صــلح میان پاکسـتان و افغانسـتان

سه شنبه 21 سنبله 1396/

پس از اعلام راهبرد امریکا در مورد افغانستان و جنوب آسیا، پاکستان ظاهراً با فشارهایی مواجه شده است. حمایتِ چین از موقفِ پاکستان در برابر تروریسم و نیز دست به دامنِ روسیه شدنِ پاکستان به روش‌های مختلف، نشان می‌دهد که آن کشور نگران است که یک‌باره از چشمِ امریکایی‌ها نیفتد. این وضعیت در واقع فرصتِ خاصی را برای افغانستان مساعد می‌سازد که تلاش کند کشورهای منطقه را به وارد کردنِ فشار بر پاکستان سوق دهد. همچنان پاکستان فرصت دارد که یک بارِ دیگر در سیاست‌هایِ خود تجدید نظر کند و نسبت به سیاست‌هایِ سلطه‌طلبانه‌یی که در مورد افغانستان دارد، منعطف شده و از حمایتِ تروریسم دست بردارد.
یقیناً بیشتر از این، بازی با تروریسم می‌تواند برای منطقه و جهان خطرآفرین و حساسیت‌زا باشد؛ چنان‌که گروه بریکس چند روز پیش موقفِ خود را در برابر تروریسم و گروه‌های تروریستی و حامیانِ آن‌ها بیان کرد. با این حساب، اگر پاکستان در مورد سیاست‌هایش تجدید نظر نکند، این احتمال قویاً وجود دارد که مورد قهرِ همۀ کشورهای منطقه و جهان قرار بگیرد. زیرا حالا رد پایِ همۀ بحران‌ها از افغانستان تا خاورمیانه و از آسیای میانه تا جنوب آسیا و به‌خصوص میانمار، به پاکستان منتهی می‌شود. با این‌همه تجربه نشان داده است که امریکایی‌ها هنوز هم به پاکستان به عنوان یک متحدِ مهم می‌نگرند و به همین دلیل به نظر می‌رسد که آن‌ها در نهایت در برابر پاکستان قرار نمی‌گیرند و نمی‌خواهند این شریکِ عمده را در دلِ منطقه‌یی که مخالفان قدرتمندِ امریکا حضور دارند، از دست بدهند. پاکستان تنها قدرتِ اسلامیِ هسته‌یی در منطقه است و به عنوان همسایۀ چند قدرت بزرگِ منطقه‌یی، برای امریکا اهمیتِ وافر دارد و همین مسأله برای پاکستانی‌ها تا اندازۀ زیادی تسلی‌بخش است و به همین دلیل، اغلب تهدیدهای امریکا را جدی نمی‌گیرند. پاکستان در مواقعِ دشوار، سعی می‌کند که قدرت‌هایی مثل چین را در میان حلقۀ بریکس به عنوان حامی خویش علم سازد؛ زیرا این سبب خواهد شد که امریکایی‌ها از طردِ پاکستان انصراف دهند.
اما چیزی که در این میان واضح است این‌که: همۀ قدرت‌های جهان درک کرده اند که پاکستان بخش اصلی مشکلات افغانستان است و باید دولتِ افغانستان از همین نقطه برای برگرداندنِ امنیت و ثبات به کشور استفاده کند. بحث و گفت‌وگوی افغانستان با پاکستان از همین منظر قابل توجه است؛ زیرا تا زمانی که دولت افغانستان و پاکستان به یک سلسله توافقات نرسند، هیچ قدرتی نمی‌تواند کاری موثر برای افغانستان انجام دهد.
سال‌هاست که افغانستان مورد تجاوز مستقیم و غیرمستقیمِ پاکستان قرار دارد و این کشور از سال‌های پس از سرنگونی حکومت دکتر نجیب در خطر فرو رفتن در کام پاکستان قرار داشته و همواره جنگِ نیروهای موافقِ پاکستان به نام‎های مختلف با دولت‎های وقتِ افغانستان ادامه داشته و همین امروز هم این مورد وجود دارد و قربانی‌های باارزش و بی‌شماری را از مردم افغانستان گرفته است.
دولت افغانستان باید به این مسأله به گونۀ روشن اعتراف کند که جنگ‌شان با پاکستان است و هدفِ پاکستان از این جنگ را نیز مشخص سازد؛ کاری که سال‌ها پیش قهرمان ملی کشور انجام داده بود. بنابراین گفت‌وگوی دولت‌های افغانستان و پاکستان می‌تواند در نهایت به راهی برای بیرون‌رفت از بحران منتج شود. تا زمانی که افغانستان با پاکستان به عنوان متجاوز برخورد نکنـد، پاکستانی‌ها به بازی‌شان در خاکِ ما ادامه می‌دهند و مردم افغانستان در آتش‌شان خواهند سوخت.
صلح با پاکستان ـ نه با طالبان و… ـ تنها راه است، باید هر دو طرف به این واقعیت تن بدهند؛ خیر و منفعتِ هر دو کشور در برقراری صلحی‌ست که گلیمِ طالبان و تروریستان را در هر دو سوی مرز برچیند و نه افغانستان را در کامِ پاکستان فرو بَرَد و نه پاکستان را در خطرِ تجزیه و یا تحقیر از سوی افغانستان قرار دهد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.