فضـای راکدِ انتخاباتی و سـایۀ سنگینِ آن بر زنده‌گیِ مردم

7 جوزا 1393/

نزدیک به چهار ماه است که فضای کشور به‌صورت مطلق، سیاسی و به‌طور ویژه، انتخاباتی شده است و احتمالاً تا یک‌ونیمِ ماه دیگر، این وضع دوام خواهد کردـ بماند این‌که رکود نسبی اقتصادی، اجتماعی، بازرگانی، فرهنگی و… حتا قبل از آغاز پیکارهای انتخاباتی آغاز شده بود و اینک به صورت قطع، همۀ فعالیت‌ها متوقف‌اند.
هرچند انتخابات به عنوان یک پروسۀ مهمِ سیاسی در هر کشوری که راه می‌افتد، تا حدودی بر جریان زنده‌گی عادیِ مردمِ همان کشور اخلال ایجاد می‌کند؛ اما این پروسه در کشورهای بی‌ثباتی چون افغانستان، تأثیرِ به‌مراتب منفی‌تری را برجا می‌گذارد، طوری که همه‌چیز و همه‌کس از فعالیت باز می‌مانند.
در گزارش‌هایی که روزنامۀ ماندگار در این زمینه به‌دست آورده، به‌خوبی روشن است که مردم از وضعیتِ موجود شاکی اند. از یک بازرگانِ پُرمایه شروع تا یک کسبه‌کار کنارِ جاده، همه بر این نکته اتفاقِ نظر دارند که انتخابات، نظام کاروبارِ آن‌ها را از رونق انداخته است. البته حرف تنها بر سرِ مسالۀ اقتصادی نیست که سرمایه‌گذاران به‌دلیل مبهم بودن اوضاع، دست از سرمایه‌گذاری کشیده‌اند و یا نرخ امتعه بالا رفته است. در زمینه‌های دیگر نیز، وضعیت بهتر از آن نیست.
چنان‌که دیده می‌شود، فعالیتِ تقریباً تمامِ نهادهای فرهنگی در این شب و روز متوقف است. به گونۀ نمونه، یکی از نقاشان در شبکۀ اجتماعیِ فیس‌بوک شکایتِ خود را چنین نوشته است که از چندی قبل تصمیم داشته نمایشگاه نقاشی‌اش را پس از انتخابات در کابل به‌راه بیاندازد، اما اینک که انتخابات به دورِ دوم رفته، نمی‌داند چه کار کند!
به نظر می‌رسد که این تبِ انتخابات، کار و فعالیتِ نهادها و وزارت‌خانه‌های دولتی را نیز بدون گرما نگذاشته است. آن‌گونه که نمایان است، فعالیتِ بسیاری از وزارت‌خانه‌ها و نهادهای دولتی کمرنگ شده است. دلیل این کمرنگی، جدای از این‌که می‌تواند درگیریِ بسیاری از اراکینِ بلندرتبۀ دولتی در کارزارهای انتخاباتی باشد؛ مسالۀ ابهامِ دولتِ پس از انتخابات نیز است. زیرا در افغانستان طبق سنت گذشته، هر حکومتی که نو می‌آید، تمام عناصر و اعضای حکومتِ قبلی را به دور می‌ریزد. همان‌گونه که کابینۀ جدید تشکیل می‌شود، اعضا و کارمندانِ تمام نهادها نیز جدید می‌شوند. بنابراین، کمتر کسی دل به کار می‌بنـدد و بیشتر به این تصور اند که آیا پس از آمدن حکومت جدید، آن‌ها در پست و مقام‌شان باقی می‌مانند یا خیر. به این ترتیب، چنین ابهام و هراسی، روی فعالیت و کارِ آن‌ها نیز تأثیر می‌گذارد و در نتیجه، تمام فعالیت نهادها در سطوح مختلف، کمر‌نگ و کمرنگ‌تر می‌گردد.
حالا اگر قیاس را بر نمونۀ بالا بگیریم، می‌توان تصور کرد که چه‌قدر فضای انتخابات، سایۀ سنگینِ خود را بر تمام شوونِ زنده‌گی مردمِ افغانستان گسترده است و به همین منوال، ادامۀ این وضع، چه اندازۀ دیگر جریان عادیِ زنده‌گی را در کشور لطمه می‌زند!
در پایان باید افزود که بی‌تردید تاوانِ این‌همه اختلال در نظم و نسقِ زنده‌گی و کار در کشور را اگر نهادهای دولتی از بودجۀ خود می‌پردازند ـ که خود سرمایۀ ملت است ـ، به همان اندازه و در مقیاس دیگر، مردمِ فقیر نیز این تاوان را از جیب شخصیِ خود می‌پردازند که این ستمی‌ست بزرگ و نابخشودنی.

اشتراک گذاري با دوستان :