پایان ثبت‌نامِ تقویتی در فضای رخوتناکِ انتخاباتی

/

روز گذشته، هشتم سرطان، روند ثبت‌نامِ تقویتی برای شهروندانِ واجد شرایط رای‌دهی در انتخابات ریاست‌جمهوری، در ۳۳ ولایتِ کشور پایان یافت و صرفاً در ولایت غزنی که مراکز ثبت‌نام با تأخیر باز شده بودند، برای یک هفتۀ دیگر این روند ادامه خواهد یافت. در روز هفتم سرطان، رسانه‌ها گزارش دادند که تا کنون نزدیک به دوصدهزار نفر در سی‌وسه ولایتِ کشور و چهل‌ویک‌هزار نفرِ دیگر در ولایت غزنی ثبت‌نام کرده‌اند؛ ارقامی که نظر به انتظارِ دومیلیون نفریِ کمیسیون مستقل انتخابات، ناچیز می‌نماید و حتا اگر این ارقام دوبرابر شود، بازهم نمی‌تواند بیش از ۲۵ درصدِ انتظار کمیسیون انتخابات را برای ثبت‌نام برآورده کند.
به گفتۀ مسوولان کمیسیون انتخابات، در انتخابات مجلس نماینده‌گان ۸٫۸ میلیون تن ثبت‌نام کرده بودند که حتا اگر به این رقم، نیم‌میلیون نفرِ دیگر از طریق پروسۀ ثبت‌نامِ تقویتی اضافه شود، رقم مجموعی نُه میلیون و سه‌صدهزار خواهد شد. اما پرسشِ اساسی این‌است که چه مقدار از این جمعیت در نهایت در انتخاباتِ پیشِ رو از حقِ رای‌شان استفاده خواهند کرد و این استفاده با چه ضریبی از آگاهی به‌همراه خواهد بود؟
مسلماً کشاندنِ مردم به پای صندوق‌های رای، یک امرِ ساده و آسان نیست و لازمۀ برگزاری یک انتخاباتِ پُرشور و سالم، اخذِ تمهیداتِ مادی و معناییِ فراوان است. در بسیاری از کشورهایِ امن و عاری از فساد و تقلباتِ گوسفندی که مردم طعمِ شیرینِ انتخابات را به معنای راستینِ کلمه چشیده‌اند نیز اتخاذ تدابیرِ ویژه برای جلبِ مردم به صندوق‌های رای از طریق دولت و ارگان‌های مربوطۀ حکومتی و همچنین ایجاد امواجِ انتخاباتی برای احیای روحیۀ دموکراتیکِ جامعه از طریق نامزدانِ انتخاباتی و رسانه‌ها، رکنِ اساسی پیشبردِ موفقانۀ امرِ انتخابات شمرده می‌شود. اما در افغانستان که متأسفانه انتخابات به‌دلیلِ تقلباتِ گسترده و مکرر بدنام شده و مضاف بر آن، ناامنی انگیزه برای شرکت در این پروسه را تضعیف کرده، بدیهی‌ست که باید دولت در چارجوب قانون، نیرو و امکاناتِ گسترده‌یی را برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات و استفادۀ آگاهانه از حقِ رای تخصیص دهد. چرا که تجارب انتخابات‌های گذشته، این نتیجه‌گیریِ خطرناک را برای جامعۀ افغانستان به میان آورده که انتخابات حتماً و حتماً با تقلب و فساد همراه است و عاقلانه نیست که برای شرکت در یک چنین پروسه‌یی، جانِ خود را به رایگان در خطر انداخت. خطرناکیِ این گزاره به این‌است که یا نباید در رای‌دهی شرکت کرد و یا هم در صورت شرکت، باید رایِ خود را به معرضِ فروش گذاشت؛ زیرا پس از پایانِ انتخابات هیچ پیوندی میان رای‌دهنده و رای‌گیرنده برقرار نخواهند ماند.
شرکتِ نازلِ مردم در روند ثبت‌نامِ تقویتی، نشان از بی‌میلی و سرکوبِ انگیزۀ جامعه نسبت به انتخابات دارد. این وضع کاملاً قابل درک است و حتا می‌توان به مردم حق داد. اما از آن‌جا که همچنان هیچ گزینه‌یی بهتر از انتخابات برای ساختنِ آیندۀ افغانستان متصور نیست و دولت وظیفۀ اساسی را برای استمرار بخشیدن به آزمونِ دموکراسی دارد، شایسته بود که آقای غنی به عنوان رییس دولت و حکومت به‌جای کمپاین‌های پیش از وقت و اندیشیدن به بقای شخص خودش در قدرت، به «تبلیغ انتخابات و تأکید بر بقای فرهنگِ دموکراسی» همت می‌گماشت و پس از آن، کمیسیون انتخابات با جدیتِ تمام به آگهی‌دهی و ایجاد روحیۀ دموکراتیک در جامعه می‌پرداخت تا نتیجۀ آن را نخست در ثبت‌نامِ تقویتی و بعد در پای صندوق‌های رای و بعدتر در اعلام نتایجِ انتخابات بدون مرافعه و نزاع شاهد می‌بودیم.
اگرچه بخشی از فرصت‌ها به هدر رفته، اما اگر اراده‌یی وجود داشته باشد، در فرصت‌هایِ باقی‌‌مانده کمیسیون انتخابات با ابتکار و قاطعیت می‌تواند فضای رخوتناکِ انتخاباتی را به سمتِ نشاط و بالنده‌گی سوق دهد. کمیسیون انتخابات باید در عمل ثابت کند که در انتخاباتِ پیشِ رو دیگر تقلب نقشی نخواهد داشت و آنچه نتیجه را رقم می‌زند، آرای پاکِ مردم خواهد بود. کمیسیون انتخابات در همکاری با جامعۀ مدنی و رسانه‌ها اولاً می‌تواند با ایجاد آگاهی و انگیزه، مردم را نسبت به شرکت در انتخابات ترغیب سازد و ثانیاً ضمن نظارت بر جریان‌های انتخاباتی از جمله تیم آقای غنی، می‌تواند ظرفیتِ آن‌ها را به جای روآوردن به کمپاین‌های غیرقانونی، به سمتِ احیای فرهنگِ انتخابات بسیج سازد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.