ناامنی شمال و نیاز به اصلاحاتِ گسترده

/

چهار شنبه ۷ اسد ۱۳۹۴

 

افزایش ناامنی‌ها در شمال و سقوط پی‌همِ روستاها و ولسوالی‌ها به‌دست طالبان ـ به‌جز رویداد اخیر بدخشان که ادعاهایی دربارۀ آن وجود دارد ـ بیشتر از بی‌مدیریتیِ مسوولانِ سیاسی و نظامی ناشی شده است.
بسیاری از آگاهان می‌گویند: اگر والى‌ها و فرماندهانِ پولیس و رؤساى امنیتِ باکفایت در ولایاتِ شمال گماشته نشوند، سقوط ولسوالى‌ها، انسداد راه‌ها و محاصرۀ قرارگاه‌هاى نظامى ادامه مى‌یابد و پروژۀ جنگِ شمال قبل از وقت تکمیل مى‌شود و بازى رنگِ جدید مى‌گیرد.
به گفتۀ این کارشناسان، اگر مرکزِ سوق و ادارۀ واحد در کابل و در زون‌ها و ولایات تشکیل نشود و صلاحیت عام و تام به آن‌ها واگذار نگردد و قطعات خاص و عملیاتى و نظم عامه و بخشى از قواى هوایى تحتِ امرشان قرار نگیرد، سقوط پوسته‌ها و مراکز نظامى بی‌وقفه ادامه مى‌یابد.
همچنان آگاهان پیش‌بینی می‌کنند که اگر مسوولینِ بى‌کفایت، سبک‌دوش و مجازات نشوند و پرسونل فعال، مکافات و تشویق نگردند؛ جنگ به دروازۀ شهرهاى بزرگ مى‌رسد. و نیز اگر در رهبرى وزارت دفاع، داخله و امنیتِ ملى بازنگرى نشود و قدمه‌هاى تحتِ امرشان در مرکز جدى گرفته نشوند، به‌زودى جنگ در هلمند، ارزگان، زابل، غزنى، فراه، بادغیس، کنر، نورستان، لوگر، وردک با شدت آغاز مى‌شود و برخى قرارگاه‌هاى نظامى به‌دلیل ناممکن شدنِ اکمال، تخلیه خواهند شد.
آگاهان می‌گویند که بى‌توجهیِ دولت به نیروهای امنیتی و تلفاتِ بالای آن‌ها، موجب فرار از خدمت و عدم مراجعۀ داوطلبانِ جدید به مراکز جلب‌وجذب مى‌گردد و این امر خود به خود به سقوط حاکمیت می‌انجامد. این نگرانی در حالی افزایش می‌یابد که مسوولان هنوز هم در خواب و بی‌خبری و یا سکوتِ معنادار به‌‌سر می‌برند، به حدی که مردم به این گمان رسیده‌اند که یک استراتژی و بازیِ هدفمند به‌خاطر ناامن کردنِ شمال در داخلِ نظام جریان دارد.
آن‌چه که در چند ماه اخیر در شمال کشور رخ می‌دهد، یک رویداد سادۀ امنیتی نیست، بلکه یک بازی کلان در سطحِ کشورهای منطقه و جهان است که مردم بی‌پناهِ افغانستان نخستین قربانیانِ آن را تشکیل می‌دهند. از این‌رو به سران دولت وحدتِ ملی پیشنهاد می‌کنیم که حساسیتِ اوضاع امنیتی و خطر سقوط را درک کنند و به‌جای قرار گرفتنِ منفعلانه در مسیر تطبیق پروژه‌های بیرونی، فعالانه در کنارِ مردم بایستند و به برچیدنِ گلیمِ ناامنی از کشور همت گمارند. مسلماً این مهم در دو جبهۀ جنگ و دیپلماسی، قابل تحقق است؛ جنگِ قاطعانه با تروریستان و دیپلماسی فعالانه با بازیگرانِ بزرگِ بین‌المللی به منظور دور زدنِ پروژه‌های بیرونی برای ناامنی در شمال.
هرچند حضور جنرال عبدالرشید دوستم و عطا محمد نور در میدان‌های نبرد در شمال می‌تواند مایۀ دلگرمیِ مردم و نیروهای امنیتی باشد، اما مسلماً این حضور زمانی به بازدهیِ لازم می‌رسد که یک برنامۀ نظامیِ منسجم برای سرکوبِ طالب و داعش تدوین و تعقیب گردد. سران دولت وحدت ملی وظیفه دارند این انسجام و هماهنگی در برابرِ ناامنی‌های اخیر در شمال را از خود آغاز کنند و به تمامِ میدان‌های نبرد و دیپلماسی سرایت دهند.
تحلیل‌گران می‌گویند که جنگ شمال افغانستان، مقدمۀ پروژۀ کلانِ انتقالِ جنگ به آسیای میانه است و در صورتی که حکومت افغانستان هوشیاری به خرج ندهد، قربانیِ این پروژه خواهد شد. دولت وحدت ملی می‌باید از همۀ مسوولان و چهره‌های مردمی و قابلِ اعتماد به‌سانِ عطا محمد نور و جنرال دوستم که به مقابله با ناامنی‌ها شتافته‌اند، حمایت کند و این‌گونه، بسیج عمومی در برابر طالبان و داعشیان از شمال تا جنوب را در مسیرِ درست هدایت و رهبری نماید.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.