همه‌جا گلیـمِ غم و ابرویِ غنی بی‌خم

دو شنبه 1 عقرب 1396/

در روزهای گذشته، کابل و برخی ولایت‌ها شاهد حملاتی گسترده‌ از جانبِ طالبان و داعشیان بود که طی آن‌ها بیش از صد تن کشته و صدها تنِ دیگر زخمی شدند. این حملات، درست هم‌زمان با عملی شدنِ راهبرد جدیدِ امریکا در برابر طالبان و داعش صورت گرفته‌اند. این‌که یک طرفِ این حمله‌ها، طالبان و داعشیان و نیروهای مخالفِ دولت اند، حرفی‌ست درست و خبر از موفقیتِ آنان در این حملاتِ ویرانگر و تروریسـتی می‌دهد؛ اما از جانب دیگر، دولت افغانستان چنان ناتوان و بی‌کاره در نظر مردم جلوه کرده است که گویی اصلاً وجود ندارد!
این روزها مردم نسبت به آن‌چه که دولت بیان می‌کنـد، سخت بی‌باور شده اند و سوال‌های بی‌شماری در ذهن‌شان شکل گرفته است. سوالِ درشت این است که چرا دولت نمی‌تواند مانع عملی شدنِ عملیات‌های طالبان شود و چرا حکومت از گذشته درس نگرفته است؟ چرا با همۀ رویدادهای وحشتناک، تغییراتی در بخش‌های مهمِ نهادهای امنیتی رونما نمی‌شود؟ چرا دولت مانع وارد شدنِ صدها تُن‌ مواد انفجاری به کابل نمی‌شود؟ چگونه این‌همه اتفاقِ وحشتناک در کابل و دیگر ولایت‌های کشور به‌ساده‌گی صورت می‌گیرد، اما گاهی که یک موردِ آن‌ به شکل تصادفی توسط نیروهای امنیتی خنثا می‌گردد، سروصدای نهادها بالا می‌شود که چنین دستاوردی داشته اند؟
به نظر می‌رسد که در کنار این‌که مشکل در نهادهای امنیتی و روش کاری‌شان و عدم فعال بودن‌شان به‌خصوص در بخش‌های استخباراتی و کشف وجود دارد، بخش دیگر و اصلیِ آن به نحوۀ مدیریت و رهبریِ این نهادها برمی‌گردد. اما مشکلاتِ بزرگ‌تر و مهم‌تر از همه، در ارگ ریاست جمهوری است؛ ارگی که امروزه همۀ کارها را در کنترل دارد، از جمله فرماندهی همۀ نیروهای مسلحِ کشور را. آگاهان، ناتوانی و عدم درکِ آقای غنی به عنوان سرقوماندان اعلای قوای مسلح در مسایل نظامی را، از دیگر دلایلِ ضعفِ نهادهای امنیتی می‌دانند و باورشان بر این است که در این زمینه باید اصلاحاتی ایجاد شود.
نهادهای امنیتی کشور به‌شدت قومی شده اند و همین امر، دلیل اصلی نفوذ دشمن به این نهادها شده است. فسادهای مالی، دلیل دیگر موفقیتِ دشمن است. اما آن‌چه که به رییس جمهور برمی‌گردد این است که نه توانایی لازم برای حلِ مشکلاتِ امنیتی و نظامی را دارد و نه برداشتِ درست از وضعیتِ سیاسی و عمومیِ افغانستان را. به همین دلیل اگر در یک روز هزار نفر هم به قتل برسد، خمی به ابرویِ آقای غنی نمی‌آید، چنان‌که بارها چنین چیزی تجربه شده است.

اعلامیه‌هایی که اخیراً نهاد ریاست جمهوری صادر کرده است، اقدام درستی در برابر وضعیتِ موجود نیست. فقط با ورق صادر کردن و نوشتن چند حرف از آدرس ریاست جمهوری، مردم به آرامش نمی‌رسند و دشمن هم چیزی را حس نمی‌کند؛ به خصوص وقتی که آقای غنی بگوید دشمن چون توان نظامی ندارد، دست به چنین حملاتِ بُزدلانه می‌زندـ که این سخن بسیار خام، تکراری و خسته‌کننده است!
دشمن در حملاتِ جبهه‌یی نیز نشان داده که می‌تواند بیشتر از این‌ها جنایت کند اما این حکومت است که هیچ تغییری را در راهبرد و میکانیسم‌های نظامی به رسمیت نمی‌شناسد و هر روز تماشاچیِ قربانی‌شدنِ مردم هست.
برای کسی که نامِ «رییس جمهور» را با خود حمل می‌کنـد، زیبنده این است که در چنین شرایط خطیری، دست به اصلاحاتِ بسیار گسترده و فارغ از دغدغه‌های قومی و تبـاری بزند و نهادهای امنیتیِ کشور را از گروگانِ حلقاتِ مشکوک و نامطلوب بیرون بکشد. مسلماً تا زمانی که تغییراتِ اساسی در نهادهای امنیتی رونما نشود، ناامنی و دهشت‌گری و قربانی‌شدنِ مردم ادامه خواهد داشت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.