مردم کدام حرف را باور کنند؟

/

کشور آلمان گفته است که پس از سال ۲۰۱۴ نیز می‌تواند حضور نیروهایش در افغانستان را تمدید کند. اما شمار این نیروها بینِ شش تا هشت‌صد نفر خواهد بود. وزارت دفاع آلمان افزوده است؛ در صورتی که دولت افغانستان به این موضوع تمایل داشته باشد، این نیروها می‌توانند تا سال ۲۰۱۷ باقی بمانند. در همین حال وزارت داخلۀ افغانستان از این تصمیمِ آلمان استقبال کرده و این استقبال می‌رساند که دولت افغانستان نیز بی‌علاقه نیست که حضور سربازان آلمانی در افغانستان ادامه یابد.
جالب‌تر از همه این‌که، دبیر کل ناتو نیز از این تصمیمِ آلمان حمایت کرده و گفته است که الگوی آلمان در جنگ بر ضد طالبان، برای ناتو یک نمونه است. اما در همین حال، سخن‌گوی طالبان ذبیح‌الله مجاهد گفته است که آلمان باید تاوانِ این برنامه‌اش را بپردازد و این کشور حتماً از کارش پشیمان خواهد شد.
این موضع‌گیری‌ها پیرامون ادامۀ حضور یک واحدِ ۸۰۰ نفری از نیروهای آلمان در افغانستان، از دو جانب قابل بررسی است؛ یکی از موقف دولت افغانستان و ناتو، و دیگری از زاویۀ طالبان.
تمایلِ افغانستان به ادامۀ حضور نیروهای آلمان، از یک هراس ناشی می‌شود؛ ۲۰۱۴٫ زیرا حکومت افغانستان جدا از این‌که توانایی مبارزه با هراس‌افگنی پس از خروج نیروهای خارجی را ندارد، نوعی ترس از تنها ماندن در این میدان را هم دارد که حداقل ماندنِ یک واحدِ هشت‌صدنفری، می‌تواند نوعی اطمینانِ خاطر برای حکومت افغانستان خلق کند.
موضع ناتو و در کل ایالات متحده بر آن است تا با تشویق آلمان، توجه سایر کشورها را برای ادامۀ حضور نظامی‌شان در افغانستان جلب سازند تا از این طریق، بخشی از مأموریت‌های ناکام‌شان را تکمیل کنند. چرا که ماموریت نظامی ‌ایالات متحده در افغانستان با شکستِ کامل روبه‌رو شده و در صورتی که ایالات متحده بتواند قناعت کشورهای هم‌پیمانش را برای ادامۀ حضور حاصل کند، جدای از این‌که حضور نظامی ‌درازمدتِ خود را توجیه می‌کند، فرصت جبران ماموریتِ شکست خورده‌اش را نیز به دست می‌آورد.
و اما موضع طالبان در این‌باره هرچند بسیار واضح است؛ اما بازهم ملاحظه می‌شود که گفت‌وگوهای صلحِ حکومت و طالبان هم‌چنان ادامه دارد. حال آن‌که یکی از خواسته‌های طالبان، خروج بی‌قیدوشرط و کاملِ نیروهای خارجی از افغانستان است که آن را پیوسته مطرح کرده‌اند. پرسش این‌جاست؛ در صورتی که حکومت افغانستان و ایالات متحده مایل به ادامۀ گفت‌وگوهای صلح هستند، چرا از ادامۀ حضور نیروهای آلمان در افغانستان استقبال می‌کنند؟ توجیه آن‌ها در این زمینه چیست؟
خط و نشان کشیدن طالبان برای نیروهای آلمانی، خود پرسشِ دیگری را خلق می‌کند که حکومت افغانستان باید پاسخ‌گوی آن باشد: این تناقض که حکومت افغانستان به عنوان یک نظام قانونی، از ادامۀ حضور نیروهای آلمانی استقبال می‌کند اما طالبان آن نیروها را هشدار می‌دهد، چه گونه باید توجیه گردد؟
موضع‌گیری طالبان در برابر ادامۀ حضور نیروهای آلمانی، هیچ دلیلی غیر از به رسمیت نشناختنِ حکومت افغانستان ندارد. پس در این صورت، آیا ادامۀ گفت‌وگوهای صلح از سوی آقای کرزی و تیمش برحق می‌نماید؟ آیا بیشتر از این، رسمیت‌بخشی به طالبان جایز است؟
این پرسش‌ها متوجه ایالات متحده و ناتو هم می‌شود. چنان‌که آن‌ها نیز از سیاست مصالحه با طالبان حمایت می‌کنند؛ اما در جنبِ دیگر قضیه، طرف‌دار ادامۀ حضور نیروهای آلمان در افغانستان استند.
دست‌کم در پنج سال گذشته، موضع ایالات متحده و هم‌چنان حکومت افغانستان همین‌گونه بوده است. از یک سو، مقدمات جنگ را فراهم می‌آورند و از سوی دیگر، دست دوستی به سوی طالبان دراز می‌کنند. این رفتار سیاسی که بخش اعظمِ آن مربوطِ دولت افغانستان می‌شود، سیاست‌های کلیِ کشور را متزلزل و ناپایدار ساخته است. حتا این رفتار، روی دورنمای کشور نیز اثر داشته که هیچ کسی به شمولِ خود آقای کرزی نمی‌داند که پس از سال ۲۰۱۴ چه خواهد شد؛ آیا طالبان به نظام می‌پیوندند و یا نیروهای امنیتی افغانستان سال‌های درازی با آنان درگیر خواهند بود؟
تردیدی نیست که این رفتارهای سیاسی، برای تیم بر سرِ اقتدار توجیهات گوناگونِ خود را دارد که بیشترِ آن حول منافع شخصی، گروهی و قومی ‌می‌چرخد. اما سوگ‌مندانه این مردم‌اند که نمی‌دانند واقعاً کدام حرف را باید بپذیرند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.