راه‌هـای نرفتـه بـرای صـلح

سه شنبه 16 عقرب 1396/

دیروز، وزیر خارجۀ اندونیزیا، در همراهی با یک هیأت عالی‌رتبۀ آن کشور، وارد افغانستان شد و از تعهدش برای همکاری در روند صلح افغانستان سخن گفت. وزیرخارجۀ اندونیزیا در ملاقاتش با رییس‌جمهور غنی و شورای عالی صلاح، از شورای عالی صلح خواست که به آن کشور سفر کنند و تا از تجارب آنان در جهت حل مشکلات سیاسی استفاده کنند.
به نظر می‌رسد که شورای عالی صلح اخیراً تلاش‌هایی مشورتی‌یی را به راه انداخته است تا راهی برای دست یافتن به صلح پیدا کند. از همین رو، سفر به کشور اندونیزیا، برای استفاده از تجارب آنان، از اهمیت خاص برای دولت افغانستان برخوردار شده است. اما تا جایی که از تجارب حل مشکلات سیاسی اندونیزیا آگاهی داریم، افغانستان نمی‌تواند از تجارب آن کشور استفاده ببرد. زیرا آنچه در افغانستان جریان دارد در اندونیزیا نبوده است و مشکلات اینجا و آنجا در مواردی زیاد باهم متفاوت اند.
از طرفی جنگ افغانستان یک وضعیت بسیار پیچیده پیدا کرده است و این جنگ به کانال پر درامدی برای کشورها و گروه‌ها و سازمان‌های مختلف تبدیل شده است. دست‌یافتن به صلح از چنین جنگی مصادیق و شاخص‌های منحصر به خود را می‌خواهد. در عین حال تاکنون دولت افغانستان نشان نداده است که اراده‌یی برای ایجاد صلح دارد و نیز هیچ روش و میکانیزم نتیجه‌بخش برای دست‌یافتن به صلح تهیه نشده است.
آنچه که تاکنون شورای عالی صلح و یاهم دولت افغانستان پیشه کرده است، شبیه به افسقالی میان دو گروه جنگ‌کننده بر سر یک مزرعه و یا هم نوبت آب است و یا هم جنگی میان ده بالا و ده پایان که باید چند موسفید و صاحب رسوخ جمع شوند و مشکلات را با یک ریشیفیدی حل کنند. به همین خاطر شورای عالی صلح بزرگ ترین قربانی را پرداخت؛ اما هیچ گامی برای گفت و گو برای صلح نگذاشت.
اگر قرار است برای صلح در این کشور کاری شود، باید موارد ذیل به گونۀ دقیق مورد توجه قرار گیرند: اول اینکه آقای غنی شخصاً ارادۀ سیاسی‌اش را برای صلح بسیج کند و نباید از وضعیت موجود در پی استفاده‌ منفی باشد. دوم این‌که استقلال شورای عالی صلح، به صورت کامل حفظ گردد؛ سوم: شورای عالی صلح باید از ترکیب ملی در سطوح رهبری و سطح بدنه برخور دار گردد؛ چهارم: فعالیت‌های شورای عالی صلح شفاف و روشن باشد تا مردم فکر نکنند که حکومت زیر نام شورای عالی صلح، بازی‌های پیچیده‌یی را به پیش می‌برد. پنجم: حکومت و شورای عالی صلح، باید شناخت دقیقی از دشمن ارایه کنند: بایستی مشخص شود که طالبان گروه جنایتکار اند، یا مخالف سیاسی و یا هم ابزار دست بیگانه. شناختن این گروه، در هر یک از این هویت ها، راه صلح را به درستی با آنان باز می‌کند. زیرا در آن صورت ممکن است که مصادیق و شاخص‌های لازم را برای گفت‌وگو با آنان در نظر گرفت.
اما مهم‌تر از همه این است که جنگ افغانستان یک جنگ پیچیده است و طالبان هم به یک هویت بسیار پیچیده و گوناگون تبدیل شده اند. دست یافتن به صلح و حتا صحبت با چنین گروهی در حال حاضر از ناممکنات است. ممکن است که اتفاق‌هایی به عنوان مذاکره به نحوی بیفتد که به صلح منجر نشود.
ما برای دست یافتن به پایان جنگ به ساختن راهبردهای دراز مدت و کوتاه مدت نیاز داریم؛ چیزی که تا کنون صورت نگرفته است. هنور روی اینکه چگونه باید در افغانستان صلح آورد کاری نشده است در حالی که راه‌های نرفته‌یی وجود دارد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.