نشـانه‌ها از تامیـن صلـح یا برگشت طالبـان؟

شنبه 9 سرطان 1397/

خوشبینی امریکا برای استقرار صلح در افغانستان از کجا آب می‌خورد؟ آیا واقعا چنان زمینه‌هایی به وجود آمده که صلح تامین شود و یا آنچه که گفته می‌شود، بیشتر جنبه تبلیغی دارد؟ اگر قرار باشد به سخنان مقام های امریکا اتکا شود، به نظر نمی رسد که حداقل در کوتاه مدت بتوان از صلح حرف زد. جمیزمتیس وزیر دفاع امریکا در تازه ترین اظهارات خود گفته که نشانه های دلگرم کنندۀ از ایجاد صلح در افغانستان به چشم می خورد. او با اشاره به آتش بس سه روزه طالبان در روزهای عید فطر و آمدن شماری از آن ها را به داخل شهرها و نان خوردن شان با شهروندان کشور را بخشی از همین نشانه های دلگرم کننده خوانده است. اگر کل نشانه های دلگرم کننده  صلح همین ها باشند، پس باید گفت وای به حال بزرگترین قدرت تسلیحاتی و اقتصادی جهان با ده ها متحد اقتصادی و نظامی دیگر آن. اما اگر این دلگرمی ها چیزهای دیگری باشند که نمی خواهند از آن ها در حال حاضر پرده بردارند، حرف دیگری است. اما در خوشبینی های فعلی که مقام های امریکایی از خود ظاهر می سازند، هیچ گونه نشانۀ روشن و قابل اتکای برای تامین صلح وجود ندارد.. در زمانی که برج های دوگانه از سوی القاعده هدف قرار گرفت، امریکایی ها به چیزی کمتر از نابودی تروریست ها قانع نبودند، اما زمان نشان داد که در ادبیات ابر قدرت ها حتا تروریسم هم می تواند معنا های متفاوتی داشته باشد. تروریست هایی را که روزی امریکایی ها به خون شان تشنه بودند و زندان گوانتانامو را از وجود شان پر کرده بودند، پس از چند سال از فهرست تروریسم بیرون کرده و در صدد قانع کردن شان برای دست کشیدن از جنگ برآمدند. به برکت همین سیاست ها ظاهر جنگ هر روز در افغانستان تغییر می یابد، بدون آن که در ماهیت آن دگرگونی یی ایجاد شده باشد. اما طرف دیگر جنگ که تا دیروز تروریست بود، با حامیان منطقه یی خود چه می گوید؟ طالبان نه تنها که به آتش بس دولت اعتنایی نکردند، بل آن را به سود خود مصادره هم کردند. آن ها در اعلامیه شان متذکر شدند که سه روز آتش بس براساس فراخوان دولت نه بل برای رعایت حال مردم اعلام شده است. پس از آتش بس نیز حملات شان را به شدت از سرگرفتند. پاسخ آن ها حتا به کاروان صلح مردمی نیز بسیار زیرکانه صورت گرفت. طالبان این حرکت را بخشی از سیاست های امریکا خوانده و پاسخ رد به برگزار کننده گان آن دادند. حالا کدام دلگرمی برای آغاز مذاکرات سازنده که به آتش بس دایمی و صلح بینجامد می تواند وجود داشته باشد. امریکا به این دل خوش کرده است که به کمک دولت های پاکستان، عربستان، امارات و قطر موفق شود که طالبان را راضی به گفتگوهای صلح سازد. در حالی که این گروه با سرسختی ادعا می کند که دولت کابل را به رسمیت نمی شناسد و اگر قرار باشد روزی به مذکرات صلح تن در دهد، آن مذاکرات را با مقام های امریکایی انجام خواهد داد. امریکایی ها هرچند به این درخواست پاسخ رد نداده اند اما هنوز آماده گی شان را هم برای چنین گفتگوهای ابراز نکرده اند. اگر روزی چنین نشست های به صورت علنی آغاز یابد، چون گمان می رود که در سطوح بسیار پایین گفتگوهای میان طالبان و امریکایی ها صورت می گیرد، آن گاه باید عملا از شکست رسمی امریکا در جنگ با تروریسم سخن گفت. مردم افغانستان بدون شک صلح می خواهند ولی این مساله نیز برای شان اهمیت دارد که این صلح با چه بهایی قرار است تامین شود. اگر صلح به بهایی از دست رفتن ارزش های فعلی باشد، آن گاه نمی توان برآن نام صلح گذاشت. دولت افغانستان همین لحظه آماده گی خود را برای تحویل دادن قدرت به طالبان نشان دهد این گروه از فردا دیگر جنگ نخواهد کرد. آیا به چنین حرکتی باید نام صلح داد؟ هراسی که در میان مردم وجود دارد ناشی از چنین تصمیم هایی است. مردم می هراسند که روزی همان تروریست های که به برداران ناراضی و مخالفان سیاسی تغییر نام دادند، دوباره به حاکمان افغانستان مبدل نشوند.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    افراد با دماغ مختل که زمامدار می شوند

    ” در باره خشم غنی بالای عده یی از حاضرین مجلس بحث روی معارف ”

    = در طول تاریخ مثال هایی موجود است. اما بعد از جنگ دوم جهانی افرادی در کشور های مختلف صاحب اقتدار شده اند که از سلامت جسمی و روانی برخوردار نبودند و حتی فلم هایی در باره شان تهیه گردیده است.

    = د رکشور افریقایی یوگندا ” عیدی امین دادا ” ویژگی هایی داشت که با غنی شباهت دارد. وی در سده گذشته زمام امور را بدست گرفت و مانند غنی در مجلس وزراء بالای وزرا قهر می شد. وزیری که در جلسه کابینه ناوقت می آمد مورد خشم ، تحقیر و توهین قرا رمی گرفت ودوباره به خانه فرستاده می شد. وی در یکی از جاده های شهر مجسمه بزرگی از هتلر بنا نموده بود. شاید فلمی که در باره وی تهیه شده بود در یوتوپ پیداشود.

    = خشم امروز غنی بالای افرادی که در مجلس با هم صحبت می کردند و تحقیر آن ها شباهت به ” عیدی امین دادا ” دارد. ” سخنور توانا با گفتار خود همه را جذب می کند و کسی چشم از وی دور نمی کند. اگردر مجلس صحبتی هم صورت گیرد با یک ظرافت و کنایه همراه با شوخی می توان ” پس پس ” کنندگان را با تبسم خاموش ساخت نه بااین عصبیت و متهم ساختن اشخاص به بی ادبی، با این بی ادبی.

    = چند ماه قبل گزارش هایی نشر شده بود که در یک مجلس رهبر کوریای شمال ” کیم جون اون ” یکی از جنرالان را درهنگام صحبت رهبر خواب برده بود . این جنرال مورد عتاب قرارگرفت و تیر باران شد.

    = حکایت هایی زیادی از تحقیر و توهین افراد در شورا ی وزیران و چیغ زدن های غنی موجود میباشدکه بصورت قاطع موضوع ناتوانی جسمی و روحی وی را برای پیشبرد امور یک کشور در حال جنگ بمیان میاورد. این مریضی صعب العلاج عامل قوی جدی برای وادار نمودن اوبه استعفاء می باشد.

    = امید میرود تا وزرای موجود و یا گذشته در مطبوعات ظاهر شوند ، تجارب شخصی خود را در باره وضع روانی ، چیغ های غنی ، تلون مزاج ، تردد در تصمیم ، ناتوانی تصمیم گیری در موارد اضطراری و عاجل بیان و به ملت شهادت د هند تا غنی تحت فشار گرفته شده و وادار به استعفاء گردد ” در باره تبار گرایی اشکار وی نمی نویسم ان را همه میدانند و میبینند، مگر بخش گنگ و صامت اجرائیه.

    نتیجه آن که باید بصورت جدی در آینده با بازنگری قانون اساسی موضوع ارایه تصدیق صحی نامزدان مقامات رهبری لازمی دانسته شود.