خروش و خشم کرزی از برای چیست؟

/

کرزی صاحب بر ایالات متحده امریکا به شدت خشمگین است و ابن بار سلامش را به مردم امریکا و خشم و غضبش را به اوباما تحویل داده است و این بازی بر سرنوشت مردم افغانستان است.
مردمی که آرزوی داشتن زعیم و رییس‌جمهوری را داشتند که درد ملت را از خود دانسته و معادلات و تعاملاتش بر اساس منافع مردمی شکل بگیرد، در سیزده سال گذشته شاهد بوده‌اند که چنین نشد و رییس جمهور کرزی هر وقت منافع ملی را برابر به منافع خودش معرفی کرده است.
آقای کرزی در سال‌های پیش با توش و توان امریکایی‌ها با دو رای در برابر یازده رای، در بن به قدرت رسید و بعداً با انتخابات‌های تقلبی به ریاستش ادامه داد. این مدت، حمایت از امریکا و امریکا گرایی، یکی از فرایض او بود؛ اما حالا هرچه به پایان ماموریتش نزدیک تر می‌شود، تندتر و شدید تر در برابر امریکا قرار می‌گیرد و با آن کشور از سر ستیزه سخن می‌گوید. شکی نیست که اظهار نظرهای اخیر آقای کرزی در تعیین رابطه امریکا با حکومت آینده افغانستان تاثیر می‌گذارد و چنان پیداست که آقای کرزی نمی‌خواهد بعد از خودش حکومتی مورد توجه جامعه جهانی در افغانستان قایم شود.
وقتی آقای کرزی امریکا ستیز می‌شود، مردم میپرسند جناب کرزی مگر بر شانه‌های امریکایی‌ها به کابل و به قدرت نرسید و آیا هر روز یک پای در کابل و یک پای در واشنگتن نمی‌گذاشت؛ کاخ سفید و ارگ بی‌رنگ ما مگر تنگ‌ترین رابطه را نداشتند؛ محافظان جناب کرزی در چند سال‌ اول، امریکایی‌ها نبوده اند؛ خلاصهء سیاست عملی و اجراآت آقای کرزی در مطابقت با برنامه‌های امریکایی‌ها در افغانستان و منطقه نبوده است که حالا و در پایان ماموریتش همه را به مبارزه می‌طلبد و چیزی باقی نمی‌ماند که اعلان کند سر از فردا در کنار ملاعمر به جهاد علیه امریکا در افغانستان می‌پردازد.
به هر صورت حوادثی که روزهای اخیر در رابطه میان ارگ و کاخ سفید رخ داده است، بدون شک ریشه در حقایقی جدا از وطن دوستی و بیدار شدن حس خیر خواهی و مردم دوستی جناب کرزی و تیم همراهش دارد.
اگر هرچه آقای کرزی این‌گونه خشمگین در برابر امریکا قرار بگیرد، مردم باور نخواهند کرد که کرزی به راستی امریکا ستیز شده و حالا چه بجا یا بیجا در برابر آن قدرت قرار گرفته است؛ زیرا رابطه کرزی با امریکا آن قدر نزدیک و در هم تنیده بوده است که باور این واقعیت که نیت کرزی از یک چنین تلخی کلام، خشم واقعی برخواسته از عشق و محبت به وطن و مردم دوستی باشد، خیلی سخت و ناممکن به نظر می‌رسد.
پیداست که امریکایی ها شرط های او را در انتخابات پیش رو تایید نکرده اند و فکر می‌کند که فشارهای بیشتر این چنینی بتواند امریکایی‌ها را قانع کند تا از نامزد مورد نظر او در انتخابات حمایت کنند.
بنابراین واضح است که آقای کرزی حالا نمی‌تواند از این سیاست ستیز و تقابل چیزی به دست آورد؛ زیرا مردم عام می‌گویند که حالا کرزی که از قدرت کنار می‌شود می‌خواهد با این نشان دادن احساسات و ابرو کشیدن‌ها مردم را بفریبد و بر گرده آنان سوار شود.
از جانب دیگر اگر صحبت های آقای کرزی را دقیق بدانیم، شاید دوازده سال بی‌اعتمادی و همکاری با کسانی که هرگز منافع ملی و مردمی ما را مد نظر نداشته اند و مردم افغانستان برای آن‌ها چیزی جز قربانیانی که باید از تل جنازه آنها گذشت تا امنیت و منافع غربی‌ها را تأمین کرد، نبوده است، نمی‌تواند تاکید بر آن در پنج- شش هفته باقی مانده برای برگزاری انتخابات، برای توجیه یک حکومت داری بد و رشد فساد، جان یافتن تروریزم و… کافی باشد.

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.