دولت باید از جنگ فرسایشی عبور کند

/

این روزها، وضعیت امنیتی شمال بحرانی است، از جمله قندوز و بدخشان، مورد تهاجم شدید طالبان قرار داشت و در نهایت، دولت موفق شد که بار دیگر طالبان را در این دو ولایت عقب بزند و امنیت را به شکل نسبی به این ولایت‌ها برگرداند.
صورت‌بندی قبض و بسط جنگ در این دو ولایت و نشان دادن نتیجۀ مطلوب، نشان از آن دارد که دولت فقط تلاش می‌کند به حداقل‌ها دل خوش کند و مردم را هم قناعت بدهد. چنان که وضعیت کنونی در این دو ولایت، سفیدنمایی محض و نتیجه‌گیری از توصیف اوضاع به نفع حکومت است و منطق آن هم ایجاب می‌کند. اما حقیقت ماجرا کم‌تر در این گزارش‌ها و خبرها مشاهده می‌شود. زمانی که گزارش می‌شود، ساحاتی پس از سقوط پس گرفته شد و تلفات نیروهای دولتی در نازل‌ترین سطح ممکن است، طالبان بیش‌ازحد کشته داده‌اند و از این قبیل، برای تمام مردم خوش‌آیند خواهد بود.
مسأله اما این‌جا است که آن‌چه واقعاً جریان دارد، حکایت از چیز دیگری می‌کند، موردی به‌شدت ناگوار و تلخ. مصداق این حال، وضعیت کنونی بدخشان و قندوز است که صاحب یک آرامش نسبی و کوتاه‌مدت شده است و ممکن است که امروز و فردا بار دیگر مشکلات به شکل عمیق‌تری تبازر کند و طالبان دوباره خودشان را چیره سازند. چیزی که مهم‌تر از این‌ها و باید به آن پرداخته شود، نجات قندوز، بدخشان و نجات هر ولایتی از شر تروریسم است که باید به شکل ریشه‌یی مورد توجه قرار گیرد، همانا کمک به نیروهای امنیتی است که صادقانه در برابر دشمنان وطن می‌جنگند و غریبانه شهید می‌شوند.
بارها نیروهای جنگی با کم‌ترین تجهیز و حمایت، تا آخرین توان‌شان با طالبان می‌جنگند و سرانجام در فقدان مطلق حمایت و دل‌گرمی، جان می‌سپارند. این وضعیت، هیچ خمی به ابروی مسوولان دولتی نیاورند و عرق خجالت و شرم را از جبین‌شان نریخت. اکنون که دولت ما کمک‌های سرشار جهان را در زمینه‌های مختلف به دست می‌آورد، این‌گونه عمل می‌کند، اگر فردا این کمک‌ها قطع شوند، چه خواهد کرد؟ بنابراین، نمی‌شود با عقب رفتنِ مصلحتی یا نظامیِ طالبان و یا هم شکست کنونی آنان، آرام نشست و فکری به حال ولایت‌های آسیب‌پذیر نکرد. در چنین صورتی، باید عملیات برای تصفیۀ مناطق از وجود طالبان شدت یابد تا امکانات آنان برای بسیج و یک حملۀ دیگر از همین اکنون خنثا گردد.
وخامت اوضاع در کشور تنها محدود به جنگ کنونی در قندوز و یا بدخشان هم نیست، سایر ولایت‌ها به‌شمول پایتخت، با مشکلات شدید امنیتی مواجه است و این‌همه می‌طلبد که دولت باید به جای مصروف شدن در جبهات پراکنده به فکری ایجاد یک راهبرد جنگی به هدف نتیجه گرفتن از جنگ جاری باشد و باید در برابر جنگ فرسایشی، راهبرد محاصره و سرکوب روی دست گرفته شود. تا زمانی که چنین وضعی شکل نگیرد، جنگ در قندوز و بدخشان و هلمند و جاهای دیگر، فتح و شکست، شکل دورانی به خود می‌گیرند و این برای نیروهای امنیتی ما فاجعه است.
گیرماندن در چنین جنگ فرسایشی هزینۀ بسیار بالا برای دولت دارد و اهمیت آن را طرف مخالف به خوبی درک کرده است. بنابراین، رضایت حکومت از وضعیت کنونی قندوز و بدخشان بسیار ساده‌انگارانه است و اگر قرار باشد حکومت وحدت ملی به این بسنده کند، یک‌بار دیگر شاهد وضعیت پیش‌تر خواهیم بود و یک بار دیگر نیروهای امنیتی و مردم قربانی‌های زیادی خواهند داد. زیرا طالبان تا دندان مسلح هنوز در قندوز بدخشان خوابیده‌اند و هر آن که بخواهند، وارد عمل شده می‌توانند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.