دوبینـه‌گی های غنـی

/

اخیراً محمد اشرف غنی، یک وزیر کابینه را به اتهام فساد محاکمه کرده است و نیز در نشستی گفته است که سه زورمند را دست بسته به کابل آورده و زندانی کرده است و دیگر تحمل اعمال نظامیان مسلح غیر مسوول را ندارد.
این عمل و سخن آقای غنی، مسلماً با موافقت‌ها و مخالفت‌هایی مواجه شده است. طرف‌داران او که بیشتر نگاه قومی به قدرت دارند، آن اعمال او را ستوده اند اما مخالفت‌های شدیدی هم در برابر این اقدامات صورت گرفته است. اخیراً فرمانده نظام‌الدین قیصاری نمایندۀ خاص جنرال دوستم و پولیس ولایت فاریاب توسط ارتش سرکوب و بعد به کابل آورده شد. نکته‌یی که در مورد بازداشت قیصاری وجود دارد این است که چگونه ممکن است که کسی را که مسوولیت دولتی هم دارد و در برابر نیروهای طالبان می‌جنگد، به جلسه دولتی نظامیان فرا بخوانید و بعد از کشتن محافظان او، او را بازداشت و به کابل انتقال دهید. این درحالی است که به اساس برنامه‌های آقای غنی، طالبان می‌توانند زیر نام آتش‌بس وارد شهرها شوند و برخی‌های شان در همینجا ها باقی بمانند و نیز آقای حکمتیار معروف‌ترین جنگسالار و برهم زنندۀ کشور طی سال‌های طولانی، در نهایت به کابل فراخوانده می‌شود و نیز برخی از فرماندهان دیگر که هر روز به کشتار مردم بیگناه می‌پردازند، به دلیل تعلقات سیاسی شان مورد حمایت قرار می‌گیرند؛ اما شماری دیگر که صدای مخالف بلند کنند مورد این گونه مواخذه قرار می‌گیرند. گذشته از این‌ها برخورد آقای غنی با بحث فساد هم کاملا سیاسی و قومی شده است. مثلاً وزیر پیشین مخابرات به اتهام فساد دادگاهی می‌شود اما وزیر مالیه که با عین اتهامات مواجه است، اصلاً مورد پرسش قرار می‌گیرد یا گذشته آز آن وزیران دیگری که متهم به فسادهای گسترده بوده‌اند؛ اما حالا در مقام‌های بالا اعزاز و اکرام یافته‌اند. همچنان پرونده فساد برخی از کارمندان و مقامات دولتی که متعلق به تیم آقای غنی اند، حفظ شده اند و دیگر بررسی نمی‌شوند.
برخوردهای این‌چنینی آقای غنی از زمانی که به قدرت رسیده‌است بارها مشاهده شده‌است و همین مسایل دلیل اصلی بلند شدن منازعات قومی در کشور گردیده‌است. حتا انتقادها این است که آقای غنی در مورد کشته شده‌گان نیروهای امنیتی هم برخوردهای قومی داشته است؛ چنانی که او در جنازۀ یکی از فرماندهان پولیس شرکت کرد تابوت آن شهید را به شانه گرفت اما در جنازۀ فرماندۀ امنیۀ پکتیکا شرکت نکرد چون او متعلق به یک قوم دیگر بود. با وجود اینگونه انتقادات بازهم عملکرد قومی آقای غنی به شدت یافته است مثلا او در مورد وزیر انرژی و آب برخوردی داشت که تا کنون در مورد وزیران دیگر نداشته است در حالی که آن وزیر یکی از کاردان ترین وزیران کابینه خوانده می شد. اما از طرف دیگر گزارش‌ها مشعر اند که یک مشاور ارشد آقای غنی به نام روند صلح با آقای حکمتیار بالاتر از صد میلیون دالر را از بودیجه دولتی به امضای آقای غنی برداشته است و هیچ کسی هم از نحوۀ مصرف آن چیزی نمی‌داند و کسی هم نمی‌پرسد. حال سوال این است که آقای غنی واقعاً چرا این همه دل مشغول دو بینه‌گی و قوم‌گرایی است و به راستی او نمی‌داند که این نوع عملکرد اعتماد مردم را روز به روز صدمه زده و کشور را دچار بحران‌های فراگیری می‌سازد که هیچ‌کسی توان کنترل آن را ندارد.
سخن ما به آقای غنی این است که تا هنوز فرصت آن را دارد که سبب برکشتن اعتماد به مردم شود و نباید با تحرکات قومی و سمتی نخستین بناهای تجزیه در کشور را بگذارد. افغانستان در این شب و روز روزگار خوشی ندارد و نباید سیاست و عملکرد دولت خلق مشکلات خطرناک جدید در کنار ده ها مشکل امنیتی و سیاسی و اجتماعی دیگر باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.