طالبـان و تیـزپایـی در مـذاکـراتِ صلـح

چهار شنبه 14 قوس 1397/

روز گذشته، آقای خلیل‌زاد نمایندۀ ویژۀ وزارت خارجۀ امریکا در امور صلحِ افغانستان درحالی وارد پاکستان شد که نماینده‌گانِ دفتر سیاسیِ گروه طالبان در قطر، چند روز پیش از او (در آغاز هفته) وارد این کشور شده بودند. رهبری طالبان، یک هیأتِ هفت‌نفری را به ریاست شیرمحمد استانکزی (رییس دفتر قطر)، در آستانۀ آغازِ احتمالیِ دور سومِ مذاکرات میان امریکا و گروه طالبان، به پاکستان فرستاده تا پیرامون محتوایِ این دور از مذاکرات با جانبِ امریکا به رایزنی و چانه‌زنی بپردازند. همچنین قرار است این هیأت در نشستِ مشورتی‌شان با رهبری گروه طالبان، دربارۀ کشته ‌شدنِ یکی از فرماندهان پیشینِ طالبان در حملۀ هواپیماهایِ بی‌سرنشینِ امریکا در هلمند، به عنوان حادثه‌یی مغایر با بحث صلح، صحبت کنند.
از خلالِ این گزاره‌های خبری چند نکته را می‌تواند استنباط کرد: نخست تیزپاییِ طالبان در بحث صلح؛ دوم پُررنگ بودنِ نقش پاکستان در روند صلح افغانستان؛ و سوم حاشیه‌نشینیِ حکومت در تحولاتِ صلح کشور.
در سال‌های گذشته‌، تجربه این بود که دستِ صلح به سوی طالبان از هر سو دراز بود اما طالبان پیام‌هایِ صلح‌خواهانه را جدی نمی‌گرفتند و بر مواضعِ نظامی و ایدیولوژیکِ خود سرسختی نشان می‌دادند. اما اکنون وقتی نماینده‌گان سیاسیِ طالبان چند روز پیشتر از آقای خلیل‌زاد برای پی‌گیری دور سومِ مذاکرات صلح در پاکستان گرد می‌آیند، باید درک کرد که این‌بار طالبان بحثِ صلح را نه‌تنهـا جدی گرفته‌اند بلکه تا اندازه‌یی حاضر به انعطاف و تعدیل مواضع نیز هستند. افزون بر این، از آن‌جا که این دید و وادیدها در پاکستان صورت می‌گیرند، می‌توان نقش و نفوذِ این کشور در داستانِ تازه‌به‌راه‌افتادۀ صلحِ افغانستان که ایالات متحده با جدیت آن را کلیـد زده و پاکستان نیز به‌جدیت در آن فعال شده، تحلیل و ارزیابی کرد. همچنین، مثلثِ امریکاـ پاکستان‌ـ طالبان در قضیۀ صلح، نظر به فرصتِ به‌دست‌آمده برای هر سۀ آن‌ها، چنان عجله به خرج می‌دهد که در میدانِ عمل، کمتر جایی برای تبارزِ مواضع و نظریاتِ حکومت باقی می‌ماند.
چندی پیش، دونالد ترامپ رییس‌جمهورِ امریکا نامه‌یی به عمران‌‌خان نخست‌وزیر پاکستان ارسال کرده و از او خواسته است که برای برقراری صلح در افغانستان همکاری کنـد. آقای ترامپ تذکر داده است که افغانستان مهم‌ترین اولویتِ منطقه‌ییِ امریکاست و پاکستان باید زمینه‌ها را برای کشانیدنِ گروه طالبان به پایِ مذاکره تسهیل کند. این نامه و تقاضایِ ترامپ که در عرفِ دیپلماتیک قابل شناخت و تفسیر است، درحالی صورت می‌گیرد که بی‌هیچ شکی در سیاست خارجی پاکستان نیز افغانستان یک اولویت است و فارغ از نامه و تقاضای امریکا، اسلام‌آباد نسبت به برنامۀ صلحِ این کشور ـ در جهاتِ منفی یا مثبت ـ بیکار نخواهد نشست. با این حساب، می‌توان درک کرد اینکه طالبان به‌رغم کشته شدنِ یک فرمانده پیشینِ نظامی‌شان میز گفت‌وگو را ترک نمی‌کنند، ناشی از ارادۀ پاکستان در تعقیب مذاکراتِ صلح است.
مردم افغانستان اما نسبت به قضیۀ صلح که این روزها در آن همۀ طرف‌ها فعال شده‌اند، شدیداً نگران‌اند. این نگرانی‌ چندین منشاء دارد که مهم‌ترین آن، نقشی‌ست که پاکستان در مذاکراتِ صلحِ افغانستان در جهتِ تثبیتِ ایدۀ عمق استراتژیک در صددِ اشغالِ آن است. علاوه بر این، مردم در برنامۀ صلح به حکومتِ افغانستان اعتماد ندارند و معتقدند که همۀ هم‌وغمِ حکومتِ موجود، بقای در قدرت است و به صلح صرفاً از همین زاویه می‌نگرد. با این حساب، مردم و نخبه‌گانِ کشور از ایالات متحدۀ امریکا هم به عنوان بزرگترین قدرتِ دخیل در قضایای افغانستان و هم به عنوان حافظ نظم بین‌المللی، انتظار دارند که برنامۀ صلح را در محورِ خواست‌ها و نگرانی‌هایِ این‌چنینی مدیریت کند و پایانِ آن را به گونه‌یی رقم بزند که در آن برندۀ نخست و اساسی «مردم» باشند، نه کشورهای بیرونیِ دخیل و بازیگر در برنامۀ صلح.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.