صلـح افغـانستان؛ رقـابت یا رفـاقتِ کشـورها؟

/

سفر وزیر خارجۀ امریکا به افغانستان اظهاراتِ امیدوارانۀ او در خصوص نتیجه دادن مذاکرات صلح تا اول سپتامبر و قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری و نیز اظهارات رسمی و غیررسمی مقامات امریکایی و طالبان در خصوصِ توافق روی خروج نیروهای امریکایی در یک زمانِ مشخص نشان می‌دهد که طرف‌های مذاکره‌کننده در مواردی به هم نزدیک شده‌اند اما هنوز هم شرایط متفاوت و اختلافاتِ دو طرف وجود دارد.
در همین حال، سفر آقای غنی به پاکستان و پیشتر از آن، سفر برخی از سیاسیونِ ما به آن کشور و صحبت روی نیاز صلح در افغانستان نیز نشان می‌دهد که پاکستان به شکلِ فعال می‌خواهد نشان بدهد که حرفِ اول را در امور صلحِ افغانستان می‌زند.
اما چیزی که در این میان همچنان مبهم و گنگ است این‌که: نه طرفِ امریکایی و نه هم طرفِ پاکستان و طالبان و نه هم دولتِ افغانستان هیچ‌کدام تا کنون به گونۀ واضح از نتایج گفت‌وگوها با طالبان نگفته اند و به همین دلیل گفت‌وگوها میان طالبان و امریکا و طالبان و روسیه و طرف‌های سیاسی و همین‌طور طالبان و پاکستان و طرف‌های سیاسی و حتا نشست طالبان در چین و تلاش‌های ایران، همه و همه نشان می‌دهد که فقط بحث صلح در افغانستان روی میزِ کشورهای جهان و منطقه هست؛ اما کشورها یکی برنامه‌های دیگری را به دیدۀ شک و تردید می‌نگرند.
به‌خصوص کشورهای دیگر نمی‌دانند که به‌راستی در میز «خلیل‌زاد» و «برادر» چه چیزهایی رد و بدل شده است و چه نقاط اختلافیِ کلان و اتفاقیِ مهم میان‌شان وجود دارد. در همین حال، اظهارات وزیر خارجۀ امریکا که ایران را غیرموثر در روند صلح افغانستان قلم‌داده کرده ‌است، بیشتر به عمق بین‌المللی‌بودنِ مسالۀ صلح افغانستان و پیچیده‌تر شدن بازی اشاره می‌کند. با این حال، چیزی که تا اکنون دست‌یابِ ‌ما از روند صلح شده این‌است کشورهای نزدیک و کشورهای نزدیکِ دور در قضیۀ افغانستان در یک رقابتِ محض در امر صلح افغانستان به پیش می‌روند و به نظر نمی‌‎رسد که این رقابت‌ها به تعاملی هرچه زودتر برای دست یافتن به صلح در افغانستان منجر شود. زیرا کشورهایی که منطقه و کشورِ ما را محلی برای تقابل و تعامل و کنش و واکنش‌هایِ بین‌المللی‌شان در بازی‌های کلان انتخاب کرده‌اند، فقط در همان مسیر حرکت می‌کنند و هر کنش و واکنشی که در مذاکرات صلح دیده شود یا مذاکراتی که در هر گوشۀ جهان توسط هر کشوری در قبال صلح در افغانستان صورت گیرد، ناشی از بازی‌ها و رقابت‌های کشورهای مورد بحث است.
بنابراین، سخنِ ما به کشورهایی که در قضیۀ افغانستان به صورتِ بسیار روشن دخیل اند این‌است که کشورِ ما به شکل خاصی برای کشورهایی که با هم اختلاف‌های عمیق و ریشه‌دار دارند، نقطۀ تعامل شده است؛ این همچنانی‌که فرصت را برای افغانستان مساعد می‌سازد تا از آن سود ببرد، فرصتی را برای آن کشورها فراهم می‌کند تا به‌درستی با رقبا و رفقا تعاملی چندسویه و موثر در افغانستان داشته باشند.
بحث صلح در افغانستان در امر تعامل دوام‌دارِ منطقه‌یی و بین‌المللی میان امریکا و بیشتر کشورهای همسایه و منطقه، به برد ـ برد قاطعی می‌ماند که در آن همۀ کشورها خیر و منفعتِ خویشتن را با حفظ رقابت‌های‌شان در دیگر عرصه‌ها و بخش‌ها ببینند. از این‌رو پیشنهاد می‌کنیم که اول کشور و مردم افغانستان و در ثانی کشورهای منطقه و همسایه از آنچه در مذاکراتِ امریکا و طالبان می‌گذرد، به‌درستی در جریان قرار بگیرند و نیز از آنچه که دیگر کشورها مثل چین، روسیه و ایران در دیدارهایِ پیدا و آشکارشان با طالبان انجام می‌دهند نیز ایالات متحدۀ امریکا و افغانستان در جریان قرار گیرند.
بنابراین تا زمانی‌که بحث صلح افغانستان از سطح رقابت و بازی کشورها به رفاقت و یاری کشورها تبدیل نشود، دست یافتن به صلح در کشورِ ما ناممکن است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.