طالبان و نمایش قدرت!

سه شنبه 5 سرطان 1397/

متاسفانه آن چه که تا به حال در مورد روند گفتگوهای صلح انجام شده، بیشتر از آن واقعا به نفع این روند بوده باشد و یا حداقل دولت از آن بهره گرفته باشد، به نفع گروه طالبان و حتا دیگر گروه های تمام شده که در افغانستان در حال جنگ اند. طالبان در روزهای عید واقعا قدرت نمایی کردند و نشان دادند که ظاهرا چه نیروی عظیم و پرشوری هستند. نمایش قدرت طالبان حالا چه واقعی بوده باشد و چه ساخته گی، این گروه را در موقف برتری نسبت به دولت قرار داده است. دولتی که ۱۷ سال تمام همراه با نیروهای ۴۰ کشور جهان نتوانست، گروه های جنگ طالب و دهشت افکن را از صحنه بیرون کند، امروز چه حرفی برای مردم خواهد داشت؟ دولت امریکا که با عظیم ترین ماشین جنگی وارد نبرد با طالبان شد، امروز چگونه می تواند پیروزی خود را در جنگ با تروریسم جشن بگیرد؟ همه به یاد دارند که در روزهای نخست پس از واقعه یازده سپتامبر جورج دبلیو بوش که آن زمان در کاخ سفید سکان سیاست امریکا را در دست داشت، به تمام کشورهای جهان هشدار داد که موضع شان را در جنگ با تروریسم مشخص کنند و یا با این کشور باشند و یا با تروریست ها. امروز زمام داران کاخ سفید به این هشدار شان چه پاسخی دارند؟ آیا خواهند گفت که ما در برابر طالبان شکست خورده ایم؟ فراموش نکنیم که طالبان به هر شکلی که به روند صلح بپیوندند، معنای آن شکست جامعه جهانی در برابر این گروه خواهد بود. شاید برخی ها با نگاهی خوش باورانه بگویند که مردم افغانستان درحال حاضر بیش از همه چیز به صلح و امنیت نیاز دارند و این امر از هر راهی که حاصل شود، به نفع مردم است. شاید برخی ها این گونه استدلال کنند که زمان کشتارهای بی رحمانه و وحشیانه به پایان رسیده، بگذارید که صلح به هر شکلی که ممکن است، تامین شود. این ها واقعا خواست های بسیار شریف و انسانی اند. واقعا کی می خواهد که هر روز در هول و ولای جنگ و انتحاری زنده گی کند؟ کی دوست دارد که وقتی از خانه بیرون می شود، حداقل بداند که سایه شوم انفجار انتظارش را نمی کشد؟ ما سال هاست که به گونه های مختلف قربانی جنگ شده ایم و حالا که روزنۀ برای صلح به وجود آمده چرا بدبینانه بخواهیم از آن استقبال کنیم. تا این جای گپ کاملا منطقی و درست می آید ولی مهم این است که ما واقعا پس از این تلاش ها به صلحی که انتظاراش را می کشیدیم و مستحق اش هستیم، برسیم. آیا خیلی خوشبینانه نیست که فکر کنیم جنگ افغانستان به همین آسانی و با وارد شدن تعدادی طالب در روزهای عید به پایان رسیده است؟ آیا نشانۀ از پایان جنگ افغانستان وجود دارد که با اتکا به آن خوشبین بود و قضاوت خوشبینانه انجام داد؟ ما تا به حال آن چه را که دیده ایم، قدرت عجیب و انکار ناپذیر طالبان بوده که یا به صورت ناآگاهانه و یا هم به صورت آگاهانه از سوی ارگ به نمایش درآمده است. بسیاری از تحلیل گران این پرسش را مطرح می سازند که در پشت این صحنه آرایی ها باز کدام پروژه تازۀ قومی و تباری نهفته نباشد؟ متاسفانه ارگ پیش از آن که به برنامه های ملی و منافع همه گانی بیندیشید، در بند برنامه های است که منافع گروه خاصی را می تواند تامین کند. نمونه روشن و بارز آن صلحی است که با گلبدین حکمتیار انجام یافت. آیا از زمانی که آقای حکمتیار وارد کابل شده، تغییری در وضعیت جنگی کشور به وجود آمده است؟ آیا او کدام حرکت مثبت برای وفاق و وحدت ملی انجام داده؟ سخنرانی های آقای حکمتیار مملو از نفرت و کینه نسبت به جریان ها، اقوام و زبان مشخصی است. او بی محابا به همه کس و همه چیز حمله می کند، بدون آن که واقعا معنای اصلی این گونه نفاق پراکنی ها را بداند. او هنوز در عوالم سال های بحران و جهاد به سر می برد و فکر می کند به عنوان نماد قومی می تواند برافغانستان سلطه براند. طالبان و گروه های هم راستا با آن ها به مراتب در وضعیت وخیم تری نسبت به آقای حکمتیار قرار دارند. آن ها در زمان حاکمیت شان به هیچ قوم و زبان دیگری اجازه ورود به ساحت قدرت را نداده بودند و اصلا و چنین چیزی فکر نمی کردند. آیا با آمدن شان دوباره همان تاریخ و همان سال ها تکرار نخواهد شد؟ از سوی دیگر این نگرانی نیز وجود دارد که در آستانه انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری ارگ به هدف قدرت نمایی بیشتر در برابر رقبای خود بخواهد از طالبان استفاده ببرد و عملا به جنگی تازه البته با این رویکرد که دیگر خودش نیز جزی از آن باشد، آغاز کند؟ سوال های زیادی در مورد برنامه صلح وجود دارد و متاسفانه کمتر در این خصوص افشاگری صورت می گیرد. ارگ همه راه ها را به نفع خود بسته است و تا بخواهی نقدی بر روند فعلی گفتگوهای صلح بنویسی و یا دست به روشنگری بزنی فورا از سوی منابع مشخصی متهم به جنگ طلبی و عدم رضایت از فضای صلح آمیز می شوی. اما واقعا می شود که نسبت به وضعیت موجود بی تفاوت بود و هیچ سخن و اعتراضی را مطرح نکرد؟ این وضعیت به نفع همه گان نیست و باید روشنگری های لازم در راستای برنامه های که در حال انجام اند، صورت گیرد، زیرا این خطر وجود دارد که یک بار دیگر تاریخ به صورت فاجعه باری تکرار شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.