شریک دزد و رفیق قافله

3 سنبله 1393/

رییس‌جمهور در دیدارهای جداگانه‌یی که با یان‌کوبیش فرستادۀ ویژه دبیرکلِ سازمان ملل متحد و جیمز کانینگهام سفیر ایالات متحده داشته، به تأکید گفته است که مراسم تحلیفِ رییس‌جمهور آینده باید تا ده روزِ دیگر برگزار گردد و این مدت، بیشتر از این قابل تمدید نیست.
کرزی تذکر داده که دولتِ او همۀ آماده‌گی‌های لازم را برای انتقال قدرت دارد و بنابراین، درخواستِ کمک مبنی بر تسریع روند بازشماریِ آرا و نیز انتخابِ رییس‌جمهورِ آینده داشته است.
این در حالی‌ست که تنش‌ها میان ناظرانِ تیم‌های انتخاباتی در کمیسیون انتخابات بر سرِ بازشماری آرا هر روز با خشونت‌های فیزیکی همراه است و تا کنون این پروسه به هیچ دستاورد قابل توجهی نایل نشده است.
پرسش اصلی آن است که اگر آقای کرزی نیتِ تسلیم‌دهی قدرت را داشته و دارد، چرا در عمل این کار را انجام نمی‌دهد؟
ادعای تسلیم‌دهیِ قدرت و آماده‌گی‌های حامد کرزی برای مراسمِ تحلیفِ رییس‌جمهور جدید، گزافه‌یی بیش است. زیرا آقای کرزی کسی بود که عملاً از مدیریتِ دو دورِ انتخابات عاجز ماند و اکثر مأمورانِ او در هر دو دورِ انتخابات رسماً دخالت کردند. افزون بر آن، حمایت زیرپوستیِ شخصِ آقای رییس جمهور از نامزد مشخصی نیز از چشمِ کسی پوشیده نماند. پافشاری او بر ادامۀ کارِ اشخاصی چون امرخیل که آگاهانه یک پروسۀ دموکراتیک را به گند کشیدند، از نشانه‌های دیگری‌ست که نشان می‌دهد آقای کرزی نیتی بر تحویل‌دهیِ قدرت نداشته است. هم‌چنان می‌توان از خاموشی او در ایام بحران که کشور تا آستانۀ جنگ پیش رفته بود نیز به عنوان نمونۀ دیگر یاد کرد. رییس جمهور حتا در همین روزهایی که بازشماری آرا به شرط تشکیل دولت وحدتِ ملی صورت می‌پذیرد هم، بی‌طرفی‌اش را حفظ نکرده و پیوسته از طریق عمّالش در داخلِ کمیسیون‌ها به بحران دامن می‌زند.
اکنون آقای کرزی با چه اعتباری دم از انتقال قدرت می‌زند؟
به نظر می‌رسد که رییس جمهور کرزی برای حفظ ظاهر به چنین اظهاراتی دست می‌زند. اما بسیار کودکانه خواهد بود که ایالات متحده و جامعۀ جهانی گزافه‌های آقای کرزی را به عنوان نیتِ حقیقی‌اش بپذیرند؛ زیرا آنان نیز خود شاهد بودند که جناب رییس جمهور با چه مکاره‌گی و حیلی، همۀ راه‌های منطقیِ خروج از بن‌بست را با بحران مواجه ساخت و پیوسته برای امتیازگیری، وضعیتِ سیاسی را به سود خود مصادره کرد.
البته رییس جمهور تنها به دیدار با نماینده‌گان جامعۀ جهانی بسنده نکرده است. او هر دو نامزد ریاست جمهوری را نیز دیده است که اگر این تکه را نیز در پهلوی قطعاتِ دیگر بگذاریم، دست‌کم به این نتیجه می‌رسیم که احتمالاً رییس جمهور بازهم کدام قصدی دارد. زیرا او در تمام ایام انتخاباتی، هم مدافعِ انتخابات بوده و هم حامی ‌تقلب‌کاران. در جاهایی حساس، خاموشی گزیده و در اوقاتِ دیگر فریاد برآورده است. به بیان دیگر می‌توان گفت که رییس جمهور دقیقاً نقشی را باز می‌کند که هم شریکِ دزد است و هم رفیق قافله. بنابراین، خیلی نمی‌توان امیدوار بود که او به‌راستی سعی در عبور دادنِ سالمِ کشور از بحران انتخاباتی را دارد. شاید روزهای آینده برای همه‌گان معلوم کند که مراد رییس جمهور کرزی از دیدارش با یان کوبیش، جیمز کانینگهام و نامزدانِ انتخاباتی چه بوده است. این هدف هر چیزِ دیگری می‌تواند باشد، به‌خصوص احیا و استمرارِ منفعتِ شخص و گروهِ آقای کرزی؛ اما این نکته به‌طور یقین روشن است که رییس جمهور به هیچ‌وجه در پیِ حلِ بحران و انتقال مسالمت‌آمیزِ قدرت نیست.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.