دیوار کوتاهِ مردم در جنگِ جهـانی با تروریسـم

چهارشنبه 9 جوزا 1397/

روز گذشته، مقام‌های محلیِ ولایت ننگرهار به رسانه‌ها گزارش دادند که بر اثر عملیاتِ نیروهای امنیتی در این ولایت به غیرنظامیان آسیب رسیده است. این عملیات، دو شب پیش در روستای چینوی ولسوالی چپرهار توسط قطعۀ خاصِ مربوط به ریاست امنیتِ ملی صورت گرفته است که گفته می‌شود تحت حمایتِ نیروهای امریکایی قرار دارد.
در این عملیات، ۹ نفر کشته و ۸ نفر زخمی شده‌اند که از میان این نُه تن قربانی، ۴ تن پولیسِ محلی و متباقی غیرنظامیان بوده‌اند. همچنین گفته می‌شود که در میان زخمی‌ها، یک زن و دخترِ خُردسال نیز شامل است.
از این‌که بگذریم، چند روز پیش نیز هواپیماهای نیروهای خارجی بخش‌هایی از ولایت بدخشان که مربوط غیرنظامیان می‌شود را بمباران کرده‌اند. همچنین به گفتۀ اعضای شورای ولایتی بدخشان، نیروهای خارجی یک‌کیلومتریِ فرماندهی پولیس و دفتر والی را با هواپیماهای بدون سرنشین هدف قرار داده‌اند. به گفتۀ مقام ولایت بدخشان، نیروهای خارجی این اشتباه‌شان را پذیرفته‌اند و از آن‌ها خواسته‌ شده است که در اجرای عملیات‌های‌شان دقت کنند.
اگر این اخبار را در کنار انبوهِ خبرهایی که در آن غیرنظامیان در بستر و زمینۀ جنگِ جاری در افغانستان به هلاکت می‌رسند قرار دهیم، درخواهیم یافت که مردمِ افغانستان به کوتاه‌ترین‌دیوار برای تروریسم و جنگِ جهانیِ جاری علیه آن تبدیل شده‌اند. به این ترتیب که اگر طالبان و داعش و سایر گروه‌های تروریستی به بسیار ساده‌گی بنا بر ماهیتِ دهشت‌گرانۀشان مردمِ ملکی و بی‌گناه را قتل‌عام می‌کنند، نیروهای خارجی و حکومتِ افغانستان نیز به صدها دلیل از جمله ضعفِ مدیریت و هماهنگی، سربازانِ رشیدِ کشور و مردمِ بی‌گناه را در مسیرِ کشتن می‌دهند و نامِ آن را به‌ساده‌گی «تلفات ملکی و نظامی» یا «اشـتباه» می‌گذارند.
اگرچه گفته می‌شود که اشتباهِ بدخشان خسارتِ جانی به دنبال نداشته است؛ اما تجربه نشـان داده که مجموعِ این ضعف‌ها و اشتباه‌ها دلیلِ عمدۀ تلفات ملکی و غیرملکی در افغانستان را شکل می‌دهند. چنان‌که در حادثۀ چینویِ ولایت ننگرهار می‌بینیم که اشتباهِ قطعۀ خاصِ ریاست امنیت ملی تحت حمایت نیروهای امریکایی، هم باعثِ مرگِ منسوبانِ پولیس (تلفات نظامی) و هم مردمِ محل (تلفات ملکی) می‌شود. این نوع تلفات را اگر در سرتاسر افغانستان در نظر بگیریم و جمعِ انبوهِ تلفاتی کنیم که تروریستان بر نظامیان و غیرنظامیان در سراسرِ کشور وارد می‌آورند، آن‌گاه عمقِ فاجعه بیشتر درک و دریافت می‌شود.
بر اساس اطلاعات یوناما، در سال ۲۰۱۷ بیش از ده‌هزار غیرنظامی در افغانستان کشته و زخمی شده‌اند و در سه ماهِ نخستِ سال ۲۰۱۸ نیز بیش از دوهزار غیرنظامی کشته یا زخمی شده‌اند. مسلماً این آمارها، آمارهای نهادی و رسمی اند و آمارهای غیررسمی و محلی، اعداد و ارقامِ بزرگ‌تری را گزارش می‌دهند.
یقیناً جنگ با تروریسم در افغانستان، ماهیتِ جهانی و منطقه‌یی دارد اما تلفات و صدماتِ بی‌شمار آن، بر افغانستان و ساکنانش متمرکز است؛ تلفات و صدماتی که اگر اولاً صداقت و تعهدِ جهانیِ لازم در این جنگ وجود داشت، بسیار تنزل می‌یافت؛ ثانیاً اگر عدالت و همدردیِ واقعی‌یی در کارِ جنگ وجود داشت، تاوانِ این صدمات را مجموعِ کشورهای جهان با سخاوتِ کامل می‌پرداختند.
متأسفانه از آن‌جا که این جنگ از ریشه با انحراف‌هایِ جهانی و منطقه‌یی همراه است و حکومتِ افغانستان نیز میراث‌دار و پیروِ این انحرافات می‌باشد، جان و زنده‌گیِ مردم را به چوبِ سوخت و بی‌ارزشِ این جنگ بدل کرده که آتش‌زنۀ آن، نه‌تنها تروریسم جهانی‌ست بلکه اشتباهاتِ بزرگ و مکرر و بعضاً خودخواسته و عامدانه‌یی است که از دستگاه‌های سیاسی ـ استخباراتیِ جهان گرفته تا خلبانانِ کارآزمودۀ نیروهای حمایتِ قاطع سر می‌زند.
حکومت افغانستان نه‌تنها در قبالِ هر قربانیِ غیرنظامیِ این جنگ مسؤول است، بلکه در برابر جانِ هر سرباز و افسرِ نظامی‌یی مسؤول است که بر اثرِ اشتباهات و ندانم‌کاری‌هایِ آن‌ها در سنگرهای بدونِ اسلحه و غذا به شهادت می‌رسد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.