فصل جدید مداخلات پاکستان در راه است

/

ملاقات نتیجه‌بخش نوازشریف با باراک اوباما یکی از رویدادهای مهم هفتۀ گذشته بود. این ملاقات، بیش از این که برای امریکایی‌ها و پاکستانی‌ها مهم باشد، نگرانی‌هایی را در حلقات سیاسی افغانستان به وجود آورده که گمان می‌رود، نتایج مثبت دیدار اوباما و شریف قطعاً به زیان افغانستان تمام شده است.
گزارش‌ها می‌رسانند که عمدۀ بحث دیدار این دو رهبر مسایل افغانستان بوده و نکاتی چون همکاری مشترک برای راهیابی به صلح پایدار در منطقه و ادامۀ تقاضاها مبنی بر مذاکرۀ طالبان با دولت افغانستان مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفته است.
با این همه تحلیل‌ها بر آن اند که خوش‌بینی‌های ایالات متحده نسبت به پاکستان ممکن است فصل دیگری از مداخلات آن کشور را در افغانستان باز کند. روابط ایالات متحده و پاکستان از سال ۲۰۱۱ بدین‌سو- پس از آن‌که اسامه بن لادن در خاک پاکستان کشف و کشته شد- روبه خرابی نهاد. ایالات متحده کمک‌های نظامی‌اش به پاکستان را متوقف کرد و چندین‌بار موضع‌گیری‌های تند و تیزی علیه پاکستان داشت. در این دیدار باراک اوباما وعده کرده است که کمک‌های قبلی‌اش را از سر خواهد گرفت.
روشن نیست که ایالات متحده این اعتماد به پاکستان را از کجا به دست آورده و چه‌گونه و بر مبنای چه ضمانتی، مطمین است که پاکستان در راستای تحقق صلح در منطقه سعی خواهد کرد، اما می‌توان تذکر داد که این اعتماد چیزی نیست غیر از یک عقب‌گرد با پایان ندامت‌برانگیز.
زیرا پاکستان نخستین بار نیست که وعدۀ همکاری می‌کند. این کشور بارها و بارها از همکاری در مبارزه با تروریسم دم زده اما در عمل خلاف ورزیده است. شاید آقای اوباما فراموش نکرده باشد که پاکستان در همان زمان که ادعای همکاری می‌کرد، رهبر گروه القاعده را در خاک خود پنهان نگاه داشته بود. کمک‌هایی را که ارتش پاکستان از ایالات متحده دریافت کرده، همواره بر ضد صلح و ثبات منطقه مصرف می‌کند. هنوز هم سیلی از طالبان مدارس پاکستان، وارد خاک افغانستان شده و حملات انتحاری را انجام می‌دهند، پناه‌گاه‌های امن طالبان در پاکستان تا کنون وجود دارند.
این سخنان، کلی‌بافی محض نیست. صدها اسناد و شواهد در این زمینه وجود دارند و در دوازده سال گذشته بارها از طریق رسانه‌های بین‌المللی نشان داده شده اند. تردیدی نیست که ایالات متحده نیز این مساله را بهتر درک می‌کند و شاید به همین منظور است که اوباما در همین دیدار از پایان حملات هواپیماهای بدون سرنشین در خاک پاکستان سخنی نرانده است. تغییر درسیاست‌های پاکستان بالاتر از آن چه است که در دیدارهای رسمی ‌وعده داده می‌شود. تجارب نشان می‌دهد که در تغییر سیاست‌های توسعه‌طلبانۀ حتا دست حکومت سیاسی آن کشور نیست. اکثر این سیاست‌ها را دستگاه استخباراتی پاکستان طراحی و تطبیق می‌کند. بنابراین، برای محقق شدن چنین وعده‌هایی، نیازمندی یک برنامۀ بسیج فشار بر پاکستان مطرح است. بخشی از این فشار می‌تواند از سوی جامعۀ جهانی ایجاد گردد و بخشی دیگر، تلاش‌های داخلی حکومت سیاسی پاکستان است که باید قدرت ارتش را محدود کند.
تمام آن‌چه را پاکستان تا کنون به عنوان همکاری در راستای برقراری صلح انجام داده، رهایی شماری از زندانیان طالب است که به تقاضای حکومت افغانستان انجام یافته است. احتمالاً آن‌چه سبب شده که موضع‌گیری ایالات متحده را دهد همین موضوع است و سخت غیرعقلانی به نظر می‌رسد.
در هر حال، فصل جدید روابط ایالات متحده با پاکستان ممکن است برای پاکستانی‌ها مفید باشد اما این تغییر در موقف ایالات متحده قطعاً به ضرر افغانستان خواهد بود، چه پاکستان هرگز آن‌چه را وعده می‌کند، عملی نخواهد کرد و این طرز کار، زمانی که افغانستان انتخابات را پیش‌رو دارد و نیز نیروهای نظامی ‌ناتو و ایالات متحده از این کشور خارج می‌گردند، نگرانی‌های شدیدی را می‌تواند برای مردم افغانستان به دنبال داشته باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.