غنـی و اعتـراض‌هـای مـردمی

یک شنبه 24 سرطان 1397/

حکومت غنی، در دو سال اخیر، با اعتراض‌هایی مواجه شده است اما در بیشتر موارد سعی شده است که اعتراض‌های مردم با خشونت پاسخ داده شود و سرکوب شوند. بارزترین نمونۀ این برخوردهای خشونت‌آمیز را می‌توان در سرکوب جنبش روشنایی با کشتن چهارصد نفر و زخمی شده صدها تن دیگر مشاهده کرد. اگرچه مسوولیت آنفجارها در میان جمعیت معترضان روشنایی را داعش به عهده گرفت اما شماری از رهبران جنبش روشنایی هنوز هم حکومت را مسبب آن میداند؛ حد اقل به این دلیل که راه را برای ورود داعشیان به جمع مردم باز گذاشت و درست تامین امنیت نکرد. کشتار شماری از معترضان جنبش رستاخیز و تغییر در کابل توسط نیورهای نظامی دولتی و نیز سرکوب تحصن‌کننده‌گان با تانک و گلوله و کشتن چندن تحصن کننده، انفجار محل اجتماع هوادارن عطا محمد نور در کابل اگرچه طالبان مسولیت آن را به عهده گرفته اند اما نشان می‌دهد که حکومت هیچ توجهی به تامین امنیت آنان نکرد. اخیراً برخورد با هوادارن جنرال دوستم و سرکوب آنان به شکلی که به نمایش درامده است، همه و همه از روح سرکوبگرایانه حکومت آقای غنی حکایت می‌کند.
حالا هم اعتراض‌هایی که در شمال کشور وجود دارد دیده شود که برخورد حکومت با آنان چه خواهد بود. غنی دیریست که با بارقه‌های اعتراض مواجه است. این اعتراض‌ها از اعتراض‌ها با اعتراض‌های داکتر عبدالله شروع تا اعتراض‌های عطا محمد نور و جنرال دوستم و غیره همه در حضور مردم به خیابان‌ها متبلور شده‌اند. اما خیزش‌های اخیر در شمال بار دیگر گفتمان مقاومت در برابر حرکت‌ها و سیاست‌های ارگ را زنده می‌سازد. سیاست‌هایی که هربار مردم را به شروش واداشته است اگرچه این اعتراض‌ها به زودی خاموش شده اند اما انتقادها هم چنان باقی ماند تا در یک اعتراض دیگر جلوه کرد. در این خیزش‌ها، تصفیۀ حساب سیاسی با تیم حاکم و سیاست‌های قوم گرایانه از یک طرف، نگرانی مردم از فردای مبهم شان از حانب دیگر جلوه می کند. چنانکه جو سیاسی دارد به افق‌های ناپیدای سیاسی می‌انجامد؛ چنانکه سخن‌های در راستای تجزیه افغانستان جدایی طلبی‌ها هم بلند شده است. مردم نگران اند که دولت دارد در یک سیاست گنگ‌ومبهم در روند تداوم گفتگوی صلح، طالبان را در برابر مردم مستقر می‌سازد و این یک ترس و یک ابهام و یک نگرانی کلان شده است و همین‌ها هستند که همیشه حرکت‌های اعتراضی را تا بلندترین سطح ممکن آن بالا میکشند.
پحکومت آقای غنی حالا به نقطۀ غیرقابل اعتماد برای همه تبدیل شده است و سیاست‌های تفرقه‌افگنانۀ ارگ همه گان را معترض ساخته است. برخوردی که با محافظان قیصاری شد آبروی این حکومت را در سطح جهان برد و نشان داد که همه چیز ممکن است که به گذشته برگردد. بنابراین اعتراض هایی که در برابر آقای غنی شکل یافته اند روایت گر یک برداشت اند که باید این حکومت هرچه زودتر به کارش پایان دهد و باید یک نهاد معتبر دیگر شکل بگیرد و بایستی یک انتخابات شفاف را دایر کند تا مردم به حکومت قانون گذار کنند. اگر آقای غنی همچنان به بی‌تفاوتی در برابر خواست‌های مردم پاسخ بگوید، روزی خواهد رسید که مردم به فکر بستن بساط این دولت شوند و آن روز برای افغانستان روزی خوبی نخواهد بود. بنابراین خوب است که جریان های سیاسی و ملی که برای کشور می اندیشیند برای رهایی از وضعیت موجود پا پیش بنهند و زیر یک طرح وفاق ملی در برابر نفاق ملی گرد هم آمده بستر مطمئنی را برای مردم افغانستان شکل بدهند.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    مسئولیت جنایی و سیا سی پالیسی سازان امنیتی و سر قوماندان مطرح است . در کشتار دهمزنگ تا قتل جوانان رستاخیز و قتل و شکنجه قیصار اراده سیستماتیک حذف و ژنوساید وجوددارد. احمقانه است تا مسئولیت را بدوش افراد زیر دست تابع اوامر نسبت دهیم. احزاب و نهاد های سیاسی مسئولیت جنایی اشرف غنی و تیم امنیتی شان را مطرح سازند.
    مجلس نمایندگان می تواند با سلب اعتماد از روسای امنیتی خیانت ملی غنی را مطرح سازند ماده ۶۶ قانون اساسی استفاده از مقام به ملحوظات قومی. اسناد جنایت سیستماتیک غنی به دادگاه بین المللی جزایی ، کمیته ضد شکنجه در ژنو و کمیسیون حقوق بشر فرستاده شود.