مادر بمب‌ها؛ یک بمـب و چنـد هدف

/

شامِ روز پنج‌شنبه، ایالات متحدۀ امریکا «مادر بمب‌ها» را بر «مومند دره»یِ ولایت ننگرهار فرود آورد. انفجارِ این بمب اگرچه بر بنیاد آمارهای رسمی، جانِ ۳۶ داعشی را گرفت، اما واکنش‌های مختلفی را در افغانستان برانگیخت. استفاده از این بمب که بزرگ‌ترین بمبِ غیرهسته‌ییِ امریکاست، این سوال را پدید آورده که «چرا امریکا چنین بمبی را در افغانستان استفاده کرده و از آن در شرایط کنونی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟»
واکنش مقام‌های دولتی در افغانستان در برابر این خبر، بسیار مثبت بود و این واکنش علی‌الظاهر نشان می‌داد که مادرِ بمب‌ها در مشوره با دولتِ افغانستان استفاده شده است. اما برخی از سیاسیون که گویا منتقدِ سیاست‌هایِ امریکا اند، از استفادۀ این بمب به‌شدت انتقاد کرده و گفته‌اند که افغانستان به سرزمینی برای امتحان و آزمایشِ بدترین نوعِ سلاح‌ها تبدیل شده است. اما برای ما، هر دو طرفِ ماجرا قابلِ تحلیل و ارزیابی‌ست و هر دو سوی قضیه، پرسش‌های کلانی را فرا روی‌مان قرار می‌دهد.
گفته می‌شود که این بمب تا کنون در هیچ میدانِ جنگی استفاده نشده بود و اولین‌بار در تاریخِ ۱۴سالۀ پیدایش آن، در افغانستان مورد استفاده قرار گرفته است. دولت‌های امریکا و افغانستان مدعی‌اند که این بمب فقط به‌هدفِ صدمه رساندن به مواضع زیرزمینیِ داعش به‌کار رفته است. اما مسلماً هنوز درکِ حقیقتِ ماجرا دشوار به نظر می‌رسد. از طرف دیگر، کشته شدنِ ۳۶ داعشی بر اثر فرود آمدنِ این بمب که گفته می‌شود ساختِ آن شانزده ‌میلیون دالر هزینه برداشته‌ است، رقمِ اندکی است. هنوز مشخص نیست که قدرتِ انهدامِ این بمب، به کدام پیمانه بوده و چگونه آن تونل‌هایی که گفته می‌شود توسط پاکستان در دورانِ جهاد در آن منطقه ساخته شده‌ و اکنون مورد استفادۀ داعش قرار گرفته بوده را ویران کرده است.
برخی کارشناسان باور دارند که امریکا می‌توانست برای مهارِ داعشیان در آن منطقه از ابزارهایِ سبک‌تر، پیشرفته‌تر و ارزان‌تر استفاده می‌کرد و نیازی به هزینۀ ۱۶میلیون دالریِ مادر بمب‌ها نبود. زیرا جنگِ افغانستان و واقعیتِ وجودیِ آن، به اندازه‌یی سنگین نیست که راه‌حلِ آن، استفاده از بمب‌های ده‌هزار کیلوگرامی باشد.
پس این‌که امریکا چین بمبی را در افغانستان استفاده کرده است، حکایت از اهدافِ کلان‌ترِ این ابرقدرت در کشور و منطقۀ ما دارد. پرتابِ مادر بمب‌ها در همسایه‌گیِ کشورهایِ رقیبِ امریکا که به تکنالوژی‌های پیشرفتۀ نظامی مجهزند، یک هشدار و تهدیدِ غیرمستقیم و درجه‌چندم حساب می‌شود که در مناسباتِ این کشورها با امریکا نیز می‌تواند وضعیتِ خاصی را تعریف کند. از طرف دیگر، استفادۀ این بمب آن‌هم ساعاتی قبل از آغاز نشستِ مسکو که ادبیات آن، نگرانی از حضور داعش در افغانستان و احتمالِ حمایتِ امریکا از آن و بحث کشاندنِ طالبان به صلح است، نمی‌تواند بی‌ارتباط با فازِ جدیدِ تقابل‌ها و معادلات میانِ این دو ابرقدرت باشد. نشستِ مسکو بدون حضورِ امریکا برگزار شد و احتمالِ آن وجود داشت که روسیه در آن امریکا را به حمایت از بی‌ثبات کردنِ منطقه، متهم و داعشِ افغانستان را مورد حمایتِ این کشور معرفی کند. شاید امریکایی‌ها خواسته‌اند با چنین اقدامی، فلسفۀ برگزاریِ آن نشست را دست‌خوشِ حادثه کنند و نشان بدهند که برخلافِ تصور روس‌ها، داعشیان با مادر بمب‌هایِ امریکا مورد هدف قرار می‌گیرند نه با بمب‌های کوچک. به عبارت دیگر، یعنی این‌که داعش مورد حمایت امریکا نیست.
بنابراین استفاده از این بمب در افغانستان، همان اصطلاحِ معروفِ «یک تیر و دو نشان» است و حتا می‌توان گفت که پرتابِ مادرِ بمب‌ها به چندین هدف صورت گرفته؛ هدف‌هایی که دقیقاً بر ما معلوم نیستند ولی قدرِ مسلمِ همۀ آن‌ها این است که: جنگِ افغانستان برای هر دو ابرقدرتِ جهان، جدی شده و هم‌زمان با این جدیت، راه صلح در این کشور، طولانی و ابعادِ جنگ وسیع‌تر خواهد شد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.