حکومت معنایِ «تکریم و حمایت از خانواده‌های شهدا» را نمی‌فهمد

۲۳ ثور ۱۳۹۸

روز گذشته، یک نهاد خیریه برای یاری به خانواده‌های شهدا، در یک نشستِ خبری در کابل اعلام کرد که ۹۰ درصدِ وارثین شهدای نیروهای امنیتی نمی‌توانند حقوق و امتیازاتِ قانونی‌شان را دریافت کنند و در وضعیتِ ناگوار به‌سر می‌برند.
آقای محمدسلیم وردک رییس «بنیاد مساعدت برای قهرمانان افغانستان» گفت: آنچه که در هجده سالِ گذشته از حکومت‌های افغانستان زیر عنوان حمایت از خانواده‌های شهدا ادعا شده، شعار بوده و در میدان عمل، هیچ توجهی به آن‌ها صورت نگرفته است.
اگرچه تا کنون نهادهای امنیتی و دفاعی و وزارت شهدا و معلولین نسبت به این صحبت‌ها واکنشی نشان نداده‌اند، اما به‌ساده‌گی می‌توان پاسخِ نهادهای ذیربط و مسوول را پیش‌بینی کرد. آن‌ها همانندِ گذشته این ادعاها را رد می‌کنند و از خدمات و شهکاری‌هایِ صورت‌‌گرفته در حقِ خانواده‌های شهدا و برنامه‌های آتی‌شان در این راستا سخن خواهند گفت.
اما این وظیفه و رسالتِ ماست که به یادِ این نهادها و مقاماتِ مسوول بیاوریم که اولاً میان آنچه که شما از روی کاغذ ادعا می‌کنید با آنچه در مرحلۀ عمل برای خانواده‌های شهدا به ظهور می‌رسد، تفاوتِ کمّی و کیفیِ زیادی وجود دارد و دلیلِ این امر نیز فساد اداری و نبود ظرفیت‌های لازمِ کاری است؛ ثانیاً حمایت از خانوادۀ شهدا فقط پرداختِ مبلغی پول به عنوان اکرامیه و مقرریِ ناچیزِ سالیانه نیست که با پرداختِ آن خود را خالی از مسوولیت بپنداریم، چرا که خانواده‌های‌ شهدا افزون بر نیازمندی‌های مادی، نیازمند حمایت‌هایِ فرهنگی و معنویِ فراوان اند که وجود این نوع حمایت‌ها، صرف هزینه‌های مادی را ارزشمند و معنادار می‌سازد؛ و ثالثاً حکومت نه‌تنها نباید بابتِ خدماتی که به خانواده‌های شهدا ارایه می‌دهد، از ادبیاتِ منت‌آلود و طلب‌کارانه استفاده کند، بل همواره باید خود را قرض‌دار و مدیونِ قهرمانانی احساس کند که جان‌شان را برای حراست از هست‌وبودِ کشور فدا کرده‌اند.
مطابق اظهاراتِ رییس بنیاد مساعدت برای قهرمانان افغانستان، فقط ده درصد از خانواده‌های شهدا حقوق و امتیازات‌شان را ـ که آن‌هم کفاف مصارفِ روزمرۀشان را نخواهد کرد ـ از حکومت دریافت می‌کنند. معنای این گزاره این است که این ده درصد شاملِ کسانی می‌شود که توانایی گردش در دهلیزهایِ ادارات و تحملِ کاغذبازی‌های رایج و کسالت‌بار را دارند و متباقی هم کسانی‌اند که دست‌شان و صدای‌شان به جایی نمی‌رسد.
برای درک این وضع، باید به گزارش‌هایی رجوع کرد مبنی بر این‌که بیوه‌های شهیدان در هنگام تعقیبِ حقوقِ همسران‌شان مورد آزار و اذیتِ جنسی قرار می‌گیرند. این ادعا دو سال پیش به‌صورتِ صریح توسط بازرس ویژۀ امریکا برای افغانستان مطرح شد، ولی حکومت آن را دروغ و تهمت خواند. حال آن‌که طولانی‌بودنِ پروسۀ اخذوقبضِ حقوق و امتیازاتِ شهدا در اداراتِ بی‌نظم و پریشانِ کشور، آن‌هم توسط زنانی که سواد و به عبارتی تواناییِ استدلال و دفاع از خود را ندارند، به گونۀ منطقی زمینۀ استفاده‌جوییِ انسان‌هایِ بدطینت از این وضع و دست‌شستنِ خانواده‌های باغیرت و زنانِ پاکدامن را از حقوقِ شهیدشان فراهم می‌کند.
به گونۀ مثال، به وزارت داخله سری بزنید و ببینید که رسیدن و داخل‌شدن به این مکان که محلِ رجوعِ هزاران‌نفر در روز است، چقدر دشوار و نفس‌گیر می‌باشد. پس از آن، دقت کنید که چنین مکان و محوطۀ بسیار بزرگ، با تعداد فراوانی بلاک و ساختمان و اتاق‌هایی که شمارشان از حوصله خارج است، از چند نقشۀ راهنما و چند فردِ کمک‌راهنما برخوردار است. بعدتر هم ببینید که شما برای به‌دست آوردنِ دو یا سه امضا چقدر باید از این و آن با عذر و التماس نشانی بپرسید و از این بلاک به آن بلاک و از این دهلیز به آن دهلیز سرگردان شوید. اکنون تصور کنید که یک زنِ جوان که به احتمالِ قوی درمانده و بی‌سواد نیز است، بخواهد در یک‌چنین وضعی به دنبال سوابقِ شوهرِ شهیدش بگردد، با چه اهانت‌ها و حقارت‌هایی مواجه می‌گردد؟
بله، لازمۀ «تکریم و حمایت از خانواده‌های شهدا»، در نظر گرفتنِ تمامِ این مسیرِ پُرپیچ‌وخم و صدها احتمال و فرضیۀ تلخی‌ست که بازمانده‌گانِ شهدا با آن‌ها می‌توانند مواجه شوند. اما متأسفانه حکومت توانایی فهمِ این‌همه را ندارد و صرفاً به ظاهرِ عبارت «تکریم و حمایت» دل خوش کرده است!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.