صفحۀ نو امید نو

8 میزان 1393/

سیزده سال و اندی پس از این که مردی از «بن» بر مردم افغانستان معرفی شد و به قدرت رسید و بعد تر به کرسی ریاست جمهوری تکیه زد؛ دیروز آخرین سخنرانی‌اش را در قصر سلام‌خانه ایراد کرد و قدرت را به دولت وحدت ملی به ریاست داکتر اشرف‌غنی احمدزی و داکتر عبدالله عبدالله تحویل داد و خودش رفت.
رییس جمهور کرزی؛ مردی که در بحرانی‌ترین شرایط سیاسی، زمام امور کشور را به دست گرفت و با هزاران تلخی و شیرینی، قافلۀ حکومت و حکومت‌داری را تا سرمنزل امروز رسانید. به خوبی می‌شود از کار و کارنامۀ آقای کرزی توصیفی به دست داد که اغلب امور توصیف‌شده‌یی هم هستند.
آزادی بیان و رشد سریع رسانه‌ها- بیشتر به لحاظ کمی- در تاریخ کشور بی‌نظیر بود. آقای کرزی تا جایی که امکان داشته از رسانه‌ها حمایت کرد؛ طوری که خود هیچ‌گاه موجب بسته‌شدن یا متوقف‌شدن نشرات رسانه‌یی نگردید. هرچند برخی از اطرافیان او بارها علیه آزادی بیان دست به توطیه زده اند، اما چنین حرکت‌هایی هیچ‌گاه مانع نیت نیک رییس جمهور کرزی در زمینۀ رشد رسانه ها نشد. کار خوب و در خور دیگر رییس جمهور پیشین؛ حمایت گستردۀ او از رشد معارف و تحصیلات در کشور بود که به یمن آن، میلیون ها شهروند این کشور در سال‌های گذشته توانستند مکتب بخوانند و بعد به درجات تحصیلی بالاتری دست بیابند. هر چند که این کار او بعداً به واسطۀ حمایتش از طالبان کم‌رنگ شد و پروسۀ صلح باعث گردید که طالبان تقویت شده و درب بسیاری از مکتب‌ها و دیگر نهادهای تحصیلی را بسته کنند.
اما ناکامی‌های آقای کرزی در ساحت‌های دیگر حکومت‌داری به کلی مشهود بوده که هیچ کسی از آن چشم پوشیده نمی‌تواند و به یقین که این ناکامی‌ها اکنون به عنوان میراثی به حکومت جدید انتقال میابد.
تلاش‌آقای کرزی در راستای تامین حقوق زنان کاملاً ناکام بوده است؛ به گونه‌یی که در سیزده‌سال گذشته مشکلات زنان به صورت بنیادین حل نگردیده است و حتا در برخی از موارد مضاعف هم شده است. فساد اداری یکی دیگر از دستاوردهای رییس جمهور کرزی بوده است که در طول سال‌ها روند روبه‌رشد داشته و هرگز مبارزات نمایشی حکومت آقای کرزی تاثیری بر آن نگذاشته است. نبود امنیت یکی دیگر از چالش‌های عمدۀ حکومت گذشته بود که از سال ۲۰۰۱ به این سو، سیر صعود داشته است. راهکار حکومت کرزی در برابر این وضعیت، مذاکره با طالبان بود. راهکاری که نتیجۀ برعکس داشت. مذاکره با طالبان فقط جبهۀ طالبان را تقویت کرد و خشونت آنان را بیشتر. اما رییس جمهور کرزی تا آخرین لحظه از آن دست بر نداشت. شکاف دیگری که در حکومت گذشته ایجاد شد، رویارویی اقوام بود که به واسطۀ افراد شوونیست در دستگاه حکومت به صورت سیستماتیک دامن زده شد. به این معنا که تفرقه‌افگنی‌های قومی در حکومت آقای کرزی بیش از همه وجود داشت و روی سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و… اثر بسیار منفی گذاشت و بی‌گمان که حکومت آینده با دشواری‌های آن روبه‌رو خواهد بود.
ناکامی‌های آقای کرزی در ساحت‌های اقتصادی، روابط با همسایه‌گان، نظام اداری و… نیز به همین منوال بوده و هیچ یک از تجربه‌های آقای کرزی در راستای ساخت و ساز آن‌ها موفق نبوده است.
اکنون حکومت وحدت ملی، با همۀ این چالش‌ها روبه‌روست؛چالش‌هایی که اگر به آن‌ها توجه جدی نشود، حتماً حکومت را از پای می‌اندازد.
سه نکته منفی در حکومت داری آقای کرزی مطرح بوده است که بیم آن میرود که در نظام جدید نیز ادامه یابد.
یکی نگاه قومی آقای کرزی به همه مسایل و دوم رشد فساد و پیچیده بودن فساد ادرای و سم هم رهایی بدون قید و شرط طالبان از زندان ها.
اما در صورتی که این میراث‌های منفی آقای کرزی، در کار و کارنامۀ جناب اشرف‌غنی ادامه یابد این استمرار، پیش از همه چیز ریشۀ دولت وحدت ملی را می‌کند و در نهایت، کشور را بار دیگر به سوی بحران میبرد؛ مگر این که، سایر مشترکات دولت وحدت ملی، از استمرار میراث کرزی جلوگیری کنند و با قاطعیت، مبارزۀ جدی با آن‌ها را سرمشق کار خود قرار دهند.
به هرصورت، با تشکیل دولت وحدت ملی، صفحه جدیدی در فضای سیاسی کشور گشوده شده است و امیدواریم که داکتر اشرف‌غنی احمدزی و داکتر عبدالله عبدالله به گونۀ مشترک این صفحه جدید را نقطه امیدی برای مردم افغانستان سازند.

اشتراک گذاري با دوستان :