نشست پاریس؛ آب در هاون کوبیدن

/

کنفرانس پاریس به زودی با شرکت نماینده‌گان طالبان، اپوزیسیون و شورای عالی صلح برگزار می‌شود. طالبان طی یک اعلامیه، موضع خود را در قبال این نشست روشن کرده و گفته‌اند که نشست پاریس به دعوت یک نهاد تحقیقاتی انجام می‌شود و قرار نیست که هیچ‌گونه توافق‌نامه و یا حتا مذاکره رسمی میان جناح‌های شرکت‌کننده صورت گیرد. البته در این نشست، نماینده‌گانی از کشورهای غربی و از جمله ایالات متحده امریکا ـ اصلی‌ترین طرف مناقشه موضوع افغانستان ـ نیز باید حضور داشته باشند.
طالبان در اعلامیه خود تصریح کرده‌اند که نشست پاریس هم‌چون نشست توکیو در جاپان خواهد بود که عمدتاً به طرح نظرات پیرامون مسایل افغانستان اختصاص دارد. در این اعلامیه، هم‌چنین تأکید شده که در مواضع طالبان هیچ تغییری رونما نشده و این گروه هم‌چنان برای حل تنش‌ها در کشور خواهان خروج نیروهای خارجی و عدم حمایت از حکومت کابل از سوی جامعه جهانی است. هم‌چنان شک‌وگمان‌هایی وجود دارد که شرکت اپوزیسیون در این نشست شاید به معنای واقعی کلمه صورت نگیرد و صرف شماری از چهره‌های سیاسی از جریان‌های اپوزیسیونی در این نشست شرکت کنند.
پُررنگ شدن تلاش‌ها برای گفت‌وگوهای صلح در روزهای اخیر، نشان می‌دهد که اتفاق‌هایی در شُرفِ وقوع است و جامعه جهانی نگرانی‌هایی نسبت به وضعیت و آینده کشور دارد. این نگرانی‌ها زمانی تشدید می‌شوند که جامعه جهانی به این نتیجه رسیده که دولت افغانستان به اندازه کافی حمایت مردم افغانستان را با خود ندارد که بتواند از پسِ مشکلات سال ۲۰۱۴ به تنهایی بیرون شود. این نگرانی‌ها در سفر زلمی خلیل‎زاد سفیر پیشین امریکا در افغانستان که طی روزهای گذشته در ارگ ریاست‌جمهوری به‌سر می‌برد نیز تبارز یافته است. برخی منابع گفته‌اند که هدف سفر خلیل‌زاد به افغانستان، حل مشکلاتی است که میان واشنگتن و کابل به‌وجود آمده و مقام‌های کاخ سفید دیگر اعتماد لازم را به رهبری افغانستان ندارند. از سوی دیگر، این منابع از قول آقای خلیل‌زاد گفته‌اند که امریکا واقعاً نگران آینده افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ میلادی است که قرارست نظامیان خارجی کشور را ترک کنند و در گیرودارِ چنین اتفاقی، انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود.
این نگرانی‌ها در مجموع سبب می‌شوند که جامعه جهانی تلاش‌هایی را در راستای ایجاد یک اجماع ملی در کشور صورت دهد؛ اجماعی که در حال حاضر به صورت مثلث اپوزیسیون، طالبان و دولت افغانستان شکل گرفته است. البته برگزاریِ چنین نشست‌هایی به‌دلیل عدم طرح منسجم و همه‌جانبه، نمی‌تواند به نتایج مثبتی منتهی شود.
پیچیده‌گی وضعیت افغانستان، مجال ارایه هرگونه طرح جامع از سوی جوانبِ درگیر را اگر نگوییم ناممکن، دست‌کم دشوار کرده است. دولت افغانستان که خود را اصلی‌ترین جانبِ این‌گونه نشست‌ها و گفت‌وگوها می‌داند، چنان در پراکنده‌گی و نابه‌سامانی به‌سر می‌برد که حتا نمی‌داند چه‌گونه باید رفتار کند.
همواره وقتی بحثِ گفت‌وگوهای صلح مطرح شده، دولت افغانستان یک اصل کلی و بنیادین را در این خصوص به فراموشی سپرده است و آن، ایجاد یک تفاهم ملی یا بین‌الافغانی در داخل کشور با حضور گروه‌ها و احزاب سیاسیِ مطرح است که ماحصلِ آن بتواند چراغ راهِ صلح و مذاکرات باشد.
تفاهم بین‌الافغانی در حال حاضر خوب‌ترین گزینه برای رسیدن به یک هدف و راه مشترک است که می‌تواند زمینه را برای شرکت مخالفان مسلح و نیز مایل شدنِ آنان به صلح، مساعد سازد.
در حال حاضر، جریان‌های مشروع سیاسی و حکومت افغانستان، خود نیاز به تفاهم کلی و رسیدن به اصل‌های همه‌شمول دارند و تا زمانی که این مأمول به‌دست نیاید، نشست‌های بیرونی جز سروصداهای اضافی و مصروف کردن ذهنیت‌ها، نتیجه‌یی نخواهد داشت.

اشتراک گذاري با دوستان :