نماید.
تا زمانی که آقای حکمتیار خود از مردم پوزش نخواهد، نمی‌تواند در کابل به عنوان یک سیاست‌مدار فعالیت کند. مردم از او و افرادِ مسلحِ همراهش، سخت می‌هراسند و این هراس را در قالبِ اعتراض و راهپیمایی بروز می‌دهند. مسلماً حکمتیار ترساننده‌ترین چهرۀ تاریخِ معاصرِ کشور است. دولت از این رهگذر باید مراقبِ عملکردهای او باشد و نباید بارِ دیگر حکمتیار فصلِ تازه‌یی از وحشت و مصیبت را بر مردم تحمیل کنـد.
مردم افغانستان از آقای حکمتیار و کارنامۀ رنگینش، دلِ پُرخون و روحِ مجروح دارند؛ اما اعتراف به کوتاهی‌ها و اشتباهات و پوزش‌خواهیِ شخصِ ایشان از خطاهایی که در گذشته مرتکب شده، می‌تواند سنگِ بزرگی را از روی دلِ مردم بردارد. اما این کار، بزرگی و صداقتی می‎طلبد که حکمتیار باید آن را در خود بپرورد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.