طالبان به‌ساده‌گی به ولایت‌های شمال می‌روند

/

در این روزها چندین ولایتِ کشور به‌شدت دست‌خوشِ ناامنی‌هاست. از بدخشان تا تخار، قندوز، جوزجان و فاریاب در آتشِ ناامنی می‌سوزد و هر روز هر دو طرفِ جنگ و مردمانِ غیرنظامی صدماتِ زیادی می‌بینند. در این میان، خبرهای نشرشده می‌رسانند که صدها تن از افراد مشکوکی که توسط بس‌های مسافربری به ولایت‌های شمالِ کشور انتقال داده می‌شدند، توسط نیروهای دولتی در مسیر کابل ـ شمال توقف داده شده و برخی‌شان بازگشتانده شده‌اند، اما برخی‌هایِ دیگرشان دوباره اجازۀ رفتن به شمال را یافته‌اند. هنوز معلوم نیست که این افراد چه کسانی بوده‌اند، اما در این شکی نیست که طالبان طی سال‌های اخیر به ساده‌ترین شکلِ ممکن که همین موترهای شهریِ بس‌های مسافربری است، از جنوب به کابل آمده و از این‌جا به ولایت‌های شمال رفته‌اند. حتا بسیاری‌های‌شان به‌ساده‌گی دورانِ رخصتی‌شان را به خانه‌های‌شان رفته و دوباره به سنگرهای‌شان برگشته‌اند.
حالا که شمال آبستنِ رویدادهای تازه شده و طالبان در ولایت‌های بدخشان و قندوز پیشرفت‌های چشم‌گیری یافته‌اند، می‌توان داوری کرد که آن‌ها از یک سلسله برنامه‌ها و حمایت‌هایِ بزرگ بهره‌مند گشته‌اند. حالا نهادهای امنیتیِ کشور باید پاسخ بدهند که چگونه طالبان از طریق بس‌های عادی خودشان را به شمال می‌رسانند و چگونه این افراد در مناطقِ شمال مسلح ساخته می‌شوند. این ‌‌بارِ چندم است که نیروهای امنیتیِ کشور افرادِ ناشناس و مشکوک را از بس‌ها پیاده کرده‌اند و بعد گفته می‌شود که این افراد برای نیشتر زدنِ کوکنار به شمال می‌روند و طالب نیستند؛ درحالی‌که باورها بر این است که این افراد همان‌هایی‌اند که در شمال جنگ‌افزار به‌دست می‌آورند و فقط زیر پوششِ حرفۀ نیشتر زدنِ کوکنار به شمال انتقال می‌یابند.
همین حالا شهرها و ولسوالی‌های کندز، بدخشان، تخار، بغلان و فاریاب از امنیت عاری شده و دیگر ساکنانِ آن مناطق امنیتِ لازم را احساس نمی‌کنند؛ اما با وجود این‌که فرزندانِ این وطن در برابرِ طالبان می‌جنگند و تلفاتِ سنگینی بر طالبان وارد می‌کنند، بازهم طالبان به‌آسانی می‌توانند به تقویتِ نیروهای تازه‌دم‌شان بپردازند. هنوز نهادهای امنیتیِ ما نتوانسته مانعِ پیوستنِ افراد تازه‌نفسِ طالبان به صفوفِ جنگ شوند. متأسفانه نگرش‌های بسیار غلط و افراطیِ قومی در میانِ برخی از مسوولانِ دولتی و رجعت دادنِ هر مسأله به همین مورد، سبب شده که طالبان از این میدانِ باز استفاده‌های فراوان ببرند. ولی اگر جنگِ افغانستان از منازعات و مناسباتِ قومیِ افراد و سیاست‌مداران جدا تحلیل شود، به‌ساده‌گی می‌توان در برابرِ برخی رویدادها قبل از وقوعِ آن راهکاری سنجید. شوربختانه از یک‌طرف قومی‌سازیِ مسأله و از جانب دیگر، نقش فعالِ ستون پنجم و ضعفِ ساختارهای کشفی و استخباراتیِ کشور سبب شده است که با موجودیتِ قوای امنیتیِ ۳۰۰هزار نفری و نیز حضور سنگینِ نیروهای خارجی در کشور، بازهم طالبان بتوانند کشور را با چالش‌هایِ شدید مواجه سازند.
مسلماً سال‌هاست که ایدۀ بی‌ثبات‌سازیِ شمال و بردنِ جنگ از جنوب به شمال در میانِ برخی سیاست‌مداران و جنگ‌افروزان وجود دارد و سال‌هاست که این ایده عملی شده و با توجه به تحولاتِ اخیر و حمایتِ روسیه از طالبان، این حرکت وارد مراحلِ تازه‌تری می‌شود و می‌تواند کشـور را وارد جنگی بزرگ‌تر بسازد.
البته در این میان، عواملِ دیگری هم هست که در این‌جا نمی‌شود به همۀ آن‌ها پرداخت، اما حداقل این فرصت برای دولت میسر است که بتواند مانع سفرِ عادی و راحتِ طالبانِ تازه‌نفس به شمالِ کشور گردد. در این صورت، به‌ساده‌گی می‌توان جنگ را در یک بخشِ کشور اداره و کنترل کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.