شــنبه روزِ «مــردم» اسـت!

چهار شنبه 25 میزان 1397/

تا دو روز دیگر (شنبۀ پیش رو/ ۲۸ میزان۱۳۹۷) انتخابات پارلمانی برگزار می‌شود. مردم می‌روند تا نمایندۀ دلخواه‌شان را انتخاب کننـد. در میان نامزدانِ این دور از رقابت‌ها، دسته‎‌های مختلفِ اجتماعی حضور دارند؛ از جمله سرمایه‌دارانی که برخی‌ها‌شان حتا به خریدنِ رای مردم عادت دارند. آنانی که یک دورۀ بلند، لذتِ مجلس نماینده‌گان را چشیده‌اند و یا هم مصدر خدمت بوده‌اند نیز خودشان را نامزد ساخته‌اند تا بار دیگر به مجلس راه ‌یابند. مردمانی با نگاه‌هایِ خاصِ قومی ـ سیاسی هم وارد میـدان شده‌اند و جوانان و میان‌سالان و کهن‌سالانی نیز که هر کدام با شعاری و عکسی و پس‌منظری جلوه می‌کنند.
اما شنبه، در واقع روز آزمونِ مردمی است که ادعا دارند درست کار می‌کنند و درست انتخاب می‌ورزند. روز شنبه، نوبتِ ماست؛ یعنی مردمی که باید نماینده‌گانِ خوب را به مجلس بفرستند. شکی نیست که از انتخاب نماینده‌گان‌شان در گذشته چیزهایی آموخته‌اند و درک کرده‌اند که به چه انسـان‌هایی رای داده بودند. چنان‌که در مجلس گذشته، هم نماینده‌گانِ خوب وجود داشت و هم غیرخوب. عین آزمون، بار دیگر فرا رسیده است.
درست است که انتخاباتِ ما مشکل دارد، درست است که سیستمِ بایومتریک درست کار نمی‌کند یا حکومت مداخله می‌کند و امنیت کاملاً تأمین نیست و یا اعضای کمیسیون انتخابات هم چشم‌داشتِ خودشان را دارند و سعی می‌کنند که انتخابات را مهندسی کنند؛ این‌همه هم درست که نادرست نیستند، اما سهمِ مردم هم سرِ جایش باقی است. حد اقل سهمِ مردم این است که انتخاب‌شان را چگونه انتخاب کننـد. پس روزِ شنبه ۲۸ میزان آزموده می‌شویم که به چه پیمانه آموخته‌ایم، از خویش-تباربازی‌هایِ تنگ بیرون شده‌ایم و از انتخابِ بد پشیمانیم؟ به‌راستی فاسد و فاشسیت و شؤونیست و مُضر را به مجلس نمی‌فرستیم و به دزدان و فرصت‌طلبان رای نمی‌دهیم و به شایسته‌گی پناه می‌بریم و رای خویش را مصرف می‌کنیم؟
این انتخاب در دستِ ماست!…
یک روز بعد از روز شنبه اما همه چیز به جایِ خود است؛ مردمی که پشتِ صندوق‌های رای رفته بودند، در خانه‌هایِ خودشان‌اند و انتظار نتایجِ کارشان را می‌کشند. این‌جا بدبختانه احزاب نیستند که تعیین می‌کننـد؛ این مردم‌اند که با استفاده از حق و حقوقِ سیاسی‌شان سرنوشت را رقم می‌زنند.
چه خوب است امروز، قبل از رفتن به پشت صندوق‌های رای، یک حساب و کتاب بگشاییم و فکر کنیم که ما برای انتخابِ یک فرد به محلِ رای‌دهی‌یی می‌رویم که به علت‌هایی که در افغانستان وجود دارد، به قیمت جان‌مان به انتخاب می‌پردازیم. فکر کنیم شخصی که ما انتخاب می‌کنیم، ارزشِ این فداکاری را دارد؟
ما با رای‌مان سنگی را بر تهدابی می‌گذاریم که آیندۀ افغانستان روی آن ساخته می‌شود؛ پس این سنگ را درست بگذاریم، اوصاف نیکو را در نظر گرفته، انتخاب کنیم؛ زیرا اگر فردا مجلس نماینده‌گانِ افغانستان مجلسی خوب بود، ما شاهدِ یک حکومت خوب و پاسخ‌گو خواهیم بود و اگر غیر آن بود، مجلسی مافیایی و حکومتی مافیایی‌تر خواهیم داشت.
پس از آن‌جایی که انتخاب‌کنندۀ اصلی، مـا یعنی «مردم» هستیم، باید از خودمان انتظار داشته باشیم؛ هم انتخابِ خوب کنیم و هم از رای‌مان دفـاع. داشتن تصمیم برای شرکت در انتخابات و رای برای انتخابات و دمکراسی، با دادن رأی به نمایندۀ خوب تبلور پیـدا می‌کند و این، راهِ هر نوع مهندسی در انتخابات را اگر کاملاً نبندد، قسماً می‌بندد و ما باید از همین حالا تصمیم بگیریم که با انتخاب‌مان مجلس نماینده‌گان را دگرگون کنیم و تصمیم بگیریم که رای‌مان را به عنوان یک حقِ با ارزش به مصرف برسانیم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.