صلحِ راستین گوشِ شنوا می‌طلبد

/

در سال‌های اخیر، «صلح» بهترین واژه برای مانورِ حکومت در صحنۀ سیاستِ افغانستان بوده است؛ واژه‌ و مفهومی که هرقدر بیشتر بر آن تأکید رفت و پیرامونِ آن جرگه و رای‌زنی صورت گرفت، ابهامِ بیشتری یافت و شاخه‌هایِ تازه‌تری از آن سر برآورد. حکومت آقای کرزی به عنوانِ آغازکنندۀ صلح، سال‌ها بدون داشتنِ طرح و برنامۀ اساسی بر دروازۀ صلح کوبید و این درمانده‌گی و سرگردانی را گویا برای حکومتِ بعدی به میراث گذاشت. حکومتِ آقای غنی اما در چهارـ‌پنج سالی که گذشت، داستانِ صلح را پیچیده‌تر و پُردامنه‌تر از گذشته ساخت بی‌آن‌که یک‌بار زحمتِ یک پردازشِ دقیق، علمی و عملی را در زمینۀ صلح‌وجنگِ افغانستان به خود داده باشد.
شاید این آواره‌گی در راه صلح، دلایلِ سیاسی و اجتماعیِ گوناگون داشته باشد و بخشی از آن اجتناب‌نا‌پذیر بنماید؛ اما بخشِ قابل ملاحظه‌یی از آن، به ناکاره‌گیِ حکومت و فقدانِ اراده و عدمِ ابتکار برمی‌گردد. نشست «صلح در آیینۀ وفاق ملی» که سه روز پیش (۱۷ عقرب) به اهتمام و ابتکارِ جریان سیاسی آجندای ملی و آقای احمدولی مسعود رییس این جریان در کابل برگزار شد، واکنشی مردمی و در عین حال نخبه‌محور به آواره‌گیِ صلح در افغانستان و گمراهیِ حکومت میان بازی‌های قومی، سیاسی و استخباراتی با پروسۀ مذاکره با طالبان بود.
نشست «صلح در آیینۀ وفاق ملی» نخستین نشستِ مردمی ـ نخبه‌گانی پیرامون صلح در افغانستان است که به جای این‌که به شاخ‌وبرگ‌های جنگ و ناامنی در بیرون از افغانستان خود را مصروف و محدود سازد، به ریشه‌های عمیقِ بی‌ثباتی و ناکامی در دست یافتن به صلح در درونِ افغانستان می‌پردازد؛ کاری که حکومت یا از انجامِ آن عاجز بوده و یا این‌که علاقه‌یی به انجامش نداشته و ندارد.
جان‌‌مایۀ بحث‌ها و صحبت‌هایِ مفصلِ مطرح در نشست «صلح در آیینۀ وفاق ملی» این بود که اولاً پروسۀ صلح در غیابِ مردمِ افغانستان و دیدگاه‌های و نگرانی‌هایِ آن‌ها پی گرفته شده؛ ثانیاً گروه طالبان علاقه‌مند مذاکره با گروه‌های اصیلِ مردمی‌یی است که سال‌های سال در مقابل‌شان جنگیده‌اند؛ ثانیاً حکومت افغانستان فاقد یک طرحِ ملی و اساسی پیرامونِ صلح است و بیشتر به صلح به عنوان ابزاری برای استمرارِ قدرت و سلطۀ سیاسی نگاه می‌کند؛ و رابعاً صلح در افغانستان به موضوعی برای رقابتِ کشورهای منطقه و فرامنطقه تبدیل شده و حکومت در میانۀ این بازی‌ها منفعل و سرگردان مانده است.
آقای احمدولی مسعود و سایر نخبه‌گانِ حاضر در نشست «صلح در آیینۀ وفاق ملی» بر این نکته تأکید کردند که اگرچه تلاش‌های ایالات متحده برای تحققِ صلح در افغانستان قابل ستایش است، اما از آن‌جا که حکومتِ موجود حکومتی غرق در اختلافاتِ درونی و زدوبند‌های جناحی‌ست، نه‌تنها نمی‌تواند از حمایت‌ها و مساعدت‌های جامعۀ جهانی در راه تحققِ یک صلحِ ملی و ثباتِ پایدار استفادۀ بهینه ببرد، بلکه میل دارد برنامۀ صلح را به ابزاری برای معاملاتِ سیاسیِ فُروملیِ معطوف به قدرت تقلیل بخشد.
با این حساب، برای بیرون شدن از آواره‌گیِ صلح در افغانستان و شکل‌گیریِ صلحی راستین و پایدار میان طالبان و مردم، نمی‌توان به حکومتِ موجود امید چندانی بست. جامعۀ جهانی و ایالات متحدۀ امریکا باید طیِ این سال‌ها به این نکته رسیده باشند که کورگِرهِ صلح در افغانستان قبل از همه را باید در نظام سیاسیِ کشور و نوعِ فرهنگِ حاکم بر آن (انحصار و تمامیت‌خواهی) بجویند. حکومت فعلی، نه در داستانِ صلح با طالبان و نه در رسالتِ مبارزه با تروریسم، به هیچ عنوان شریکِ متعهد و قابل‌اعتمادی برای جامعۀ جهانی نخواهد بود؛ همان‌طور که تا امروز نتوانسته نمایندۀ خوبی برای آرزوها و دغدغه‌های مردم باشد. برای رساندنِ صلح به منزلِ مطلوب در افغانستان، جامعۀ جهانی اولاً ‌باید رایِ مردم و نخبه‌گانِ آن‌ها را معیار قرار دهد و ثانیاً می‌باید برای شکل‌گیریِ یک حکومتِ ملی با پایه‌های وسیع، تمهیداتِ لازم را روی دست بگیرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.