نیاز تدوین استراتیژی جنگ

یک شنبه 8 اسد 1396/

سقوط و بازپس‌گیری ولسوالی تیورۀ ولایت غور و برخی ولسوالی‌های و شهرهای دیگر نشان می‌دهد که دولت در ادامۀ یک دور باطل می‌چرخد و قرار نیست که از این دایره پا بیرون بگذارد. با گذشت هر روز می‌بینیم که حملات طالبان افزایش یافته است و شهرها و ولسوالی‌های مختلف در ولایت‌های کشور از جنوب تاشمال و غرب دستخوش حادثه شده است و دولت در آغاز در سقوط مناطق بی‌توجهی و ضعف از خود نشان می‌دهد؛ زمانی که طالبان آن منطقه را تصرف می‌کنند و دست به جنایت‌ها و قتل عام می‌زنند، باز دولت نیروهای تازه‌نفسی را می‌فرستد تا آن مناطق را با دادن تلفات دیگر باز پس بگیرد. چنانی که در ولایت قندوز و دیگر مناطق و اخیراً در غور چنین اتفاقی افتاده است. دست به دست شدن مناطق و گسترش جنگ و دادن صدها نفر تلفات در هر روز شاید برای حاکمی مثل آقای غنی و دولتی مثل دولت ما مساله‌یی نیست؛ در حالی این وضع جامعه و نظام را از لحاظ نیروی انسانی و فیزیکی زمین‌گیر می‌کند. این نوع بی‌احساسی که از بالا نشأت کرده است، مسلماً در وجود دیگر مسوولان بلندرتبۀ دولتی هم تسری یافته است و روزی این وضع و این بی‌توجهی روزی کشور را فرو می‌پاشاند این یک ترس بسیار جدی است.
این درحالی است که مسوولان امنیتی کشور اصلاً به این مسایل توجه نمی‌کنند آنان یا درکی از وضعیت ندارند و یاهم ناتوان از ادارۀ کشور اند و یاهم دارند در امتداد تطبیق یک پروژه بسیار وحشتناکی قرار دارند که فقط از درک آن برای آنان پول میرسد و بس. در حالی که سرقوماندان اعلای قوای مسلح کشور با درک این‌که در سطح نهادهای نظامی و امنیتی تلفات بیشتر است و تلفات ملکی هم افزایش یافته است، باید در پی راه حلی باشند که درکی از وضعیت داشته باشند، نگاه شان به مسایل بیشتر سیاسی است تا که در خدمت رسانی به مردم ناتوان اند دو راه پیش رو دارند. آنها باید در برابر جنگ فرسایشی‌ای که قرار دارند، راهبردی بسازند که بتواند جنگ فرسایشی طالبان را مهار کند و باید روی کاهش تلفات نیروهای نظامی و کنترل فعالیت‌های انفجاری و انتحاری در کشور کاری کنند که در خور شان یک دولت باشد. زیرا به نظر میرسد که دولت هیچ‌برنامۀ بازدارنده‎‌یی برای جلوگیری از حمله‌های تروریستی و عملیات‌های طالبان ندارد. گزینۀ دوم این است که باید برای و رییس‌جمهور و مسوولان امنیتی و نیز دیگر مسوولان امنیتی به دلیل اینکه در انجام مسوولیت‌های شان ناتوان‌اند باید خود استعفا دهند و این خواستی است که توسط مردم افغانستان بارها مطرح شده است؛ بنابرین مردم دیگر توان آن را ندارند که همیشه تاوان به کرسی ماندن کسانی را بپردازند که فقط می‌خواهند که در قدرت و کرسی باقی بمانند. بنابراین در نهادهای امنیتی کشور به یک خانه‌تکامی تمام نیاز است و باید اصلاحات لازم چنان ایجاد شود که اولاً نهادهای امنیتی کشور یک راه‌برد جنگی شوند و سپس افرادی صادق و وطن دوست باید در راس قرار گیرند. باید مسوولان کشور به خصوص مسوولان امنیتی درک کنند که برای مردم بسیار گران تمام شده اند این افراد یا کار کنند یا کنار بروند تا افراد پاک ترو بهتری جایشان را پر کند و این دین مردم افغانستان بر گردن آقای غنی و عبدالله است که در این مورد توجه صادقانه کنند و استراتیژی جنگی را تدوین نمایند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.