واگـذاری منـاطق به طالبـان به معنـای چیست؟

یک شنبه 3 سرطان 1397/

، والی ولایت پکتیا گفته است که برنامه واگذاری مناطق من برای طالبان آغاز شده است. این درست یک روز بعد از آن گفته شد که محمد اشرف غنی، رییس دولت وحدت ملی، اخیراً به شماری از مقامات حکومتی از جمله والی‌ها دستور داده که صلح باید به طور مخفیانه به پیش برده شود و باید از همه امکانات محلی برای ایجاد صلح استفاده شود. حتا گفته است در صورتی که طالبان در مناطقی آتش‌بس موافقت می‌کنند نیورهای امنیتی باید از آن مناطق عقب‌نشینی کنند. این دستورات آقای غنی با سخنان والی پکتیا نهایی شد و عملاً وگذاری بخش‌هایی از کشور برای طالبان از آن ولایت آغاز شده است. همچنان در بخشی از ولایت لوگر هم سخن از آتش بس دایمی به میان آمده است و نیروهای دولتی از یکی از این ولسوالی‌ها عقب‌نشینی کرده‌اند. به اساس اظهارات والی پکتیا قرار است که بخش‌های دیگری در سایر ولایت‌ها هم زیر همین برنامه به طالبان واگذار شود.
البته آنچه که به عنوان آتش‌بس مطرح شده است و پای طالبان را به ساده‌گی به شهرهای کشور رساند، حالا تنها به رویکردی تبدیل شده که به واگذاری مناطق برای طالبان موثر است. مسلما وقتی ساحاتی را برای طالبان تسلیم کنند و برای بازپس‌گیری آن اقدامی نشود، طالبان در آن مناطق جنگ نمی‌کنند؛ بلکه منطقی برای جنگ باقی نمی‌ماند. بحث واگذاری مناطق برای طالبان از سال‌ها قبل مطرح بوده است. اما به نظر میرسد که حالا از جانب امریکایی‌ها پذیرفته شده است و آقای غنی به عنوان مجری این پروژه به عملی کردن آن اقدام کرده‌است. در عین حال واگذاری برخی مناطق برای طالبان دقیقاً به معنای واگذاری بخش‌هایی از کشور برای پاکستان نیز است و پاکستان از این برنامه سود سرشاری می‌برد. از جانب دیگر در مناطقی که برای طالبان واگذار می‌شود هم طالبان افغانی و هم طالبان پاکستانی و دیگر گروه‌های جنگجو می‌توانند حضور برسانند و حالا ممکن است که یکی از این ولایت‌ها به عنوان مناطقی که با طالبان گفت‌وگو شود، انتخاب شود؛ اما سایر آن مناطق به شکل رسمی در آختیار طالبان به عنوان امارت اسلامی افغانستان قرار داده می‌شود و عملا طالبان دارای یک حکومت موازی در کشور می‌شوند و بعد از آدرس یک حکومت مدعی با «دست‌نشانده‌های امریکا» یا با امریکا به اصطلاح گفت‌وگو می‌کنند. این برنامه ممکن است تا سرحد انتقال قدرت برای طالبان هم منجر شود و عملاً بخش‌هایی وسیعی کشور در اختیار آن گروه قرار داده شود. البته این برای نخستین‌بار است که در شانزده‌سال گذشته چنین پیشرفت‌هایی زیر نام تلاش‌های صلح در کشور صورت می‌گیرد؛ اما معلوم نیست که مردم در این معاملات بسیار پیپچیده با چه مشکلاتی مواجه خواهند شد. چیزی که مردم شاهد آن اند این است که بازی‌های استخباراتی و نیت‌های گوناگون پشت تحولات اخیر خوابیده است و همین مساله بحث صلح را به یک بستر تازه برای جنگ به نظر می‌نمایاند؛ زیرا اگر قرار باشد که بحث صلح با طرفی مطرح شود، باید مردم افغانستان آن را به درستی درک کنند و همه گروه‌ها و طیف‌های سیاسی روی آن توافق نظر داشته باشند نه چهار نفری که فقط روی مردم، خون آنان و ارزش‌های آنان به معامله برخیزند. اما هنوز هم این سوال باقی است که به راستی واگذاری مناطق برای طالبان به معنای چیست؟

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    نتایج عملی سیاسی- حقوقی آتش بس با طالب منحیث یک نهاد دهشت افگن سپاه اجیرپاکستان و ضرورت یک کنفرانس بین المللی در باره افغانستان برای بیطرفی دایمی. ( برای خروج شتابزده و ناگهانی باید برنامه یی باشد )

    – طالب عمدتن منحیث ابزار سیاسی برای اهداف منطقوی پاکستان ایجاد شده است.
    – کرزی –غنی از همان آغاز ایجاد طالب با حمایت از بمیان امدن این گروه آن را منحیث یک وسیله تحقق رویای تسلط قومی حمایت ، تحمل و تقویت نموده اند.
    – ممانعت از اقدام قاطع مقابل طالب در سطح ملی از جانب کرزی غنی و ” اطاق فکری ” قوم محور شان صورت گرفته است.

    آتش بس با طالب چه نتایج راببار می آورد :

    طالب باوجود قتل و کشتار افراد ملکی به شمول جنایات ضد بشریت از یک نهاد تروریستی به یک نهاد سیاسی تبدیل و به رسمیت شناخته می شود.

    پیروزی بزرگ یک کشور فقیر جهان سومی پا کستان و نهاد استخباراتی آن یعنی آی اس آی مقابل: ملل متحد – اروپا – ناتو.

    عملن با آتش بس یک ساله پیشنهادی غنی ، در شرایط آتش بس زمینه های علنی بدون مخاطره برای توسعه شبکه تروریستی یعنی ایجاد استحکامات برای طالب – داعش و پا کستان در درداخل کشور فراهم میگردد.

    پول فراوان منابع تمویل و تقویت طالب منحیث یک نهاد سنی افراطی در چهار چوب خصومت بن سلمان سعودی باایران باعث نفوذ بیشتر طالبان و از هم پاشیدگی و سقوط مورال صفوف امنیتی میگردد.

    طالب در مناطق زیر سلطه خود حاکمیت طالبی را توام با نظام اداری – قضایی ایجاد و یک نوع حاکمیت دوگانه Diarchy را بمیان می آورد که آغاز تجزیه و تقسیم افغانستان ازان تصور شده می تواند.

    سناریوی ایدیال کرزی – غنی عبارت از دور ساختن نفوذ اقوام غیر پشتون از حاکمیت ، تسلط کامل پشتون ها در تمام ولایات و مهندسی اجتماعی با جا بجا ساختن هزاران خانوار پشتون آن سوی سرحد به شما ل کشورمیباشد.

    امکان آن هم می باشد که بعضی از کشور های منطقه با احساس خطر ازین نوع ” طالبینایزیشن ” منطقه قوت های ضد طالب را ایجاد و زمینه ” Balkanization ” و جنگ های منطقوی را فراهم نمایند.

    نتیجه :

    نهاد های سیا سی ” جمعیت ، وحدت ، جنبش و دیگر نهاد ها ….. ” که چنین دور نمای تاریک را محتمل میدانند باید طی اجتماعات متعدد این حاتم بخشی غنی مریض روانی را به چالش کشند و احساس مسئولیت مقابل سر نوشت مردم داشته باشند.

    عامل اساسی جنگ و تمدید جنگ و طرف مذاکره پا کستان می باشد.

    باید در باره مداخله پا کستان و قطع مداخله پا کستان اسناد ومدارک جمع شده از شورای کویته و حقانی ترتیب و به شورای امنیت ملل متحد ارسال و شکایت صورت گیرد.

    بصورت جدی و قاطع و باز هم تاکید می کنم بصورت جدی و قاطع در باره یک کنفرانس بین المللی در باره افغانستان به شمول شش کشور همسایه در باره بیطرفی دایمی افغانستان اقدامات عملی صورت گیرد.

    غنی که خود دارای مشروعیت نیست و از صحت روانی برخوردار نمی باشد نباید حیات ، موجودیت سیاسی و سر نوشت ملت را به مخاطره انداخته و به وی چنین اجازه داده شود .

    اشتراک در مجالس غنی باید صورت نگیرد.

    غنی که خودش و حکومت وحدت ملی وی منقضی شده است برای یک سال اینده تصمیم گرفته نمی تواند.

    سر نوشت و هستی مردم و این خطه سیاسی نباید بدست یک دیوانه یا مریض روانی قرار داشته باشد.

    پ.ن.: درین کنفرانس بین المللی مصارف و تقویت و تجهیز نیرو های امنیتی از جانب اشتراک کنندگان برای ده سال از طریق صندوق ویژه در چهار چوب ملل متحد تضمین گردد.

  • Nawid Parsa

    نتایج عملی سیاسی- حقوقی آتش بس با طالب منحیث یک نهاد دهشت افگن سپاه اجیرپاکستان و ضرورت یک کنفرانس بین المللی در باره افغانستان برای بیطرفی دایمی. ( برای خروج شتابزده و ناگهانی باید برنامه یی باشد )

    – طالب عمدتن منحیث ابزار سیاسی برای اهداف منطقوی پاکستان ایجاد شده است.
    – کرزی –غنی از همان آغاز ایجاد طالب با حمایت از بمیان امدن این گروه آن را منحیث یک وسیله تحقق رویای تسلط قومی حمایت ، تحمل و تقویت نموده اند.
    – ممانعت از اقدام قاطع مقابل طالب در سطح ملی از جانب کرزی غنی و ” اطاق فکری ” قوم محور شان صورت گرفته است.

    آتش بس با طالب چه نتایج راببار می آورد :

    طالب باوجود قتل و کشتار افراد ملکی به شمول جنایات ضد بشریت از یک نهاد تروریستی به یک نهاد سیاسی تبدیل و به رسمیت شناخته می شود.

    پیروزی بزرگ یک کشور فقیر جهان سومی پا کستان و نهاد استخباراتی آن یعنی آی اس آی مقابل: ملل متحد – اروپا – ناتو.

    عملن با آتش بس یک ساله پیشنهادی غنی ، در شرایط آتش بس زمینه های علنی بدون مخاطره برای توسعه شبکه تروریستی یعنی ایجاد استحکامات برای طالب – داعش و پا کستان در درداخل کشور فراهم میگردد.

    پول فراوان منابع تمویل و تقویت طالب منحیث یک نهاد سنی افراطی در چهار چوب خصومت بن سلمان سعودی باایران باعث نفوذ بیشتر طالبان و از هم پاشیدگی و سقوط مورال صفوف امنیتی میگردد.

    طالب در مناطق زیر سلطه خود حاکمیت طالبی را توام با نظام اداری – قضایی ایجاد و یک نوع حاکمیت دوگانه Diarchy را بمیان می آورد که آغاز تجزیه و تقسیم افغانستان ازان تصور شده می تواند.

    سناریوی ایدیال کرزی – غنی عبارت از دور ساختن نفوذ اقوام غیر پشتون از حاکمیت ، تسلط کامل پشتون ها در تمام ولایات و مهندسی اجتماعی با جا بجا ساختن هزاران خانوار پشتون آن سوی سرحد به شما ل کشورمیباشد.

    امکان آن هم می باشد که بعضی از کشور های منطقه با احساس خطر ازین نوع ” طالبینایزیشن ” منطقه قوت های ضد طالب را ایجاد و زمینه ” Balkanization ” و جنگ های منطقوی را فراهم نمایند.

    نتیجه :

    نهاد های سیا سی ” جمعیت ، وحدت ، جنبش و دیگر نهاد ها ….. ” که چنین دور نمای تاریک را محتمل میدانند باید طی اجتماعات متعدد این حاتم بخشی غنی مریض روانی را به چالش کشند و احساس مسئولیت مقابل سر نوشت مردم داشته باشند.

    عامل اساسی جنگ و تمدید جنگ و طرف مذاکره پا کستان می باشد.

    باید در باره مداخله پا کستان و قطع مداخله پا کستان اسناد ومدارک جمع شده از شورای کویته و حقانی ترتیب و به شورای امنیت ملل متحد ارسال و شکایت صورت گیرد.

    بصورت جدی و قاطع و باز هم تاکید می کنم بصورت جدی و قاطع در باره یک کنفرانس بین المللی در باره افغانستان به شمول شش کشور همسایه در باره بیطرفی دایمی افغانستان اقدامات عملی صورت گیرد.

    غنی که خود دارای مشروعیت نیست و از صحت روانی برخوردار نمی باشد نباید حیات ، موجودیت سیاسی و سر نوشت ملت را به مخاطره انداخته و به وی چنین اجازه داده شود .

    اشتراک در مجالس غنی باید صورت نگیرد.

    غنی که خودش و حکومت وحدت ملی وی منقضی شده است برای یک سال اینده تصمیم گرفته نمی تواند.

    سر نوشت و هستی مردم و این خطه سیاسی نباید بدست یک دیوانه یا مریض روانی قرار داشته باشد.

    پ.ن.: درین کنفرانس بین المللی مصارف و تقویت و تجهیز نیرو های امنیتی از جانب اشتراک کنندگان برای ده سال از طریق صندوق ویژه در چهار چوب ملل متحد تضمین گردد.