نمایش به واقعیت ‌پیوست

شنبه 22 قوس 1393/

شامگاه پنج‌شنبه هفته گذشته، یک فرد انتحاری، خود را درست در محلی منفجر کرد که محفل و نمایشی در نکوهشِ انتحار و انتحارکننده‌گان ترتیب شده بود.
تالار نمایشِ لیسه استقلال که مرکز فرهنگیِ فرانسه نیز در آن‌جا موقعیت دارد، در حین اجرای این نمایش، مورد حمله انتحاری قرار گرفت و صحنۀ تمثیل به‌گونه وحشت‌ناکی به واقعیت پیــوند یافت.
این نوع برخورد و واکنشِ سختِ انتحاریان نسبت به کنش‌های نرمِ فرهنگیان، نشان از پیچیده‌گیِ بازی‌هایی می‌دهد که حولِ محورِ انتحار و انفجار جریان دارد و همواره کوشش کرده این پدیده را به لایه‌های سطحی و ظاهری‌اش تقلیل دهد.
اما رویداد شام روز پنج‌شنبه، خبر از مغلقیِ صحنه سیاست و نبردِ افغانستان داد و به ما ثابت کرد که کارگردانانِ این نمایش واقعی، می‌توانند بازیگرانِ خویش را به هزار چهره بیـارایند و آن‌ها را در محافل و مجالس برای اجرای عملیات ظاهر سازند.
حمله به تالار نمایشِ لیسه استقلالِ کابل نشان داد که دستانِ دیگری هم در کنارِ دست‌های انتحاریان فعال و شاملِ بازی شده‌اند و نتیجه این همراهی و همکاری، همین انتحارهای غافل‎گیرکننده و متفاوتی‌ست که مرزِ میان واقعیت و خیال را می‌شکند.
اگرچه کابل در همان روز، شاهد دو حمله انتحاری دیگر بود؛ اما انتحار در لیسه استقلال نکاتِ تقریباً تازه‌یی را در اذهان تداعی می‌کند. به نظر می‌رسد کسانی که حمله به یک نهاد فرهنگی آن‌هم در حین اجرای نمایشی که در نکوهش انتحار ترتیب‌شده را سامان داده‌اند، آن‌هایی‌اند که اهمیتِ این نوع حرکت‌ها و تأثیر آن در اذهان را درک ‌کرده‌اند. شاید هم ابتدایی‌ترین برداشت این باشد که این حمله کار آنانی‌ست که نمی‌خواهند به‌‌آسانی در مذمتِ حمله‌های انتحاری چیزی گفته شود.
اگرچه در یک ماه پسین، کابل شاهد حمله‌های انتحاریِ پیاپی‌یی بوده که هرکدام هدفِ خاصی را نشانه رفته بود؛ اما حمله اخیر به مرکز فرهنگی در لیسه استقلال، به مراتب متفاوت و نادر می‌نماید و نشان می‌دهد که افغانستان در حال تجربه بازی‌های پیچیده و جدید‌ی‌ست که شاید سران دولت وحدتِ ملی دربارۀ آن فکر نکرده‌اند.
شکی نیست که این حملۀ انتحاری نیز کارِ طالبان بوده و آنان مسوولیتِ این حمله را به عهده می‌گیرند؛ اما واضح است که طالبان بی‌آن‌که بدانند، به عنوان بازیگرانِ بسیار ارزان در بازی‌های پیچیده سیاسی ـ استخباراتیِ منطقه و جهان گیر مانده‌اند و جز ایفای نقش، هیچ کشش و گریزِ دیگری ندارند. بنابراین همان‌گونه‌ که احمدولی مسعود در صفحه فیس‌بوکش نگاشته است، شدت‌گیری عملیات‌های انتحاری و انفجاری طی چند هفته اخیر، به‌خصوص هدف‌گیری لیسه استقلال، گذشته از بازی ویران‌گر طالبانی، می‌تواند نشانه‌های بارزِ یک بازیِ بزرگ‌تر در میدان رقابتِ افغانستان باشد!
اما این مسأله زمانی می‌تواند به‌درستی درک گردد که ما وضعیتِ جدیدی که در یکی‌ـ‌دو ماه اخیر در بازی‌ها و رقابت‌های کلان در کشور و منطقه شکل گرفته است را مطالعه کنیم.
شاید این سوال بسیار ساده و پیش پا افتاده باشد که این انتحاری توسط چه کسی وارد صحنه شد و چه کسانی در داخل نهادهای امنیتی، در عقبِ این رویداد قرار دارند و کی‌ها با تروریستان همکاری می‌کنند. اما اکنون به‌جای چنین سوال‌هایی، پرسشِ اصلی و به‌روز این است که: «آیا دولت وحدت ملی عمقِ این بازی‌ها را درمی‌یابد یا خیر؟»
باید مسوولان دولت وحدت ملی، در شرایط موجود که حساسیتِ بازی‌های منطقه‌یی و جهانی در افغانستان به‌شدت بالا گرفته است، فعال شوند و کشور را از ورطۀ خطرناکی که در انتظارش است، بیرون بکشـند. اگر دولت وحدتِ ملی فعال نشود و سیاستِ روشنی در قبال دوستی‌ها و دشمنی‌ها اتخاذ نکند و به‌صورتِ شفاف و روشن، در مورد رویدادها موضع نگیرد؛ آیندۀ کشور تاریک به نظر می‌رسد به‌نحوی که رویدادهای این‌چنینی افزایش خواهد یافت و مجال اصلاحِ وضعیتِ را از همه‌گان سلب خواهد کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.