ضرورتِ بازاندیشیِ روابط با پاکستان

/

شنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۴

 

روابط کابل و اسلام‎آباد بارِ دیگر متشنج شده است. دو کشور روز پنج‌شنبه سفرای یکدیگر را به‌خاطر درگیری‎های مرزی و بازداشتِ یک دیپلماتِ پاکستانی در قندهار احضار کردند.
پس از تشکیل دولت وحدت ملی، کابل و اسلام‌آباد به شکلِ بی‌پیشینه‌یی به هم نزدیک شدند. اشرف‌غنی ظاهراً برای تأمین صلح و ثبات در افغانستان، از تمامی ابزارها و راهکارها برای ایجاد صمیمیت میان دو کشور استفاده کرد، تا جایی که تفاهم‌نامۀ استخباراتی را با این کشور به امضا رسانید. آقای غنی حتا به اشارۀ جانب پاکستانی، از سطح بلندِ روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی با متحد دیرینه و استراتژیکِ خویش ـ هندوستان ـ کاست تا اعتماد جانبِ پاکستانی را به نحو احسن به‌دست بیـاورد. بر اثر همین تلاش‌ها بود که مقام‌های ارشد پاکستانی، روابط دو کشور را در دورۀ مأموریت چندماهۀ آقای غنی، در طول تاریخ سیاسیِ دو کشور یک استثنا عنوان کردند.
اما این دوستی دیری نپایید که با تشدید جنگ و ناامنی در افغانستان، روند اتهام‌زنی‌ها میانِ دو کشور آغاز یافت. کابل بار دیگر اسلام‌آباد را در یک «جنگِ اعلام ناشده» با افغانستان اعلام کرد و آی‌اس‌آی را مسوول حمله به شورای ملی کشور دانست.
هفتۀ گذشته، پس از درگیری‎های مرزی میان نیروهای سرحدی افغانستان و مرزبانانِ پاکستانی در جنوب کشور، روابط کابل و اسلام‌آباد وارد فاز جدیدی شد. این دو کشور یکدیگر را به آغاز این درگیری‌ها متهم می‌کنند، اما جانب افغانستان مدعی است که پاکستانی‌ها در تلاش ساختن تأسیسات در جغرافیای افغانستان هستند؛ موضوعی که از سوی پاکستانی‌ها همواره رد شده است.
این نخستین‌بار نیست که نیروهای مرزی دو کشور در مناطق سرحدی درگیر می‌شوند. در سال‌های گذشته و در زمان مأموریتِ حامد کرزی نیز بارها نظامیانِ دو کشور باهم درگیر شده بودند.
پاکستانی‌ها در چهارده سال گذشته به‌خوبی نشان داده‌اند که حاضر به تفاهم و کنار آمدن با دولت و مردم افغانستان نیستند. آن‌ها گاه با تشدید حملات انتحاری و انفجاری، گاه با سازمان‌دهی جنگ‌های جبهه‌یی و زمانی هم با راه‌اندازیِ حملات توپ‌خانه‌یی، نیتِ خویش را در قبال افغانستان روشن ساخته‌اند.
با تغییر مواضع رهبریِ دولت وحدت ملی افغانستان در قبال پاکستان، انتظار برده می‌شد که تغییر اندکی در سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان به وجود آید؛ اما با گذشت ۹ ماه، معلوم شد که پاکستان همچنان به تنش و کشکمش با ما ادامه می‌دهد و از سیاست عمقِ استراتژیک در افغانستان دست‌بردار نیست.
متأسفانه دولت‌ِ فعلی و دولت حامد کرزی هیچ‌کدام یک راهبرد مدون، عقلانی و حساب‌شده در قبال پاکستان نداشته‌اند. آن‌ها همیشه در برابرِ این همسایۀ جنجالی و پُرطمع، سیاستِ مقطعی و منفعلانه اتخاذ کرده‌اند. گاهی اسلام‌آباد را برادرِ دوقلو خوانده و شعار مبارزه با دشمنانِ این برادر را سر داده‌اند، و گاهی هم پاکستان را دشمنِ سرسخت و آشتی‌ناپذیر خوانده و بر ادامۀ خصومت با این کشور تأکید ورزیده‌اند.
ولی بر دولت وحدت ملی است که با پندگیری از شکست‌ها و سرخورده‌گی‌های مکرر در رابطه با پاکستان، تاریخِ روابط با این همسایه را با نگاهی نو بازخوانی و تحلیل کند و تعریفی نو و عقلانی و مطابق با واقعیت‌های عالم سیاست، از روابط با پاکستان ارایه دهد.
افغانستان همچنان در نگاه پاکستان، عمق استراتژیک و حیاط خلوت و میدان جنگِ نیابتی محسوب می‌شود و مسلماً شکستاندنِ این نگاه و تغییر ماهیتِ این ارتباط، به درایت و هوشیاریِ رهبرانِ وحدتِ ملی بسته‌گی دارد.
بی‌تردید که خصومت و دشمنی برای هر دو طرف پُرهزینه‌ و تباهی‌آور است و ما ضرورتِ اکید به دوستی و تفاهم با پاکستان داریم. اما این دوستی هرگز از راهِ التماس و زیر پا نهادنِ غرور ملی‌مان به‌دست نمی‌آید. پاکستان باید احساس کند که افغانستانِ امروز، افغانستانِ گذشته نیست. ما باید از سیاست‌های مقطعی و احساساتی پرهیز کنیم و با تدوین و تطبیقِ یک سیاستِ قاطع، پویا و منطقی در برابر پاکستان، به این همسایۀ جنوبی بفهمانیم که ما خواهانِ روابطِ برابر و حسنه میانِ دو کشور هستیم و غیر از این، هر گمانِ دیگری که توسط شما (پاکستان) دنبال شود، با شکست و افتضاح روبه‌رو خواهد شد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.