مبارزه با جرایم؛ یک اولویتِ همیشه‌گی برای جامعۀ ما

/

گاهی اوضاعِ سیاسی طوری پیش می‌آید که اولویت‌های مهمِ یک جامعه ـ که کمتر از اموری چون انتخابات نیستند ـ به کلی فراموش می‌گردند؛ آن‌گونه که سایۀ سنگین سیاست، هرگز نمی‌گذارد برخی از معضلات و مشکلاتِ اجتماعی، فرهنگی و… به چشم بیایند.
در افغانستان به صورت عام، وضعیت همین‌گونه بوده است. در این اواخر، زمانی که مسالۀ انتخابات مطرح شد و کارزارهای انتخاباتی عملاً راه‌اندازی گردید، دیگر مسایلِ مهمِ کشور‌داری فراموش گشت. یکی از این مسایل مهم، افزایش جرم و جنایت در سطحِ شهرها و ضرورتِ مبارزه با آن است.
به‌تازه‌گی گزارش‌هایی به نشر رسیده‌اند که فرماندهی پولیس کابل، طی دو روزِ گذشته و در عملیات‌هایی جداگانه، شماری از دسته‌های جنایت‌کار را به دام انداخته و آن‌ها را تسلیم پنجۀ قانون کرده است.
این دستاورد پولیس در چنین شرایط حساس، یک کارِ بسیار خجسته و ستودنی شمرده می‌شود که در پهلوی دیگر دستاوردها، نظیر تأمین امنیت انتخابات و مهار حملات تروریستی، پشتِ مردم را به نیروهای امنیتی بیشتر گرم می‌سازد.
گروه‌های تبهکار و جنایت‌پیشه، همواره در ایامی ‌که همه سرگرمِ سیاست و سیاست‌ورزی‌اند، سعی می‌کنند که با استفاده از جو ناآرام به سرقت‌های مسلحانه، اختطاف، قتل، دزدی و ده‌ها جرمِ سازمان‌یافتۀ دیگر دست بزنند. از این‌ رو، چنین توقعی از پولیس می‌رفت که سر در کارِ خود داشته باشد و نگذارد که یک اتفاق سیاسی، پایه‌های اساسیِ جامعه را آسیب برساند.
امروز، بزرگ‌ترین چالش افغانستان ناامنی است؛ ناامنی‌یی که بیشتر از ناحیۀ تروریستان و طالبان متوجهِ مردم است. آتشِ این ناامنی به حدی داغ است که اکثرِ جرم‌های جنایی در اجتماع کمتر به چشم می‌آیند و احتمالاً افغانستان مثل هر کشور دیگری، گروه‌های تبهکار و جنایت‌کار را نیز در خود دارد که در بسا از موارد، با یک حلقه فاصله، به همان گروه‌های تروریستی می‌پیوندند.
تفاوتِ این گروه‌ها در آن است که عملاً جبهۀ جنگ ندارند و با نیروهای مسلحِ کشور مقابل نیستند، بل در دسته‌های کوچک و حتا در سایۀ نیروهای پولیس، به تبهکاری می‌پردازند. پژوهش‌های جنایی نشان می‌دهند که این گروهک‌ها در ابتدا بسیار ناتوان‌تر از آن‌اند که بتوانند جنایت‌های سازمان‌یافته را در یک اجتماع به‌راه بیاندازند، اما در درازمدت، زمانی که توجه کمتری به مبارزه با آن‌ها صورت گیرد، به یک مافیای قدرتمند تبدیل می‌گردند که می‌تواند بزرگ‌ترین جبهاتِ جنگ را موازی و یا مشترکاً با طالبان، علیه مردم و دولتِ افغانستان ایجاد کند. آن‌گاه است که هزینۀ از میان برداشتن آن‌ها، سنگین‌ و طاقت‌فرسا خواهد بود.
این عملیاتِ به‌موقع و ستودنیِ نیروهای پولیس، نشان می‌دهد که اندک‌اندک ارگان‌های امنیتی کشور، از حالتِ دستپاچه‌گی بیرون می‌شوند. اما باید به خاطر داشت که این عملیات‌ها بسنده نیستند. زیرا با توجه به جرایمِ گسترده‌یی که تمامِ ارکان جامعه را قبضه کرده، گمان می‌رود که هنوز گروه‌های مافیایی و تبهکارِ بسیاری وجود دارند که زیر ریش قانون ـ با استفاده از فساد اداری ـ به حیات‌ِ خود ادامه ‌می‌دهند. این حدس می‌تواند نیروهای امنیتیِ ما را متوجه آن بسازد که هنوز کارهای زیادی پیشِ رو دارند. در ضمن چنین تذکری می‌تواند برای مقاماتِ کشور هشداری باشد که تمامِ ظرفیت و امکاناتِ خود را روی مسایلِ سیاسی تلف نکنند، بل به این امورِ مهم و حیاتی نیز گوشۀ چشمی‌ داشته باشند. چه بسا بزرگ‌ترین تهدیدهای امنیتی، روزی از همین ناحیه متوجه جامعه شود؛ آن‌هم زمانی که افغانستان به‌ساده‌گی توان مقابله با مافیا را نداشته باشد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.