داعـشِ هزارچـهره و مسـوولیت‌های حـکومت

سه شنبه 21 قوس 1396/

از مدتی به این طرف، در محافل مختلف، خبر حضور افراد خارجی به‌ویژه اروپایی در میانِ داعشیان در ولایت‌های شمالِ کشور ـ از جمله جوزجان ـ سرِ زبان‌ها افتاده و مردمانِ محلی و برخی منابعِ غیرمستقیم نیز چنین خبری را تأیید می‌کننـد، اما هنوز منابع در ارتش چنین خبری را تأیید نکرده‌اند.
همواره گفته می‌شود که پس از پایان یافتنِ کار داعش در عراق و سوریه، شمار قابل توجهی از داعشیان به افغانستان رو آورده‌اند. به‌رغم این، هنوز به گونۀ قطعی نمی‌توان حکم کرد که داعشی که در شمال افغانستان حضور دارد، از خاورمیانه آمده است. آن‌ها اغلب اتباع کشورهای آسیای مرکزی و اروپایی اند و یا هم ممکن است که گروه‌های تازه‌یی باشند که مخصوصِ افغانستان آموزش دیده‌اند. از جانب دیگر، چگونه‌گی حضور داعش در افغانستان با شک و تردیدهای بسیاری مواجه است. اگرچه هرازگاه حملاتی به نام داعش در کشور صورت می‌گیرد و گفته می‌شود که در برخی مناطق از جمله شرق و شمال اراضی‌یی را در کنترل دارند، ولی با آن‌هم در مورد موجودیتِ داعش در افغانستان گمانه‌ها به یقینِ کامل تبدیل نشده است.
از آن‌جایی که داعش یک بازی بسیار پیچیده و جهانی است، نمی‌توان به‌طور قاطع حضورش در افغانستان را رد کرد؛ اما این نکته هم وجود دارد که داعشی که در خاورمیانه شکست خورده و از میان رفته است، به‌ساده‌گی ممکن نیست به افغانستان بیاید و اعلام خلافت کند. اما در میانۀ این شک و تردیدها نسبت به حضور داعش در افغانستان، باید خطرِ حضور آن در کشور را نیز شوخی نگرفت؛ زیرا در افغانستان بیش از بیست گروه افراطی ـ تروریستی از جمله طالب، القاعده و حزب‌تحریر فعالیت دارند و بعید نیست که داعش هم در این‌میان برای خود بستری تدارک دیده باشد.
داعش چه به‌راستی از خاورمیانه به افغانستان آمده باشد و یا هم داعشِ تازه‌یی برای افغانستان طراحی کرده باشند و یا این‌که فقط نامی باشد که در پشتِ آن اقدامات و حرکت‌هایی صورت گیرد، همه نشـان از آن دارند که جنگ و ناامنی نه‌تنها به این زودی‌ها پایان نخواهد یافت، بلکه آیندۀ کشور نیز زیر همین نام (داعش) محکوم به مواجهه با تلاطم‌ها و مصیبت‌ها و فجایع خواهد بود.
اما جنسِ اعمالِ داعش و بازی‌‌یی که در آن نقش می‌آفریند، گپِ تازه‌یی برای افغانستان نیست؛ زیرا مشابه خشونت‌هایی که داعش در سوریه و عراق مرتکب شده، طالبان در افغانستان انجام داده‌اند و هنوز هم انجام می‌دهند. قتل‌عام، سر بریدن، سنگسار، انفجار و انتحار را طالبان انجام داده‌اند و حتا در این زمینه، پیش‌کسوت به‌حساب می‌آیند. خشونت‌های داعشیانِ تازه نیز در ادامۀ همین خشونت‌ها خواهد بود.
اما به هر رو، دولت و مردمِ افغانستان نباید در انتظار حوادث، دست به الاشه بنشینند و فقط نظاره‌گرِ تحولات باشند. دولت و حکومت، از حالتِ انفعال و کنش‌پذیری در برابر بازی‌های منطقه‌یی و استخباراتی و به عبارت دیگر از حالتِ بازیچه‌گی، باید خارج گردد و به حالتِ بازیگری و مدیریتِ اوضاع نایل آید. مردم افغانستان نیز به عنوان شهروندان آگاه، باید با اعلامِ خواست‌ها و دغدغه‌های‌شان دولت را به این سمت هدایت کنند. جامعۀ جهانی هم باید تمام مساعی خود را به خرج دهد و نگذارد دنیـا یک بارِ دیگر شاهد خلافتِ داعش و تأسیس پایتختی تازه برای آن شود.
از همه اولی‌تر اما حکومت افغانستان، این وظیفه و رسالت را دارد که با اتخاذ تدابیر و سیاست‌های لازم در عرصۀ ملی و بین‌المللی، آیندۀ کشور و امنیتِ شهروندانش را در برابر خطراتی از جنسِ داعش بیمه کند. شاید تا کنون داعش به معنای واقعی کلمه در افغانستان وجود نداشته باشد، اما از آن‌جا که کشورِ ما نقطۀ وصلِ رقابت‌های استخباراتیِ منطقه و جهان است، هیچ اتفاقی در آن محال نخواهد بود!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.