سیاست خارجی افغانستان چه است و چرا تغییر می‌کند؟

/

حامد کرزی در یک حرکت کم‌سابقه عنوان کرده است که سیاست خارجی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ تغییر می‌کند. این سیاست بر مبنای روابط جدیدی که پس از خروج کامل نیروهای خارجی ایجاد می‌شود، شکل خواهد گرفت. به همین‌رو، جناب رییس جمهور جمهور دستور داده تا نماینده‌گان و سفیران افغانستان در هفتاد کشور جهان به یک سیمینار ۵ روزه اشتراک کرده و پیش‌نویس این سیاست خارجی را تدوین کنند.
اما، چند نکتۀ قابل تذکر موجود است که بدون پرداختن به آن نمی‌شود دربارۀ چندی و چونی این برنامۀ آقای رییس جمهور رای زنی کرد و یا خوشبین بود.
نکتۀ نخست آن است که افغانستان تحت مدیریت آقای کرزی در یازده سال گذشته سیاست خارجی مدون و استراتژیک نداشته است. حکومت افغانستان در یازده سال گذشته همواره برنامه‌های سیاسی اش را با دولت‌های جهان طوری تنظیم کرده به گمان خودش خوب و یا خراب آمده است.
به گونۀ مثال، کشورهایی که به نحوی در حکومت افغانستان بانفوذتر بوده اند، بدون هیچ رای زنی یی از سوی حکومت افغانستان پذیرفته شده اند و هر نوع تعاملی بدون در نظرگیری منافع عمومی‌کشور با آن‌ها صورت گرفته است. سال ۲۰۱۱ سالی بود که افغانستان با بسا از کشورهای جهان پیمان‌های بلندمدت و میان مدت راهبردی امضا کرد که اکثر آن‌ها در موارد بسیاری یک طرفه بوده و بیشتر منافع کشورهای مقابل را تامین کرده است. ایالات متحده یکی از این کشورها بود که با بستن پیمان راهبردی با افغانستان، امتیازهای خوبی را به سود خودش به دست آورد. به همین گونه سیاست خارجی آقای کرزی با کشور همسایه، پاکستان همواره متغیر بوده است که در بسا از مواقع، سوءتفاهم‌هایی را خلق کرده است.
جناب رییس جمهور، هر ازگاهی که به اسناد و ثبوتی مبنی بر این که طالبان را پاکستان حمایت می‌کند، دست پیدا کرده است. با شدیدترین الفاظ در برابر پاکستان ایستاده است و رعایت حال هیچ نوع دیپلماسی یی را نکرده است، اما به محض این که پاکستان یک زیکنال، هم‌سو با منافع آقای کرزی فرستاده است، دیگر پاکستان کشور مسلمان، دوست و برادر افغانستان بوده که تا همانند دوستی پایان ناپذیر شوروی- افغانستان نموده است.
در هر حال، آن چه گفته شد مثال‌هایی از تزلزل سیاست خارجی آقای کرزی در یازده سال گذشته بوده که چون مشت نمونۀ خروار یاد شد. بنابراین، به نظر می‌رسد که دستگاه حاکم در یازده سال گذشته عرضۀ تدوین یک چنین سیاست خارجی را نداشته است.
اما این که چرا رییس جمهور می‌خواهد یک سیاست خارجی نداشته را دوباره تدوین کند، جای حرف است. این که بسیاری از کارشناسان گمان دارند، این سیاست خارجی چیزی دیگری نیست جز توجیه سیاست‌های متناقض آقای کرزی که بر بنیاد موضع گیری‌های اخیرش در رابطه به گفت‌وگوهای صلح شکل گرفته است.
آقای کرزی در این اواخر با چرخش کامل از فضای قبلی خود را به دامن پاکستان افگنده و تصور می‌کند که چراغ سبز نشان دادن‌های مکرر پاکستان به صلح پایدار دست پیدا می‌کند. تردیدی نیست که وجوه زیادی از این برنامۀ آقای کرزی پنهان است و به این زودی نمی‌شود که کدام کشورهای دیگر، در سطر روابط خارجی جدید افغانستان قرار خواهد داشت، اما این مساله روشن است که کشورهایی نظیر ترکیه، امارات متحده و عربستان سعودی که در این اواخر تلاش‌های زیادی را برای باز کردن دفاتر و رسمیت بخشیدن طالبان به خرج داده اند، از رووس این سیاست است. بی تردید که جایگاه پاکستان نیز در این برنامۀ آقای کرزی از همین اکنون روشن است و پاکستان به عنوان یکی از کشورهایی که افغانستان با آن روابط گسترده و عمیق خواهد داشت، مطرح خواهد گردید. شاهد این گمانه تدوین پیمان راهبردی یی می‌تواند باشد که در دستور کار آقای کرزی قرار دارد.
در هر حال، تمام این گمانه زنی‌ها در فصل جدیدی از برنامه‌های آقای کرزی به جاست و این که چه قدر می‌تواند به واقعیت قرین باشد، گذشت زمان آن را می‌تواند ثابت کند، زمان در پیش روست.

اشتراک گذاري با دوستان :